تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار
اول اطلاعیه جدید ستاد انتخابات کشور رو بخونید :

ستاد انتخابات وزارت كشور اسامي نامزدهاي تاييد صلاحيت شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري را اعلام كرد .

در اجراي ماده 60 قانون انتخابات رياست جمهوري ؛ اسامي نامزدهاي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران كه صلاحيت آنان مورد تاييد شوراي محترم نگهبان قرار گرفته است به ترتيب حروف الفبا به شرح زير اعلام مي گردد:

1 - آقاي محمود احمدي نژاد فرزند احمد           2- آقاي محسن رضايي ميرقائد فرزند نجف

3 - آقاي مهدي كروبي فرزند احمد                 4 - آقاي ميرحسين موسوي خامنه فرزند ميراسماعيل

اضافه مي نمايد به استناد ماده 66 قانون ياد شده فعاليت هاي انتخاباتي نامزدها از تاريخ انتشار آگهي رسما آغاز و 24 ساعت قبل از شروع اخذ راي يعني در ساعت 8 صبح روز پنجشنبه موزخ 88/3/21 خاتمه مي پذيرد اميد است نامزدهاي محترم با رعايت فصل ششم قانون انتخابات رياست جمهوري در مورد تبليغات انتخاباتي ؛ اهتمام لازم را نسبت به مشاركت ملي ؛ رفتارقانوني و رقابت اخلاقي به عمل آورند تا ان شاء الله شاهد برگزاري انتخاباتي در تراز جمهوري اسلامي و در شان ملت شريف ايران باشيم.                          حالا حکایت میر محسن کروبی نژاد : یه آقایی خیلی فراجناحی بود بهش گفتم به کی رای میدی ؟ گفت میر محسن کروبی نژاد!!!!!!!!!! حالا بماند که این آقا چه کسی بود !!!

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 12:33 |

ما مثل طايفه و گروهى هستيم كه رييس خود را حبس نموده و در بلايا، خود تصميم جنگ و يا صلح را اتّخاذ مى كند! خودمان كرده ايم و اجازه نمى دهيم بيايد قضايا را حلّ كند، با اين كه مى دانيم اگر بيايد مى تواند مشكلات را حلّ كند، ولى باز او را محبوس كرده ايم! 
بنابراين، اگر ميليون ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحيد و تنها است كه هيچ ناصر و مُعين و يار و ياورى ندارد!                   یا مهدی ادرکنا

يا مهدي

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 10:52 |

بهجت عارفان چهره در نقاب خاک کشيد تا بازهم به ياد بياوريم حديث معروف نبوي را که فرمود هرگاه که عالمي ديني بميرد ثلمه اي به اسلام وارد مي شود که هيچگاه جبران نشود...  آري چنين است که ديگر مام گيتي دانشمنداني چون خواجه نصيرالدين ، شيخ بهايي ، شيخ مرتضي انصاري ، علامه سيد محمدحسين طباطبايي ، مرتضي مطهري و شيخ محمدتقي بهجت را به اسلام و شيعيان تقديم نخواهد کرد و جاي آنها براي هميشه خالي خواهد ماند...  عارف کبیری  چندي پيش فرموده بودند ثروتمندترين فرد روي کره زمين از حيث معنويات آیت الله بهجت فومنی هستند و جملاتي در وصف مقام عرفاني ايشان فرموده بودند که بي شک ، جز چونان فردي را شايسته نبود. دوستي با اشاره به نقل قول اين عارف بزرگ ، ميگفت حتما اگر مجلاتي چون فوربس که فهرست ثروتمندان بزرگ دنيا را ماهانه منتشر مي کنند مي خواستند و مي توانستند مقام معنوي انسانها را اندازه بگيرند از نظر معنوي ايشان رقيب ثوتمندي چون بيل گيتس رئيس شرکت مايکروسافت بودند!! گرچه قياس مع الفارقي است اما از يک نظر مي توانست مقام عرفاني ايشان را بيش از هميشه جلوه گر سازد اين تشبيه دوست ما.

