تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار
وسط همه دعواهای سیاسی تیم ملی ما مقتدرانه از رسیدن به جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ بازموند و بازهم باید با کسب تجربه چهار سال دیگه منتظر رسیدن به جام جهانی باشیم. ایشاللا که خیره اما فوتبال ما این قدر تو این سالها تجربه کسب کرده که می تونه چهار سال دیگه قهرمان جام جهانی بشه . چشم آقای علی آبادی هم روشن با اون مدیریت صحیح و اصولی شون

پ.ن : البته می دونم خیلی دیره اما بازهم بالاخره برای عرض ارادت خدمت مدیران بشدت سیاست زده ورزش هیچگاه دیر نیست.

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 30 خرداد1388 و ساعت 17:50 |
خدا رو شکر فوتبال ۹۰ دقیقه بیشتر نیست . اگه ۹۵ دقیقه بود حتما باخته بودیم . باز هم برد رو با تساوی عوض کردیم تا بازهم به اما و اگر بیافتیم . حالا تا شب صبر می کنیم و می بینیم نتیجه بازی کره شمالی و عربستان سعودی چی میشه ؟ به جام جهانی می رسیم یا نه؟؟؟؟؟؟؟

راستی من هم وسط دعوا دارم نرخ تعیین می کنم ها!!!

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 27 خرداد1388 و ساعت 17:32 |
با تساوی ایران با کره شمالی شانس صعود ما به جام جهانی آفریقای جنوبی بازهم کاهش یافت و به حدود یک اپسیلون رسید. این میزان رو به همه ورزش دوستان تبریک و تهنیت عرض می کنم. میزان اپسیلون هم دقیقا  1.21x10-20  هست یعنی یه چیزی در حد خیلی کم!!!

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 14:34 |
دیدار ایران و کره شمالی با نتیجه تساوی در حالی تمام شد که اگر دقایقی دیگه مجبور بودیم سنگینی حملات کره شمالی رو تحمل کنیم بدون شک یک باخت دیگه به کارنامه افشین خان قطبی اضافه می شد. خدا رو شکر فوتبال فقط نود دقیقه هست و تموم شد بدون قطع نوار و رکورد شکست ناپذیری ایران از چشم بادامیهای شمالی. این مستمسک مناسبی برای سیاسیون هست تا این شکست رو هم به ناکامیهای ایران و رئیس جمهوراون مرتبط کنند. به نظرم بی ربط هم نیست که عرصه ورزش ما مثل اقتصاد و فرهنگ و سیاست خارجی و سیاست داخلی و امنیت و .... این روزها اوضاع خوبی نداره و حسابی مریضه . رئیس جمهور آینده هر کی باشه امیدوارم یه فکر اساسی به حال این ورزش نابسامان ما بکنه..........
+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 14:29 |
همه رکوردهای لیگ هشتم به استقلال قهرمان تعلق گرفت خودتون بخونید و قضاوت کنید:

بهترین تیم : استقلال
بهترین گلزن : آرش برهانى از استقلال ( ۲۱ گل )
بهترین خط حمله : استقلال ۷۰ گل زده
بهترین خط دفاع : استقلال و سپاهان با ۳۴ گل خورده
بیشترین برد : استقلال تهران و ذوب آهن با ۱۹ برد

راستي از حق نگذريم ديروز روز مجيد جلالي و بازيکنانش هم بود که فوتبال پاکي رو به نمايش گذاشتند.

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت 11:47 |
به سلامتی استقلال  هم در میان بحت و حیرت و تعجب همگان قهرمان لیگ برتر شد . این موفقیت رو به همه استقلالیهای عزیز و از همه مهمتر لنگیها (ببخشید منظورم همون پرسپولیسیها بود) تبریک و تسلیت عرض می کنم . گرچه این امر می تونه تاحدود زیادی مشکل اصلی ورزش کشور رو تحت الشعاع قرار بده اما من همچنان به این نظرم پافشاری می کنم که راه اصلاح ساختاری ورزش / تا مدتی پرهیز از ورزش قهرمانی و توجه به زیرساختها و پرورش نسل جدید ورزشکار در بعد قهرمانیه . ضمنا یه خواهر عزیزی فرمودن پس بریم معتاد شیم ؟ به نظرم دلیلی نداره کسی معتاد بشه تازه همه جامعه رو به ورزش باید تشویق کنیم. گرچه این پیشنهاد عمرا عملی بشه ...

