با ورود محسن رضايي به عرصه انتخابات به نظر مي رسه فضا از حالت دو قطبي محض خارج و به فضاي سه قطبي وارد شد. قبل از اين مهدي
کروبي و مير حسين
موسوي هر دو در جبهه موسوم به اصلاح طلب و محمود
احمدي نژاد در جبهه موسوم به اصولگرا در مقابل هم صف آرايي کرده بودند . با ورود محسن
رضايي ميرقائد به اين جرگه و در صورتي که وي باز هم مثل گذشته (دوره نهم) از انتخابات کناره نگيرد وي مي تونه نقش مهمي در به هم زدن ترکيب آراي انتخابات بويژه آراي انتخاباتي احمدي نژاد و تا حدودي ميرحسين موسوي داشته باشه . گذشته از اينکه مردم ايران در انتخابات گذشته اقبال خوبي از نظاميان نداشته اند و به عنوان نمونه افرادي مثل دريادار مدني در دوره نخست و دريابان علي شمخاني در دوره هشتم و سرتيپ قاليباف در دوره نهم (نمونه هاي ديگر هم زياد هستند که در اين بحث نمي گنجه اما بطور کلي بسياري از اساتيد علوم سياسي اون رو نشانه هوشمندي مردم ايران مي دانند ) نتونستن راي ملت ايران رو براي رياست جمهوري جلب کنند اما حضور محسن رضايي در اين بخش گرچه نمي تونه اجماع يا اقبال جدي ايجاد بکنه / مي تونه راي بخشي از اصولگراها رو به حساب رضايي واريز و در واقع از حساب احمدي نژاد برداشت کنه. حضور رضايي بيش از اينکه به ضرر جناح دولت باشه البته مي تونه نشان دهنده نبود اجماع و اتفاق نظر در جبهه اصولگرايان در حمايت از احمدي نژاد باشه و انتخاب وزير سابق اقتصادي و دارايي (داوود دانش جعفري) به عنوان مشاور اصلي محسن رضايي نشان دهنده عمق اين اختلاف هست . نکته ديگري که خيلي مايلم به اون بپردازم حضور افرادي چون غلامحسين کرباسچي شهردار اسبق تهران و محمدعلي
ابطحي مشاور سابق رئيس جمهور در اردوگاه کروبي است. گذشته از سابقه اين افراد و لزوم توجه بيشتر آقاي کروبي به کساني که در اردوگاه وي هستند و به اميد قدرت نشسته اند (از فرط شوق خدمتگزاري به اسلام و انقلاب حتما!!) اين نکته نشان دهنده بخشي از اوضاع سياسي حاکم بر جامعه است . کرباسچي که دبير کل کارگزارن هست از کروبي حمايت کرده و حزب متبوع وي از ميرحسين موسوي. ابطحي از کروبي حمايت مي کنه و رئيس جمهور سابق سيد محمد
خاتمي از مير حسين موسوي. با اين اوضاع نه تنها تحزب و حزب گرايي در ايران حداقل تا چهار سال آينده تحقق نخواهد يافت بلکه بايد دنبال يک انتخابات عجيب و غريب و غير قابل پيش بيني ديگه هم باشيم . با اين وجود اگر فردا شنيديد مثلا اکبر
اعلمي يا رضايي رئيس جمهور دوره دهم شدند اصلا تعجب نکنيد !!
باور کنيم مردم ايران با هيچ کسي عهد اخوت نبسته اند و به پيروي از امام راحل که ميزان را راي ملت مي دانست، خود، سرنوشت خويش را تعيين مي کنند و بيش از اينکه به نامها راي دهند به برنامه ها راي مي دهند و اگر کسي به وعده خود عمل نکند چنان درسي به وي خواهند داد که در تاريخ ثبت و ضبط شود. تجربه هاي گذشته را مرور کنيد آقايان نامزد رياست جمهوري ....... درسهاي خوبي خواهيد گرفت
در اين مورد بيشتر خواهم نوشت.
+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت
20:16 |