خيلي آرزو داشتم حداقل نمازي را به اين استاد عارف اقتدا کنم. اين آرزو براي هميشه آرزوي من باقي ماند . روحش شاد

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 و ساعت 12:53 |
چهارشنبه گذشته جلسه هیات دولت بود و بعد از جلسه هیات دولت خبرنگاران میزبان اعضای دولت در خیابان پاستور بودند . وزیر اطلاعات که معمولا تعامل خوبی با رسانه ها داره مصر بود که رکسانا صابری جاسوس هست . نکته اینکه الان خانوم رکسانا صابری با تعلیق حکم محکومیتش از ایران خارج شده و احتمالا همین حالا در آمریکا کنار پدر و مادرش هست و داره به ریش من و شمایی که خیلی خوشحال بودیم دستگاه قضایی  مستقل و غیر سیاسی داریم !!! می خنده. در اینکه رکسانا صابری واقعا جاسوس بوده یا نه نمی خوام چیزی بنویسم اما اینکه فردی رو با بوق و کرنا به اتهام جاسوسی می گیریم و به هشت سال حبس محکوم می کنیم و بعد تحت تاثیر فشارهای سیاسی و غیر سیاسی آزادش می کنیم ..... این مورد رو بگذارید در کنار اینکه سایر جاسوسانی هم که قبلا بچه های اطلاعات با هزار زحمت رد زنی و شناسایی کردن و تحویل قوه قضاییه دادن و بعد به راحتی آزاد شدن و از اون سر آبها سردراوردن . منظورم خانم هاله اسفندیاری و علی شاکری و ... هستند که به همین اتهام دستگیر شدن و الان دارن تو آمریکا بدون تحمل حبس زندگی می کنند. جالبه بدونید که در قانون مجازات اسلامی حکم جاسوسی برای کشورهای بیگانه از حبس تا اعدام متغییر هست و قانونگذار مرجع تشخیص جاسوسی رو هم وزارت اطلاعات دانسته. با این اقدام و اقدامهای مشابه قبلی / از این پس حربه مسئولان دیپلماسی و سیاست خارجی ما که در پاسخ به مقامات معترض غربی بیان می کنند : دستگاه قضایی کشور ما بر اساس اصل تفکیک قوا مستقل از جریانات و فشارهای سیاسی عمل می کنه  هم روی هواست و باید دنبال یک بهانه دیگه بگردیم.

پس نوشت : ۱ / احتمالا از این به بعد دستگاههای جاسوسی غربی یکی از شرایط استخدام جاسوس رو داشتن پاسپورت آمریکایی اعلام خواهند کرد تا حداقل زندگی اونها رو هم تضمین کرده باشن.

۲ / راستی این عمل دستگاه قضایی چند تا واژه و کلمه با بار منفی مثل آپارتاید / مصلحت گرایی و خدای ناکرده کاپیتولاسیون رو به ذهن متبادر می کنه . این رو هم که حتما شنیدید که می گن : همه در مقابل قانون مساویند اما برخی مساوی ترند!!

راستی پدرم همیشه به ما سفارش می کرد قبل از اینکه کاری بکنید فکر عواقبش رو بکنید . به نظرم این سفارش رو باید به مسئولان سیاسی و قضایی هم بکنیم که آقایان یه ذره عاقبت اندیشی و برباد ندادن اقتدار و عظمت ملی کشور بدک نیست.

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت 1:25 |
یکی از نکاتی که جدا نیاز به اصلاح الگو داره برگزاری همایشهای بی اندازه ولنگار و بی توجیه هست. یکی از دوستان خبرنگار چندی پیش می گفت مطابق آماری که گرفته / ایران یکی از برگزار کنندگان همایشهای بدون توجیه و بدون ضرورت برگزاری هست. نکته تاسف بارتر اینکه همه این همایشها یا بخش عمده اونها از بودجه بیت المال هزینه می کنند. روزی نیست که هر مرکز همایش یا فرهنگسرا یا سالن اجتماعات مختلف در همه شهرها و بویژه در تهران شاهد برگزاری یک یا حتی همزمان چند همایش و جشن و جشنواره و نمایشگاه و معرفی عملکرد و .... نباشه.