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت 11:36 |
عجیبه این دومین پست من در چند روز اخیر درباره ورزش هست . با اینکه سعی می کنم راجع به ورزش کمتر بنویسم اما مدتیه که مشکلات و مسایل اخیر ورزش کشور من رو مثل خیلیهای دیگه به فکر مشغول کرده . به نظرم این راهی که ما می ریم با این همه هزینه اشتباه و پول بیت المال رو به چاه ویل ریختنه . دور ریختن بدون برداشت . گرچه این پیشنهاد تا حد زیادی نشدنیه اما بعد از ناکامیهای متعدد در ورزش کشور و این اواخر فوتبال (که اوجش از المپیک ۲۰۰۸ آغاز شد و تا همین هفته قبل ادامه داشت ) این حرف بین مردم می چرخه که ورزش رو باید تعطیل کرد ... به نظرم اگر مدتی مثلا دو سال تمام کل ورزش کشور رو در بعد قهرمانی تعطیل کنیم و بودجه اون رو به مسایل زیرساختی و ورزش مدارس و شناسایی استعدادها از دوران مدرسه و هدایت اونها و استخدام مربیان با دانش و تحصیلکرده اختصاص بدیم / اگر نشریات ورزشی رو سامان بدیم و اگر با بی انضباطیها و هنجار شکنیها برخورد جدی کنیم / اگر استانهای قطب رشته های مختلف در کشور معرفی شوند و اگر ... فقط دو سال بعد می تونیم ورزش قهرمانی رو مجددا اما این بار با ساختاری قوی و تنومند و نه نحیف و نزار راه بیاندازیم و مدالهای خوش رنگ رو در رشته های مختلف به کشور بیاریم . گرچه شاید این پیشنهاد نشدنی باشه اما به هر حال توقع ملت ایران این نیست که در هر مسابقه بین المللی منتظر عده ای باشند که اعتبار و حیثیت اونها رو خدشه دار کنند. آقای علی آبادی به فکر ورزش این کشور باشید. آقای رئیس جمهور شما هم ...
+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 16:8 |
فوتبال ما و عربها حکايتي پيدا کرده . اخيرا عربهاي کشورهاي حوزه خليج هميشه فارس گربه سياه فوتبال ايران شدن و بعد از نخستين باخت تيم ملي فوتبال ايران از عربستان سعودي در خاک ايران / باشگاه استقلال هم مغلوب باشگاه رده ششمي ام صلال شد . ديروز اول ارديبهشت هم باشگاه پرسپوليس تهران مغلوب باشگاه الغرافه قطر شد و ساير تيمهاي ايراني که درگير ليگهاي باشگاههاي اسيا هستند هم طعم تلخ شکست رو از اين تيمها ديدند.  درسته که اين کشورها سرمايه گذاري بالايي در فوتبال اونهم به لطف دلارهاي نفتي کردن اما بايد اعتراف کنيم که ما هم در اين رشته پرطرفدار سرمايه گذاري کمي نکرده ايم که بخواهيم گناه شکستهامون رو گردن اون بياندازيم . به نظرم مشکل ساختاري فوتبال و ورزش ما کلا همونيه که در کشور با اون دست به گريبان هستيم و اون بي توجهي به لوازم و ضميمه ها و زمينه هاي يک کار هست . باور کنيم که ورزش ما مدير ورزشي مي طلبه و صنعت مدير صنعتي و سياست مدير سياسي . خلط بين اين حوزه ها نتيجه اي جز اين نداره . باور کنيم هر چيزي مدير و کارشناس و مهندس خاص خود رو مي طلبه و بايد به سمت تخصص گرايي ( البته منظورم تکنوکراتيسم نيست ها !! ) بريم . تا کي يک مدیر مثلا سیاسی رو وارد اقتصاد کنيم و بعد که عوارضي به بار آورد او را به ورزش يا فرهنگ یا سایر بخشها منتقل کنيم و البته اخرش هم براي ملت هيچ ثمره اي جز خسارت مادي و معنوي نداشته باشه ؟؟ بحث مديران اقتصادي و دو شغله ها هنوز در ورزش کشور داغ هست و هنوز هر کس دنبال منافع مادي خودشه و کسي نيست که بگه بابا اين وسط فقط ورزش کشور و باور جوونها آسيب ديده . شما رو به خدا آقاي رئيس جمهور ، اعضاي هيات دولت ، آقايان نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي يک بار براي هميشه اين عوارض مديريتي رو بررسي و چاره انديشي کنيد. باور کنيم روزي براي همه کم کاريهامون و خداي ناکرده اهمالها و بازهم خداي ناکرده خيانتها بايد نزد خداوندي که خود ، هم شاهد است و هم قاضي محاکمه شويم . گويي باور نکرده ايم فمن يعمل مثقالها را ...

پ.ن : امروز سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است . این روز رو به تمام سبز پوشان جان برکفی که روزگاری جنگیدند و از پا افتادند تا مردانگی و غیرت از پا نیافتد تبریک عرض می کنم . ای کاش تازه پاسداران و سرداران این نیرو / قدر پیشکسوتان خود را بدانند و یادآور حاج همت ها / باکری ها  / خرازی هابروجردی ها و سایر سرداران پر عزت این نیروی مردمی برای ملت ایران باشند. 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 17:0 |
تیم ملی در ورزشگاه آزادی باخت . به همین راحتی بازی برده رو با باخت عوض کردیم . نکته جالب اینکه چند بار شنیدیم مجریان تلویزیون و کارشناسان می گفتند تیم ملی در مقابل هوادران دچار استرس می شه . بهتره از این به بعد مسابقات در زمین حریف برگزار بشه حداقل نتیجه بهتری می گیریم یا اینکه از این پس بازیهای تیم ملی بدون حضور تماشاگر برگزار بشه .... تیم ملی بازی سازی مثل علی کریمی رو احتیاج داره یا کسی مثل کریم باقری یا جباری یا هر کسی که بتونه ژنرال خط میانی لقب بگیره و بازی سازی کنه . ۹۰ دقیقه دیدیم که تیم ملی از این معضل رنج برد و بازهم خواهد برد اگر فکری نشه ... علی دایی مربی خوبی هست در این هیچ شکی ندارم اما معتقدم خود او هم قربانی تصمیمات عده ای دیگه شد که در ابتدای راه مربیگری / تیم ملی ایران رو تحویل وی دادند و نگذاشتند وی به تجربیات مربیگری خود اضافه کنه ... احتمالا دوباره بحث حضور رئیس جمهور در ورزشگاه مطرح می شه و برخی ها که ادعای روشنفکری هم می کنند خواهند گفت که اگر رئیس جمهور مثل روز فینال کشتی جام جهانی کشتی به ورزشگاه نیومده بود ما برنده می شدیم و ... من به شخصه به سعد و نحس افراد معتقد نیستم اما اینکه از این مساله هم برخی بهره برداری سیاسی کنند بدم می آد ... عربستان از قدیم گربه سیاه ایران بوده و بازیکنان ایرانی در اکثر بازیها از لحاظ روحیه مقابل این تیم کم می آوردند و الان هم همین طوره ... به نظرم یه فکر اساسی باید در این مورد بشه ... بگذریم ... مای وبلاگ نویس رو چی کار با ورزش و سیاست ؟؟؟؟؟؟؟