هدیه به مدعوین / هدیه به سخنرانان (معمولا بین یک تا ده سکه نرخ این روزهاست) / اجاره سالن و امکانات مختلف اون / برگزاری کنفرانس خبری (بین یک تا چند کنفرانس قبل از برگزاری برگزار میشه تا اهداف برگزاری رو در اون توجیه کنند) / چاپ و نصب بنر و پوستر و کتاب و مجله یا ویژه نامه و تبلیغات رسانه ای (صداو سیما و مطبوعات) و تبلیغات محیطی / ترانسفر حضار (فقط خدا کنه اسم همایش بین المللی نباشه وگرنه بلیط و هتل ۵ ستاره و هدیه نفیس و پسته و قالیچه و خاویار به حضار ) / اقامت میهمانان و ... / ناهار و شام و صبحانه و پذیرایی میان وعده و ... / دستمزد بالای برگزار کنندگان و ........... همه و همه فقط بخش کوچکی از هزینه های یکی از این صدها همایش است.

به نظرم دولت اگر این حرکت سازنده رو از مجموعه دریافت کنندگان بیت المال آغاز کنه مردم هم به پیروی از اون مصرف خود را بهینه خواهند کرد.

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 12:12 |
نخستین روز فروردین ۸۸ رهبر انقلاب اسلامی سال ۱۳۸۸ رو به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کردند. این انتخاب مثل همه نامگذاریها در سالهای گذشته انتخابی هوشمندانه و دقیق و از سر مشورت با افراد و مشاوران خبره بوده. امسال با توجه به تحولات و بحرانهای اقتصادی جهان و در نتیجه کاهش بهای نفت خام در بازارهای جهانی و به تبع اون کاهش شدید درآمدهای ارزی دولت به نظر می رسه این انتخاب برای کشور ما که بالاترین نرخ مصرف انرژی رو در جهان داره و یکی از مصرفگرا ترین جوامع جهان در  برخی کالاها مثل نان و برق و آب و گاز و ... هست (این امر البته دلایل زیادی هم داره که باید امسال به این مسایل هم توجه ویژه بشه ) بهترین و مناسب ترین انتخاب بوده. از این پس سعی می کنم در حد بضاعت خود در قالب موضوع سال اصلاح الگوی مصرف بیشتر بنویسم .

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 11:52 |
با ورود محسن رضايي به عرصه انتخابات به نظر مي رسه فضا از حالت دو قطبي محض خارج و به فضاي سه قطبي وارد شد. قبل از اين مهدي کروبي و مير حسين موسوي هر دو در جبهه موسوم به اصلاح طلب و محمود احمدي نژاد در جبهه موسوم به اصولگرا در مقابل هم صف آرايي کرده بودند . با ورود محسن رضايي ميرقائد به اين جرگه و در صورتي که وي باز هم مثل گذشته (دوره نهم) از انتخابات کناره نگيرد وي مي تونه نقش مهمي در به هم زدن ترکيب آراي انتخابات بويژه آراي انتخاباتي احمدي نژاد و تا حدودي ميرحسين موسوي داشته باشه . گذشته از اينکه مردم ايران در انتخابات گذشته اقبال خوبي از نظاميان نداشته اند و به عنوان نمونه افرادي مثل دريادار مدني در دوره نخست و دريابان علي شمخاني در دوره هشتم و سرتيپ قاليباف در دوره نهم (نمونه هاي ديگر هم زياد هستند که در اين بحث نمي گنجه اما بطور کلي بسياري از اساتيد علوم سياسي اون رو نشانه هوشمندي مردم ايران مي دانند ) نتونستن راي ملت ايران رو براي رياست جمهوري جلب کنند اما حضور محسن رضايي در اين بخش گرچه نمي تونه اجماع يا اقبال جدي ايجاد بکنه / مي تونه راي بخشي از اصولگراها رو به حساب رضايي واريز و در واقع از حساب احمدي نژاد برداشت کنه. حضور رضايي بيش از اينکه به ضرر جناح دولت باشه البته مي تونه نشان دهنده نبود اجماع و اتفاق نظر در جبهه اصولگرايان در حمايت از احمدي نژاد باشه و انتخاب وزير سابق اقتصادي و دارايي (داوود دانش جعفري) به عنوان مشاور اصلي محسن رضايي نشان دهنده عمق اين اختلاف هست . نکته ديگري که خيلي مايلم به اون بپردازم حضور افرادي چون غلامحسين کرباسچي شهردار اسبق تهران و محمدعلي ابطحي مشاور سابق رئيس جمهور در اردوگاه کروبي است. گذشته از سابقه اين افراد و لزوم توجه بيشتر آقاي کروبي به کساني که در اردوگاه وي هستند و به اميد قدرت نشسته اند (از فرط شوق خدمتگزاري به اسلام و انقلاب حتما!!) اين نکته نشان دهنده بخشي از اوضاع سياسي حاکم بر جامعه است . کرباسچي که دبير کل کارگزارن هست از کروبي حمايت کرده و حزب متبوع وي از ميرحسين موسوي. ابطحي از کروبي حمايت مي کنه و رئيس جمهور سابق سيد محمد خاتمي از مير حسين موسوي. با اين اوضاع نه تنها تحزب و حزب گرايي در ايران حداقل تا چهار سال آينده تحقق نخواهد يافت بلکه بايد دنبال يک انتخابات عجيب و غريب و غير قابل پيش بيني ديگه هم باشيم . با اين وجود اگر فردا شنيديد مثلا اکبر اعلمي يا رضايي رئيس جمهور دوره دهم شدند اصلا تعجب نکنيد !! باور کنيم مردم ايران با هيچ کسي عهد اخوت نبسته اند و به پيروي از امام راحل که ميزان را راي ملت مي دانست، خود، سرنوشت خويش را تعيين مي کنند و بيش از اينکه به نامها راي دهند به برنامه ها راي مي دهند و اگر کسي به وعده خود عمل نکند چنان درسي به وي خواهند داد که در تاريخ ثبت و ضبط شود. تجربه هاي گذشته را مرور کنيد آقايان نامزد رياست جمهوري ....... درسهاي خوبي خواهيد گرفت

در اين مورد بيشتر خواهم نوشت.

+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت 20:16 |
حریم اهل بیت هم مکانی است و هم زمانی .... و من امروز ( از نظر زمان ) در حریم حرم پاسبان ملایک امام هشتم ع قرار گرفته ام . دو سه روزی است که این دو بیت را زمزمه می کنم به این امید که هرچه سریعتر به زیارت حرم رضوی ( حرم مکانی ) نایل شوم :

من که کبوتر دلم  انس گرفته با رضا                       می شنوم ز قدسیان زمزمه رضا رضا

من که به بهای هستی  ام مهر تو را خریده ام           در طلب وصال تو جان به لب رسیده ام

یا سلطان علی موسی الرضا مددی مولا

بين تمام خوبا          امام رضا رو عشقه

قربون کبوتراي حرمت        قربون اون همه لطف و کرمت

التماس دعا

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 و ساعت 16:42 |
۱ / دیروز به مناسبت خرید هدیه تولد برای علیرضا رفته بودیم به پاساژی در شهرک شهید محلاتی . تقریبا اونجا هر هفته باید یه سری بزنیم تا هفته شروع یا تموم بشه (اخلاق خانوما رو که می دونید) هنوز ماشین رو پارک نکرده یه آقایی کاغذی رو به من داد و گفت میشه سیصد تومن . گفتم اینجا که پارکبان نداشت گفت حالا داره ... گفتم این که رسمیت نداره (یه تیکه کاغذ پاره درب و داغون به من داده بود) ... شرمنده .... گفت ندی ممکنه ماشینت رو ببرند . گفتم اشکال نداره و خلاصه با این برادر زورگیر جر و بحث سر ۳۰۰ تومن پول ناقابل بالا گرفت .