یه نفر دیشب به من زنگ زد / می گفت ای کاش دیروز رئیس جمهور در سفر استانی بود !!! خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه با این خرافات !!! طرف جالبه خیلی ادعای روشنفکریش هم می شد . نظر شما چیه ؟

+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 9 فروردین1388 و ساعت 11:11 |

داربي يا همون شهر آورد شصت و پنجم هم با نتيجه يک به يک تموم شد . اين بازي در طول تاريخ هميشه فاقد جذابيتهاي يک مسابقه ورزشي مثل فوتبال بوده که شايد بيشتر بخاطر حساسيت و اهميت ديدار براي طرفداران و خود بازيکنان تيمهاي آبي و قرمز پايتخت باشه اما آنچه ديروز توجهم رو جلب کرد بازي روان علي کريمي و کريم باقري براي سرخها و فرصتهاي متعددي بود که مهاجمان دو تيم و مخصوصا فورواردهاي استقلالي و بويژه آرش برهاني از دست دادند . در واقع استقلال در چند سال گذشته و شايد بطور دقيق بعد از ترانسفر رضا عنايتي به ليگ امارات با مشکل گلزن تمام عيار روبرو شده و مهاجمان اين تيم در حد تيم بزرگي مثل استقلال نيستند . ناتواني و عدم مهارت بازيکنان در اجراي نقشهاي خود باعث ميشه سطح درگيري ذهني مخاطبان و تماشاگران و آشفتگي رواني و فکري ناشي از ناتواني مهاجمان در کسب نتيجه و گلزني به سطوح ديگه اي مثل صندليهاي ورزشگاه و شيشه هاي اتوبوسها و فحاشي به داور و مربي و بازيکنان هم کشيده بشه و کشاني که براي تفريح به ورزشگاهها مي رن با اعصاب خرد و متشنج و احيانا درگيري کلامي و حتي جسمي با يکديگه به منازل خود بازگردند و خود اين امر عواقب ديگه اي هم به بار مي آره . به نظرم مهاجمان دو تيم يه مقدار بايد از نظر فکري و تکنيکي بيشتر حساس بشن تا کمتر با ذهن مخاطبان اعم از تماشاگران حاضر و تلويزيوني بازي کنند . همه اينها رو نوشتم تا بگم : به هر حال يکي از کساني که ديروز با اعصابش خيلي بازي شد من بودم .

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 13 مهر1387 و ساعت 14:44 |
عنوان مطلب امروز یک ضرب المثل معروفه که تقریبا نقد و شرح حال امروز جامعه ماست. همه ابعاد جامعه رو بی خیال . امروز نیت کردم به ورزش کشور و موفقیتهای اخیرش در بزرگترین هماورد جهانی یعنی المپیک گیر بدم !! یا به اصطلاح روزنامه نگارها : بپردازم .

حتما همه می دونید آنچه بر سر تیمهای ما در المپیک رفت . نوشتن از همه این مطالب بی فایده است اما یک نکته رو فراموش نکنیم که وقتی قهرمانانی چون حمید سوریان و احسان حدادی که سالها قهرمان جهان شدن در این میدان به راحتی مغلوب حریفان می شوند و به راحتی کنار گذاشته می شن نباید این میدون رو دست کم گرفت . در واقع آنچه در این دو هفته رخ می ده حاصل حداقل چهار سال تلاش و برنامه ریزی سازمان ورزش و کمیته ملی المپیک کشور هست و چون نتیجه مطلوبی نگرفتیم خیلی راحت می شه استدلال کرد که در چهار سال گذشته در عرصه ورزش هیچ موفقیتی حاصل نشده . البته نباید منکر زحمات ورزشکاران و مربیان شد اما باید گفت حاصل کار تیم ایران در پکن نشان داد که چقدر از عرصه ورزش جهان دور هستیم و چقدر کار باید بکنیم تا به سطح کشورهای دیگه ای مثل آذربایجان و بحرین و قطر و افغانستان برسیم . ورزش ما در طول سالهای گذشته هم فقط به مدد زحمت تک ستاره ها از دور انتقاد جدی خارج شده بود و امروز که تک ستاره ها هم نتونستن آبرویی برای ورزش ما کسب کنند این نقدها جدی میشه :

۱ / حسین رضا زاده در بهترین حدس بیمار بود و متاسفانه کادر پزشکی و فدراسیون عریض و طویلی به همین نام (فدراسیون پزشکی ورزشی ) نتونست کاری انجام بده که لااقل بیماری حسین کنترل بشه . فلسفه وجودی این فدراسیون پس چیست ؟ آیا فقط تست دوپینگ گرفتن نیازی به تاسیس فدراسیون داره ؟ (البته بگذریم که بعضی معتقد هستند که جهان پهلوان رضازاده متاسفانه از داروهای نیروزا استفاده کرده بوده که من خودم از حسین بعید می دونم !! )