۲ / چند هفته پیش هم رفته بودم میدون دربند همین بلا سرم اومد یه آقایی که ظاهرا از برادران معتاد بود اومد موقع سوار شدن گفت داداشششششش یه دشششششت هژاری هم به ما بده !! من مراقب ماشینت بودم

۳ / عین این ماجرا یک ماه قبل میدون تجریش

۴ / مثل همین ماجرا ایام نوروز حرم حضرت عبدالعظیم شهرری

شما هم حتما اگر ساکن تهران یا شهرهای بزرگ باشین با این زورگیرهای محترم که یه دسته کاغذ هم چاپ کردن روبرو شدید . البته همه اینها به تقلید از شهرداری تهران و در جاهایی که از این پارکبانها حضور ندارند  بابت توقف در کنار خیابون از شما پول مطالبه می کنند . گذشته از اینکه این افراد انسانهای فقیری هستند که در نبود کار مناسب به چنین کارهایی روی آوردن (احتمالا درصد بیکاری در کشور هم از چنین راههایی کاهش یافته ) باید توجه کرد که خود شهرداری هم مقصر در ایجاد چنین مشاغل کاذبی هست و به نظرم کسی باید با چنین افرادی که به هر بهانه از مردم مطالبه پول می کنند برخورد کنه.

پی نوشت : من خودم تا حالا پولی بابت پارک در خیابانها به پارکبانهای محترم (حتی اون به ظاهر قانونی هاش ) ندادم و همه اخطاریه ها رو هم که روشون نوشته " برگه جریمه را با پست خدمتتان می فرستیم" رو هم پاره کردم و تا حالا هم عمرا حتی یک خلافی برام صادر نشده (علت هم اینه که طبق قانون برگه جریمه باید توسط ماموران نیروی انتظامی صادر بشه نه هیچ فرد دیگر) . از این به بعد هم این پول رو نمی دم . اصلا دادن پول زور حتی یک قرونش هم زور داره و بهتره مسئولان محترم برای کاهش نرخ بیکاری مشافل واقعی و نه کاذب !! ایجاد کنند.

+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت 12:18 |
سيد حسن نصرالله دبير کل حزب الله لبنان بزرگ مردي است که خواب را از چشمان ژنرالهاي رژيم صهيونيستي در نبرد ۳۳ روزه ربود. نگاهي به عکسهاي نصرالله از کودکي تا جواني به راحتي نشان دهنده رمز و راز عظمت و بزرگي روحي وي را بازگو مي کند.

عکسهايي در ادامه مطلب گذاشته شده که به نظرم جالب توجه و ديدني هستند:

منبع

 


ادامه از اينجا
+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 14:21 |
۱۲ اردیبهشت که روز معلمه روز خوبیه . آدم هم یاد بچگیها و هدیه خریدنها برا آقا معلم و خانوم معلم می افته (چقدر هم من اهلش بودم!!) هم کلی sms یا همون پیامک می اد که مجبوری برای دوست و آشنا و خواهر (آخه خواهر من معلمه) و ... فوروارد کنی . الان یه پیامک (چقدر من از این واژه بدم می آد یه جورایی نچسبه!) اومد درباره سرنوشت دوگانه سوز شدن معلمها (چون همش می سوزند و نور میدن و حتما مصرفشون بالاس). دست همه معلمهایی که نقشی در باثواط (به نظرم دیکته درستش باسواته) شدن ما داشتن رو می بوسم . می خوام حداقل در این پست یادی بکنم از چند معلم تاثیرگذار در زندگی و دست همشون رو می بوسم :

خانوم فریده وکیلی معلم کلاس اول دبستان مسلم ۲ تهرانپارس (اولین کسی که قلم به دستم داد).                   خانوم جاسوی معلم کلاس دوم دبستان مسلم تهرانپارس (نقش بسیار بزرگی در زندگی من داشت و خیلی از خصوصیات اخلاقی رو ( اگر چیز قابلی باشه ) مدیون ایشون می دونم .                                      مرحوم فرهاد جهانی دبیر تربیت بدنی هنرستان فنی آزادی فلسطین که سال ۱۳۶۹ به رحمت حق رفت و به نظرم الگوی اخلاق و درستی بود برای خیلی از همدوره ای های من.                                                 آقای محسن ایزد دوست دبیر عربی هنرستان آزادی فلسطین . هم دبیر بود و هم استاد اخلاق...                   آقای محمدحسن حق شناس فرزند آیت الله و حجة الحق آشیخ عبدالکریم حق شناس که به عنوان دبیر بینش دینی نقش بزرگی در تربیت دینی و مذهبی من داشت .                                                                         دکتر سید نظام الدین موسوی و دکتر احمد ساعی از اساتید دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران ...                                                                                                                                بی معرفتی میشه آدم یادی از معلمهاش بکنه و نامی از پدر و مادرش نبره که حقا زحمت زیادی برای تربیت و تعلیم فرزند می کشن (قابل توجه علیرضا خان) 

آرزوی پایانی من: امیدوارم وضع معیشت معلمها براثر اعتصاب و اعتراض و تحصن و فشار دادن به مجلس و دولت و دیگر جاهای ذیربط و بی ربط اینقده توپ بشه که دیگه احتیاجی به مدرسه رفتن و درس دادن نداشته باشن

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 11:45 |
صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیه السّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... اینها همه واژه هایی است که گرچه از لسان ائمه معصومین علیهم السلام در وصف زینب کبری سلام الله علیها صادر شده اما بازهم در وصف عظمت روحی بانوی بزرگ کربلا قاصر است. سلام خدا و رسولش و درود همه انبیا و اولیا بر بانویی که فخر عالم امکان است و ائمه اسلام فخر خود را داشتن عمه با فضیلتی چون حضرتش می دانند.

يا زينب کبري ادرکنا

و چه زيبا و آگاهانه سالروز ميلاد اين مولود مبارک امير مومنان و زهراي اطهر را روز پرستار ناميده اند . روز پرستار بر همه پرستاران خدوم و  زحمت کش مبارک

+ تحرير شده به قلم مهدی در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 و ساعت 11:35 |
همه رکوردهای لیگ هشتم به استقلال قهرمان تعلق گرفت خودتون بخونید و قضاوت کنید:

بهترین تیم : استقلال
بهترین گلزن : آرش برهانى از استقلال ( ۲۱ گل )
بهترین خط حمله : استقلال ۷۰ گل زده
بهترین خط دفاع : استقلال و سپاهان با ۳۴ گل خورده
بیشترین برد : استقلال تهران و ذوب آهن با ۱۹ برد

راستي از حق نگذريم ديروز روز مجيد جلالي و بازيکنانش هم بود که فوتبال پاکي رو به نمايش گذاشتند.

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت 11:47 |
به سلامتی استقلال  هم در میان بحت و حیرت و تعجب همگان قهرمان لیگ برتر شد . این موفقیت رو به همه استقلالیهای عزیز و از همه مهمتر لنگیها (ببخشید منظورم همون پرسپولیسیها بود) تبریک و تسلیت عرض می کنم . گرچه این امر می تونه تاحدود زیادی مشکل اصلی ورزش کشور رو تحت الشعاع قرار بده اما من همچنان به این نظرم پافشاری می کنم که راه اصلاح ساختاری ورزش / تا مدتی پرهیز از ورزش قهرمانی و توجه به زیرساختها و پرورش نسل جدید ورزشکار در بعد قهرمانیه . ضمنا یه خواهر عزیزی فرمودن پس بریم معتاد شیم ؟ به نظرم دلیلی نداره کسی معتاد بشه تازه همه جامعه رو به ورزش باید تشویق کنیم. گرچه این پیشنهاد عمرا عملی بشه ...