۲ / احسان حدادی هم با مصدومیت حتی نتونست رکورد ورود به مرحله بعد رو که هشت متر کمتر از رکورد خودش بود کسب بکنه که این امر رو به آسیب دیدگی ربط دادند . باز هم باید گفت : پس این فدراسیون پزشکی ورزشی و این همه هزینه به چه کاری می آد ؟

۳ / جودوکاران ما هم مثل چند سال قبل ناکارامد بودند . وقتی تیم ملی جودو دربست به مدت ۱۵ سال در اختیار مربیان کنونی و مدیرفنی تیم باشه و هیچ تحول مدیریتی بوجود نیاد نباید توقع داشت که از علم روز جهان عقب نباشیم و امید ما حتی به تک ستاره این تیم یعنی آرش میراسماعیلی به یاس بدل نشه . آرش باید آرزو کنه کاش مثل دوره قبل به حریف اسرائیلی می خورد .

۴ / بسکتبال ما هم که بیشترین هزینه ها رو داشت و بهترین دیدارهای تدارکاتی در لیگ های آمریکا و تیمهای ملی قدرتمند جهان رو براش برگزار کردند با اختلاف بسیاری نتایج مسابقات رو به تیمهای حریف واگذار کرد . دست این عزیزان واقعا درد نکنه . امیدواریم حداقل در دوره بعد نگن ما تجربه المپیک رو نداشتیم . بفرمایید این هم تجربه ...

۵ / کشتی از همه نوعش آزاد و فرنگی : پکن محل خوبی برای کسب تجربه بود و امیدواریم از این میدان برای حضور قدرتمند در دیدارهای اسیایی و غرب آسیا و ... بهره گرفته باشند !! باز هم صد رحمت به کشتی گیرهای غیور ما که طلسم کسب مدال ایران رو شکستند. آخرین سخن رئیس فدراسیون هم شنیدنیه : آقای یزدانی خرم گفته قدرت واقعی کشتی ما در حد مسابقات آسیاییه . خوبه حاج آقا نفرمودن قدرت کشتی ما در حد مسابقات جام مرحوم تختی و مسابقات لیگ نوجوانان شهرستان پاکدشت هست . روح مرحوم تختی شاد .. روح قهرمانانی چون مرحوم حاج محمد پذیرا شاد که رفتند و ذلت این اولین ورزش ما رو ندیدند...

۶ / خوش به حال فوتبال و والیبال ما که اصلا به این رقابتها راه نیافتن و خیال خودشون رو راحت کردن .

۷ / تکواندو ما هم حکایت جالبی داره . در واقع الان تنها امید ما هادی ساعی هست که یک پیروزی هم کسب کرده . به احترام این عضو شورای اسلامی شهر / درباره شکست رضا نادریان و سارار خوش جمال فکری بهتره چیزی نگیم . اونا هم مثل بقیه ورزشکاران غیور ما که معمولا هرجا حضور یافتند جزو سه نفر اول لیست رده بندی (البته در انتهای جدول ) تشریف داشتن .

۸ / وزنه برداری ما هم که در غیاب رضازاده اصلا هیچ حرفی برای گفتن نداشت . دقیقا مثل سالهای قبل که اون سالها هم هیچ حرفی برای گفتن نداشت . رضازاده هم به قول مهران مدیری انگار اشتباهی شده بود !!! احتمالا قرار بوده ۵۰۰ کیلومتر اونورتر به دنیا بیاد (حوالی استانبول ترکیه ) اما اشتباهی اینجا به دنیا اومده بود.

۹ / باعث و بانی همه این اتفاقات ناخوشایند در ورزش شخص آقای محمد علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی و به قول جواد خیابانی پدر ورزش ایران !!! هست و بعد دکتر قراخانلو رئیس و علی کفاشیان دبیر دو شغله کمیته ملی المپیک . اجر همه شما با خدا

۱۰ / این مورد دهم رو تقدیم می کنم به مدیریت اجرایی کشور که گل سرسبد دنیا و معجزه هزاره سوم هست . به قول اون شاه قاجار همه چیز ما باید به همه چیزمان بیاید . نباید توقع داشت ورزش ما جزو ۱۰ تیم برتر رنکینگ مدالهای المپیک باشه و مثلا برق یا آب در کشور ما پشت سرهم قطع بشه . یا مثلا قیمت مسکن سالی شونصد درصد افزایش پیدا نکنه یا قیمت کالاهای اساسی و تزئینی و لوکسی مثل گوجه فرنگی و نان و نمک و خیارشور و ماست و شیر و صدها هزار موردی که انسانها بی خودکی به اونها نیاز دارند (بدون توجه به اینکه آخرش همه اونها چی میشن!!!!) روز به روز و ساعت به ساعت افزایش پیدا نکنند.

۱۱ / پس نتیجه می گیریم وقتی که در چهار سال گذشته باد کاشتیم حالا باید در ۱۴ روز توفان درو کنیم .

۱۲ / خسته نباشید به همه ورزشکاران که غرور ملی ما رو حسابی لگدمال کردند عرض می کنیم !!