+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت 11:36 |
عجیبه این دومین پست من در چند روز اخیر درباره ورزش هست . با اینکه سعی می کنم راجع به ورزش کمتر بنویسم اما مدتیه که مشکلات و مسایل اخیر ورزش کشور من رو مثل خیلیهای دیگه به فکر مشغول کرده . به نظرم این راهی که ما می ریم با این همه هزینه اشتباه و پول بیت المال رو به چاه ویل ریختنه . دور ریختن بدون برداشت . گرچه این پیشنهاد تا حد زیادی نشدنیه اما بعد از ناکامیهای متعدد در ورزش کشور و این اواخر فوتبال (که اوجش از المپیک ۲۰۰۸ آغاز شد و تا همین هفته قبل ادامه داشت ) این حرف بین مردم می چرخه که ورزش رو باید تعطیل کرد ... به نظرم اگر مدتی مثلا دو سال تمام کل ورزش کشور رو در بعد قهرمانی تعطیل کنیم و بودجه اون رو به مسایل زیرساختی و ورزش مدارس و شناسایی استعدادها از دوران مدرسه و هدایت اونها و استخدام مربیان با دانش و تحصیلکرده اختصاص بدیم / اگر نشریات ورزشی رو سامان بدیم و اگر با بی انضباطیها و هنجار شکنیها برخورد جدی کنیم / اگر استانهای قطب رشته های مختلف در کشور معرفی شوند و اگر ... فقط دو سال بعد می تونیم ورزش قهرمانی رو مجددا اما این بار با ساختاری قوی و تنومند و نه نحیف و نزار راه بیاندازیم و مدالهای خوش رنگ رو در رشته های مختلف به کشور بیاریم . گرچه شاید این پیشنهاد نشدنی باشه اما به هر حال توقع ملت ایران این نیست که در هر مسابقه بین المللی منتظر عده ای باشند که اعتبار و حیثیت اونها رو خدشه دار کنند. آقای علی آبادی به فکر ورزش این کشور باشید. آقای رئیس جمهور شما هم ...
+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت 16:8 |
فوتبال ما و عربها حکايتي پيدا کرده . اخيرا عربهاي کشورهاي حوزه خليج هميشه فارس گربه سياه فوتبال ايران شدن و بعد از نخستين باخت تيم ملي فوتبال ايران از عربستان سعودي در خاک ايران / باشگاه استقلال هم مغلوب باشگاه رده ششمي ام صلال شد . ديروز اول ارديبهشت هم باشگاه پرسپوليس تهران مغلوب باشگاه الغرافه قطر شد و ساير تيمهاي ايراني که درگير ليگهاي باشگاههاي اسيا هستند هم طعم تلخ شکست رو از اين تيمها ديدند.  درسته که اين کشورها سرمايه گذاري بالايي در فوتبال اونهم به لطف دلارهاي نفتي کردن اما بايد اعتراف کنيم که ما هم در اين رشته پرطرفدار سرمايه گذاري کمي نکرده ايم که بخواهيم گناه شکستهامون رو گردن اون بياندازيم . به نظرم مشکل ساختاري فوتبال و ورزش ما کلا همونيه که در کشور با اون دست به گريبان هستيم و اون بي توجهي به لوازم و ضميمه ها و زمينه هاي يک کار هست . باور کنيم که ورزش ما مدير ورزشي مي طلبه و صنعت مدير صنعتي و سياست مدير سياسي . خلط بين اين حوزه ها نتيجه اي جز اين نداره . باور کنيم هر چيزي مدير و کارشناس و مهندس خاص خود رو مي طلبه و بايد به سمت تخصص گرايي ( البته منظورم تکنوکراتيسم نيست ها !! ) بريم . تا کي يک مدیر مثلا سیاسی رو وارد اقتصاد کنيم و بعد که عوارضي به بار آورد او را به ورزش يا فرهنگ یا سایر بخشها منتقل کنيم و البته اخرش هم براي ملت هيچ ثمره اي جز خسارت مادي و معنوي نداشته باشه ؟؟ بحث مديران اقتصادي و دو شغله ها هنوز در ورزش کشور داغ هست و هنوز هر کس دنبال منافع مادي خودشه و کسي نيست که بگه بابا اين وسط فقط ورزش کشور و باور جوونها آسيب ديده . شما رو به خدا آقاي رئيس جمهور ، اعضاي هيات دولت ، آقايان نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي يک بار براي هميشه اين عوارض مديريتي رو بررسي و چاره انديشي کنيد. باور کنيم روزي براي همه کم کاريهامون و خداي ناکرده اهمالها و بازهم خداي ناکرده خيانتها بايد نزد خداوندي که خود ، هم شاهد است و هم قاضي محاکمه شويم . گويي باور نکرده ايم فمن يعمل مثقالها را ...