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 1 شهریور1387 و ساعت 11:35 |
خبر :

جاني مرلو رييس ايتاليايي انجمن ورزشي نويسان جهان (‪ ,)AIPS‬دوازدهم تیر برابر دوم جولاي روز جهاني ورزشي نويسان را كه به مناسبت تاسيس اين انجمن در خلال بازي‌هاي المپيك ‪ ۱۹۲۴‬پاريس نامگذاري شده، تبريك گفت.

روز دوم جولاي ‪ ۱۲) ۲۰۰۸‬تير ‪ (۱۳۸۷‬برابر با هشتاد و چهارمين سالروز تاسيس ايپس است و توسعه و رشد اين اتحاديه را از روزي كه با ‪ ۲۹‬عضو در المپيك ‪ ۱۹۲۴‬پاريس بنا نهاده شد تا امروز كه ‪ ۱۵۰‬كشور و بيش از ‪ ۹‬هزار خبرنگار را تحت پوشش قرار داده، همه ما شاهد بوده ايم.

آنسوی خبر :

همه می دونند که کار خبر و تحلیل و اطلاع رسانی در همه عرصه ها جزو حساس ترین و مشکل ترین و سخت ترین کارهاست که با وجود سادگی ظاهری نیاز به دقت و به روز نگاه داشتن اطلاعات و ارتقای همیشگی دانش روز داره و البته عرصه خبرنگاری ورزشی و نوشتن درباره ورزش و البته نیافتادن در دام اصول غیر اخلاقی و غیر حرفه ای جدای از این کار و اصول نیست . این روز رو به همه خبرنگاران و دبیران و دست اندرکاران رسانه های ورزشی و همکاران حرفه ای تبریک می گم.

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 12 تیر1387 و ساعت 16:22 |

ديروز مصاحبه مطبوعاتي فدراسيون دو و ميداني با حضور مصطفي کريمي رئيس فدراسيون ، کيم بوخونوسوف مربي اختصاصي احسان حدادي و البته خود احسان بود. محور مصاحبه هم تمرينات قهرمان و رکورددار آسيا و مدعي قهرماني المپيک بود.

قبلا از احسان تعريفهاي زيادي شنيده بودم . نام احسان حدادي قبلا با نام مبارک نقش بسته بر سينه اش يعني ياحسين (ع) تو ذهنم نقش بسته بود اما فرصتي نشده بود که از نزديک باهاش گفتگو کنم . ديروز اما فرصت شد با اين جوان 23 ساله و به قول خودش 125 کيلويي مصاحبه کنم و البته گزارشي هم از اين مصاحبه با احسان و مربي اختصاصي اش که فرد با تجربه و المپيکي رفته ( 10 بار حضور در المپيک شايد خودش رکورد جالبي باشه !! ) براي شبکه جهاني جام جم زدم. اما چند نکته جالب در صحبتهاي احسان بود که حيفم مي ياد اينجا ننويسم :

احسان مي گفت : شرکت BMW که اسپانسر پرتابگرهاي معروف دنياست سالانه حاضره يک خودروي سال در اختيار احسان قرار بده تا احسان براش تبليغ کنه . اما نکته جالب اينکه احسان بايد براي ورود اين ماشين ، معادل 100 درصد قيمت ماشين بايد گمرکي بپردازه که ميشه حدود 200 ميليون تومان . اون مي گفت البته اين پول رو نداره. نکته مهم اينکه ظاهرا فوتباليستها (هرچند غير معروف و گمنام باشن) از پرداخت اين ماليات معاف شدن اما اين قهرمان جهان بايد .....

احسان مي گفت : از فردا ( امروز ) موبايلم رو خاموش مي کنم تا روي تمرينات تمرکز کنم . ساعت 6 صبح بيداره و 10 شب مي خوابه و اين وسطها هم ظاهرا فقط تمرين داره و باز هم تمرين.

احسان مي گفت : در جامعه خيلي ناشناسه : هر جا ميرم همه بهم مي گن بوکسوري يا کشتي گير ؟ چي کار کردي گوشت نشکسته ؟

احسان می گفت : من هیچ ترس و واهمه ای از حریفانم ندارم . اونها هستن که باید از من بترسن .

راستي احسان زبان روسي رو خيلي خوب صحبت مي کرد . نپرسيدم کجا ياد گرفته اما معلومه غير ورزش استعداد هاي زيادي داره . خودش زحمت ترجمه مصاحبه مربي اش رو با همه رسانه ها کشيد و با خوبرويي با همه مصاحبه کرد . براش آرزوي موفقيت دارم هم در المپيک و هم در ساير عرصه هاي ورزش و زندگي .

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 29 خرداد1387 و ساعت 0:30 |
سلام . بعد از بازی تیم پیروزی بود که اعلام شد علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی منصوب شده . راستش از شنیدن این خبر خوشحال شدم . البته معتقدم راه پیشرفت فوتبال ما استفاده از مربی های نامدار خارجی است که مثلا کلمنته فقط به درد تیمهای باشگاهی می خوره نه تیم ملی و البته باید با مربیان و تیمهای تراز اول جهان در ارتباط مستقیم و مرتب باشیم تا سطح فوتبال ایران از سطح کنونی فراتر بره . ولی به نظرم در میان مربیان داخلی علی دایی بهترین انتخاب آقای کفاشیان بود چراکه علی دایی چند حسن داره که دیگران فاقد اون هستند . یکی اینکه ایشون زیر نظر مربیان و باشگاههای تراز یک جهان کار کرده و آموزش دیده . دوم اینکه چند عنوان بین المللی مثل آقای گلی جهان و عضو باشگاههای صدتاییها داره که کسی در این حد نیست . سوم اینکه لوگو و تیتر فوتبال ایران علی دایی هست و نه کس دیگه و چهارم اینکه علی دایی غیرت و تعصب خاصی داره که دیگران کمتر دارن . گرچه ما با این اسطوره فوتبالمون بد تا کردیم  و بدتر رفتار کردیم . حتی یک بازی رسمی هم برای خداحافظی دایی از تیم ملی برگزار نکردیم . و بعد شکست ایران از تیم ملی مکزیک در دیدار نخست در جام جهانی ۲۰۰۶ در جوی روانی و احساسی گناه باخت تیم ملی رو به گردن دایی و حداکثر مربی تیم یعنی برانکو انداختیم . در واقع همه دیدند که در بازی های بعد هم که دایی بازی نکرد هیچ اتفاقی نیافتاد و تیم بدتر شد که بهتر نشد . گرچه دایی سال بعد با قهرمان کردن سایپا نشون داد که هنوز هم اسطوره فوتبال ایران هست و به قول قدیمیها فیل / مرده و زنده اش صد تومنه !!!! اون هم در قالب مربی بازیکن ... به هر حال برای علی آقای فوتبال ایران آرزوی موفقیت دارم .

مصاحبه با علی دایی بعد از شکست ایران مقابل مکزیک در جام جهانی 2006 . هتل کراون فریدریش هافن آلمان

+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 12 اسفند1386 و ساعت 23:52 |
خوب خوشبختانه داربی ۶۳ هم با تساوی پایان یافت و پرسپولیسیهای عزیز از شکست رهیدند اما چند نکته توجه من رو جلب کرده که دوست دارم بگم :

۱ / این بازی هم مثل بازیهای قبلی مساوی شد تا توهم توطئه عده ای که همش فکر می کنن عده ای از بالا دستور می دن بازیها باید مساوی تموم شه  تقویت بشه .

۲ / داوری بازی عالی بود . به نظرم بازیکنان هم به نظر داوران خارجی احترام بیشتری می ذارن . کاش کمیته داوران رو منحل کنیم و برای همه بازیها از خارج داور بیاریم . ما که وضعمون خوبه !!

۳ / جواد خیابانی این قدر این جمله رو گفت که ما هم حفظ شدیم و فهمیدیم هر سه داور بازی از اهالی ایالت باسک اسپانیا هستند و دو داور ( منظور داور و یکی از کمکهاش ) بچه یک محل هستن . البته جواد جون نگفت که کدومشون سر کوچه می شینه و کدومشون وسطهای کوچه . البته شاید هم گفته باشه ولی من نشنیدم چون از اوایل نیمه دوم صدای تلویزیون رو بستم و خودم و اعصابم رو راحت کردم.

۴ / سیستم بازی علی اصغری که جدیدا مد شده رو شاگردان افشین قطبی بهتر از شاگردان ناصر حجازی پیاده کردن . به نظر من که البته کارشناس نیستم استقلال حساب شده تر بازی کرد و پیروزی بیشتر احساسی بازی کرد . راستی گل امید روانخواه خیلی ناگهانی و جدا زیبا بود که من باهاش کلی حال کردم .

۵ / شوت از راه دور : ای کاش یکی بود تو این فوتبال ما که شوتهای بازیکنان قدیمی تر مثل سید علی افتخاری و مهدی فنونی زاده و ... رو زنده می کرد . حتی کریم باقری هم دیگه یادش رفته شوت بزنه

۶ / سانتر از جناحین هم یه زمانی تو فوتبال ما با بودن جواد زرینچه و مجید نامجو مطلق و مجتبی محرمی خیلی مد بود ولی مثل اینکه خیلی قدیمی شده این تاکتیک !!! یا اینکه دیگه مدافعان ما حال ندارن تا نزدیک نقطه کرنر نفوذ کنن !!!

۷ / استقلال بعد گل اول اگر دفاعی بازی نمی کرد بهتر نتیجه می گرفت . البته با این نتیجه حداقل طناب دار یه مقدار از گردن باریک ناصر خان فاصله گرفت . پرسپولیس که این روزها خوب نتیجه می گیره و رو دور شانسه تقریبا جو گیر شده بود و کمی جو بازی گرفته بودش.

۸ / خداییش ناراحت شدم دیدم علی منصوریان هی رو نیمکت بالا پایین می پره و به بازی نمی گیرنش . اگه یه بازیکن با تعصب تو جفت تیمها باشه اسمش علیرضا منصوریان هست که دیروز بهش بازی نرسید.

۹ / خدا به مردم تهران رحم کرد که بازی مساوی شد و اتوبوسها کمتر اسیب دیدن . من به سهم خودم از همه کسانی که به رغم خواست قلبیشون اتوبوسها رو داغون نکردن ممنونم و امیدوارم در بازیهای دیگه جبران نکنن .!!

۱۰ / این بار شماره ۱۰ نداریم .

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 23 مهر1386 و ساعت 15:45 |
تا چند روز دیگه شصت و سومین رویارویی استقلال و پیروزی در ورزشگاه بزرگ و زیبای آزادی برگزار خواهد شد . صرف نظر از ابعاد مختلف فنی و روانی حاکم بر این دیدار سنتی که همیشه محل تنازع و گفتگو بوده به چند نکته اشاره می کنم

۱ / مثل همیشه هر دو طرف تلاش می کنند اگر ببازند تقصیر رو طرف زمین و زمان و خستگی و فدراسیون بندازن و بگن هواداران تیم برنده به ما و جد و اباد ما فحش می دادن و روحیه ما رو تضعیف کردن .