پ.ن : امروز سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است . این روز رو به تمام سبز پوشان جان برکفی که روزگاری جنگیدند و از پا افتادند تا مردانگی و غیرت از پا نیافتد تبریک عرض می کنم . ای کاش تازه پاسداران و سرداران این نیرو / قدر پیشکسوتان خود را بدانند و یادآور حاج همت ها / باکری ها  / خرازی هابروجردی ها و سایر سرداران پر عزت این نیروی مردمی برای ملت ایران باشند. 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 و ساعت 17:0 |
امروز اول اردیبهشت ماه جلالی است . اردیبهشت همیشه احساس خوبی به من داده و انرژی خاصی رو ازش می گیرم . دوست داشتم یه بار هم که شده شهر شیراز رو در این ماه ببینم میگن خیلی دیدنیه . قبلا یه دوباری رفتم اما هر دو تابستون بوده و حسابی گرم ... این یک آرزو ....

دوم اینکه چهاردهم همین ماه تولد آقای محترمی به نام علیرضا خان هست که میره تو چهار سال و من از الان غصه ام شده که باید دنبال مدرسه و دانشگاه و سربازی و دانشگاه و ازدواجش باشم . اگر بچه دار نباشید شاید متوجه حرفم نشید که بچه ها خیلی سریعتر از سنشون رشد می کنند (شاید هم برای ما خیلی زود و سریع می گذره ) باور کنید هر وقت فکر می کنم علیرضا چهار سالش شده / ته دلم یه جورایی شور می افته .

بله داشتم از خوبیهای این ماه می گفتم : بیست و سوم این ماه هم البته بزرگترین اتفاق جهان و البته زندگی من افتاده و اون البته چیزی نیست جز تولدم   . (اوف بابا از خود متشکرم چقدر!!)

نخستین روز اردیبهشت هم که همین امروزه روز بزرگداشت سعدی شیرازی ادیب و عارف بزرگ ایرانیه که بی شک جزو ۵ شاعر بزرگ تاریخ ایران زمین هست. حتما واجب شد یه سفر اردیبهشتی برم شیراز .... !!!  همش هم تقصیر این خانم رهبر هست که من رو یاد بهار شیراز انداخت. خوش به حالش .

سالگرد تاسیس سپاه پاسداران هم روز دوم اردیبهشته و امیر دبیری مهر عزیز به همین مناسبت از محسن رفیق دوست آخرین وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رادیو گفتگو دعوت کرده که مهمانش باشه . به نظرم مثل بقیه برنامه های دکتر امیر خان دبیری مهر شنیدنی باشه.

این آبجی سمیه ما هم یه متن ادبی با احساس نوشته در مورد مرحوم قیصر امین پور که حیفم اومد از اون یاد نکنم . انصافا حبذا داره این متن . بخونیدش با من هم نظر می شید.

گفتگوی مازیار ناظمی با عادل فردوسی پور هم درباره راه یافتنش به تلویزیون خوندنیه . پیشنهاد می کنم  حتما بخونیدش . فعلا تا بعد

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 18:14 |