۲ / داور مثل همیشه مرغ عزا و عروسی مربیان و بازیکنان و البته تماشاگران فهیمی که فقط تیم خود رو تشویق می کنن خواهد بود و به مهر انها نواخته خواهد شد حتی اگر از اونور آب اومده باشه .

۳ / این اعتماد فدراسیون و البته شورای تامین استان به داوران هم زیادی جالبه.

۴ / بیچاره اتوبوسهای شرکت واحد که دوباره یه مشت و مال حسابی می شن و بیچاره مردمی که از روی خورده شیشه های اتوبوسها عبور کرده و احتمالا یه پنچری و اپاراتی رو دستشون می مونه .

۵ / بیچاره شرکتهای بیمه فقیری که باید خسارت اتوبوسهای درب و داغون شرکت واحد رو پرداخت کنند .

۶ / بیچاره مردمی که هم پنچر میشن . هم معطل پنچرگیری میشن . هم حق بیمه سالانه شون افزایش پیدا می کنه ( همون گرون شدن خودمون ) هم فردای داربی با کمبود اتوبوس و معطلی روبرو می شن . هم اعصابشون از این همه کشمکش و فحش و ترافیک خورد می شه .

۷ / خوش به حال برنده میشه . هم جایزه می گیره . هم فردا تیتر یک روزنامه های زرد می شه . هم با ماشین مدل بالاش میاد از جلوی تماشاگرانی که بعد کلی هوار و فریاد صداشون گرفته و تو سرمای پاییزی دنبال اتوبوس و مینی بوس می گردن تا به خونه هاشون برسن گازشو می گیره و می ره .

۸ / باز هم مثل همیشه بیچاره پرسنل نیروی انتظامی که باید هم امنیت رو تامین کنند و هم فحش بخورن و هم ....

۹ / بازم مثل همیشه استقلال برنده میشه ....

۱۰ / یه خلاصه ای از ۶۲ داربی یا همون داربید برره ای ها در ادامه مطلب کپی پیست کردم . اگر دوست داشتید ببینید .

۱۱ / پیش بینی من اینه که این دیدار رو استقلال می بره چون به برد نیاز بیشتری از پرسپولیس داره . البته مساوی و برد سرخها هم گزینه های دیگه ای هستن که نباید از نظر دور داشت .( شدم عین یکی از این کارشناسان سیما که هی پشت هم دیدگاه و استراتژیش تغییر می کنه و هر لحظه به رنگی بت عیار درامد....)

۱۲ / بیچاره حجازی که باید فردای داربی از استقلال خداحافظی کنه . اسطوره آبیها فقط ۹ هفته دوام آورد و خداحافظ

۱۳ / افشین قطبی گفته من تا حالا تمام داربیهای عمرم رو بردم پس ما هم نتیجه می گیریم که استقلال بازنده این دیداره . خداحافظ ناصر خان ..... این افشین جون البته هنوز جای سفت .... که از این حرفها می زنه ها ....

۱۴ / این هم فقط برای اینکه ۱۴ تا بشه .


ادامه از اينجا
+ تحرير شده به قلم مهدی در پنجشنبه 19 مهر1386 و ساعت 13:40 |

اطلاعات تاريخي و ورزشي من قد نمي ده كه آيا تاكنون در رشته هاي تيمي و گروهي تا حالا تونستيم قهرمان جهان بشيم يا نه اما فكر مي كنم كه پاسخ اين سوال منفي باشه .

علت اين امر به نظر من بيش از اينكه به مسايل فني و ورزشي برگرده ناشي از تفكرات و مسايل رواني جامعه ايراني است.

ديروز بچه هاي واليباليست تيم ملي نوجوانان موفق شدند قهرماني ارزنده اي رو براي ايران كسب كنند . قهرماني جهان در يك رشته تيمي .....

صرف نظر از اهميت و ابعاد فني اين كار بزرگ كه واقعا جاي تبريك به ملي پوشان و كادر فني تيم ملي و اعضاي فدراسيون واليبال داره بايد بگيم اين قهرماني از ابعاد قهرماني در يك رشته براي ما بسيار فراتر بود چراكه بالاخره طلسم قهرماني در ورزشهاي تيمي شكسته و ما امروز در اين رشته صاحب عنوان جهاني هستيم .

به نظر من يكي از دلايل اينكه ما هرگز نتونستيم در ورزشهاي تيمي صاحب مقام بشيم و حتي در قاره كهن آسيا هم تيمهاي ما به بحران برخورد مي كنند اينه كه ما در واقع تاحد زيادي خودخواه هستيم و حاضر نيستيم موفقيتهاي خودمون رو براي رسيدن به موفقيت هاي تيم زير پا بگذاريم .

شاهد اين ماجرا رو در رشته هايي مثل فوتبال به راحتي مي توان ديد . آنچه در جام جهاني 2006 آلمان در شهرهاي فرانكفورت و لايپزيگ و نورنبرگ بر سر ما آمد يا آنچه در كوالالامپور در جام ملتهاي آسيا بر سر تيم  ملي امير قلعه نويي اومد كه مدعي عقل جمعي بود و تيم مربيان و كادر فني دست كمي از نظر تعداد از تيم بازيكنان يا بهتر بگم بازيگران تيم ملي نداشت .

به هرحال ما از كودكي افرادي خود محور بين بزررگ مي شيم و اين مساله در ذات تربيت ايراني وجود داره . دانشمندان ما معمولا به تنهايي اختراع و اكتشاف مي كنند و تحقيق و مطالعه و نگارش مي كنند . سنت نوشتن رساله هاي جمعي بين دانشمندان ما سنتي منسوخ هست . ورزشكاران ما به تنهايي تمرين و بدنسازي مي كنند. علماي ما به تنهايي عبادت مي كنند و عرفاي ما بسياري مواقع در تنهايي خود چله نشيني  و سير افاق و انفس مي كنند. تدريس خصوصي هميشه پاسخي بهتر از تدريس جمعي داشته . هنرهاي فردي ما موفقتر از هنرهاي جمعي بوده و خلاصه كلام اين كه : هميشه افراد موفقتر از جمع عمل كرده اند.

نويسندگان و گذشتگان ما هم در مدح انزوا و تنهايي مطالبي زياد نگاشته اند و از اون تمجيدهاي زيادي كردند كه شايد در فرو رفتن ما در لاك شخصيتي خود تاثير زيادي گذاشته . به هرحال بر خلاف بسياري از فرهنگها كه فرد رو در قالب جمع و موفقيت فرد رو در قالب تيم و گروه تعريف مي كنند ما در همه جهات مايليم كه موفقيتهاي حتي تيم رو هم به نام يك نفر تمام كنيم و اين امر رو كسي نمي تونه منكر بشه كه خلق و خوي ما ايرانيها فردمحور هست .

در هر حال اميدوارم اين مساله و موفقيت فتح بابي بشه براي موفقيتهاي تيمهاي ديگر ما و در ساير عرصه ها اعم از علمي و فرهنگي و ......

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 13:0 |

زنان ايران پشت در استاديوم فوتبال

ترجمه مهرنوش پورضيايی

بی. بی. سی _ در ايران، چيزی حدود 23 سال است که زنان ايرانی اجازه تماشای مسابقات فوتبال تيم های مورد علاقه شان را از روی سکوی استاديوم های ورزشی نداشته اند. از زمان انقلاب اسلامی در سال 1979 تا کنون زنان از تماشای ورزشهای مردان منع شده اند، اما به نظر می رسد اين وضعيت رو به تغيير است چرا که کميسيون فرهنگی دولت موافقت موقتی خود را با ورود آنان به استاديوم ها اعلام کرده است.

جنون فوتبال:

فوتبال در ايران طرفداران زن زيادی دارد. در سال 1998، صدها زن راه خود را به سوی مجموعه آزادی تهران، به زور باز کردند تا به تيم ملی خود که در برابر تيم  فوتبال استراليا در بازی های حذفی جام جهانی پيروز شده بود، خوش آمد بگويند، البته مقامات ايرانی سعی کردند چشم خود را بر روی اين اتفاق و شادمانی زنان در خيابان که در پی آن رخ داد، ببندند.

در سال های اخير ترک هايی در رسانه ها صورت گرفته تا به زنان ايرانی نيز اجازه تماشای فوتبال مردان داده شود .

ماهنامه زنان، مسئولين را به خاطر برخوردهای تبعيض آميزشان زير سؤال برده است. در اين نشريه آمده است چرا وقتی که به تماشاچيان زن ايرلندی اجازه حضور در استاديوم فوتبال آزادی داده می شود، زنان ايرانی از چنين حقی محرومند؟

اوايل سال جاری روزنامه اصلاح طلب "آزاد" که در حال حاضر توقيف شده است در مقاله ای نوشت بعضی از دختران ايرانی آنقدر به فوتبال علاقمندند که برای ورود به استاديوم های فوتبال لباس و قيافه خود را تغيير می دهند و مسابقات را از نزديک تماشا می کنند.

اين تغييرات، البته مخالفان خود را هم دارد .

روزنامه محافظه کار جمهوری اسلامی، يکی از اين مخالفان است. در اين روزنامه آمده است: "درست است که دختران زيادی دلشان می خواهد مسابقات فوتبال را در استاديوم تماشا کنند، اما بالا بودن اين گرايش ربطی به درست بودن آن از نظر اخلاقی ندارد. مردم زيادی در سراسر دنيا به مواد مخدر، قمار و الکل علاقه دارند و همه می دانيم که مبادرت به اين سه مورد نکوهيده و ناپسند است." البته اين مقاله تماشای فوتبال از طريق تلويزيون را بلامانع دانسته است. اگر چه ظاهرا اعتقاد بر اين است که تماشای فوتبال به صورت مستقيم برای زنان حکم نگريستن به مرد برهنه را دارد که مخالف شرع است. اما روزنامه نگار ايرانی مقيم لندن به نام "فرنگيس محبی" با اين نظريه مخالف است. او که با سايت اينترنتی بی بی سی گفتگو کرده است، می گويد مردان ايرانی در مسابقات فوتبال حرکات ناشايستی از خودشان نشان می دهند و اين مسئله هميشه بهانه ای برای منع ورود زنان به استاديوم ها بوده است.

فرنگيس محبی می گويد: "زنان بايد اجازه داشته باشند بين تماشای فوتبال از استاديوم يا تلويزيون، هر کدام را که می خواهند انتخاب کنند

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 12:6 |