تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار
سلام . این مطلب البته قاعدتا نباید آدمها رو خیلی ذوق زده کنه اما باید به عرض دوستان برسونم که بخش وبلاگهای خبرگزاری فارس وبلاگ یادداشتهای پراکنده رو با مطلبی درباره باراک اوباما در این نشانی  معرفی کرده . از لطف دوستان در خبرگزاری فارس و بویژه آقای صبحی که انصافا در این بخش زحمتهای زیادی می کشند ممنونم . می دونم که وبگردی کار سخت و پر زحمتیه .

عکسي که دوستان فارس به مطلب اوباما و ايرانيان اضافه کرده اند

+ تحرير شده به قلم مهدی در پنجشنبه 30 آبان1387 و ساعت 13:50 |
مأمون که در زمان پدرش از طرف وى والى خراسان بود، بعد از درافتادن با برادرش امين و کشتن او، مرکز خلافت را از بغداد به مرو منتقل کرد. وي براى آنکه بتواند شورش هاى علويان و سادات را فرونشاند و در ميان جمعيت فراوان شيعه جايگاهى پيدا کند، تصميم گرفت که مهتر آنان حضرت على بن موسى الرضا (ع) را به خراسان دعوت و با استقرار آن حضرت در دربار خود، چنين وانمود کند که حکومت او مورد تأييد ايشان است، از اين رو، دعوت نامه هاى متعددى به آن حضرت فرستاد، ولى هربار با پاسخ منفى مواجه مى شد، تا اينکه دعوت ها جاى خود را به تهديد داد و امام رضا (ع) دانست که مأمون دست از اين کار بر نخواهد داشت، لذا براى جلوگيرى از خون ريزى و پايمال شدن خون شيعيانش، به سال 200 هجرى راه خراسان را در پيش گرفت.

مسير حرکت امام رضا عليه السلام آن گونه که مأمون تعيين کرده بود، از بصره، اهواز و فارس مى گذشت و دستور چنين بود که آن حضرت را از کوفه و قم عبور ندهند، زيرا مأمون بيم داشت که امام رضا (ع) با شيعيان آن شهرها تماس برقرار کرده و آنان را از سرگذشت خويش آگاه کند. امام رضا (ع) در طول مسير از منزلي به نام «معدن نقره» گذشته، پس از نباج از نزديکى کوفه که مسير مدينه به بصره قرار دار-. وارد منطقه قادسيه شد. -سرزمينى که در عصر خليفه دوم، محل جنگ بزرگ ميان مسلمانان و ايرانيان بود و سرانجام به پيروزى مسلمانان انجاميد-. حضرت رضا(ع) پس از قادسيه به سمت بصره ادامه مسير داد.حضرت با گذر از قادسيه راه خود را ادامه داده، پس از طى مسافتى، وارد بصره شد - بصره شهرى است که به دست مسلمانان ساخته شده و بناى آن قبل از کوفه و در عصر خليفه دوم بوده است- آن گونه که از مدارک گوناگون و متعدد بر مى‏آيد شرايط حاکم بر بصره به نفع مامون خليفه عباسى بود . بديهى است با اين فرض، مأمون عزيمت امام به بصره و عبور دادن امام از اين ديار را امرى تبليغاتى براى خود مى‏دانست و بهره‏بردارى لازم را از آن انتظار داشت. در ادامه مسير، حضرت پس از بصره از راه خاکى و يا آبى وارد خوزستان شده و چند روزى در اهواز اقامت داشته‏اند. آثارى نيز تاکنون بر جاى مانده است که يادآور عبور امام از آن ديار است، مثل مسجدى که توسط امام بنيان نهاده شده است. سفر امام رضا (ع) تا اهواز در منابع منعکس شده است، همچنان که بخش پايانى سفر نيز يعنى از نيشابور تا مرو روشن است، ولى حد فاصل ميان اهواز تا نيشابور چندان معلوم نيست. احتمال هاى مختلفى در مورد مسير امام داده شده است که عبارتند از:
اهواز - فارس - اصفهان - قم - رى - سمنان - دامغان – نيشابور/ اهواز - اصفهان - عبور از کوهستان ها - کوه آهوان - سمنان – نيشابور/ اهواز - اصفهان - يزد - طبس – نيشابور/ اهواز - فارس - کرمان - طبس - نيشابور. به طور طبيعى حضرت در ميان راه به منازل و شهرهاى کوچکترى نيز برخورد داشته و از آنها عبور کرده است که در احتمالات يادشده شهرهاى مهم نام برده شده است و کمتر نامى از قرى‏ و محله‏ هاى کوچک است. هر چند اغلب برآنند که قم از جمله شهرهايى بوده است که بنابر سياست مأمون نمى‏بايست امام از آن عبور کند، ولى برخى معتقدند که امام‏(ع) از طريق اراک يا از راه اصفهان، وارد قم شده اند. لازم است به نظريه مشهوري در زمينه ادامه سفر امام اشاره کنيم و آن اين است که: امام از اصفهان يا نزديکى آن به سوى طبس و نيشابور عزيمت داشت. ناصر خسرو در سفرنامه خود راه معروف عراق تا خراسان را - که خودش نيز از همان مسير سفر کرده است - ضمن نقشه‏اى که ضميمه سفرنامه اوست، چنين ‏توصيف مى کند:((اين مسير از بصره آغاز و بعد از گذر از «شاطى عمان»، «ابله»، «عبادان»، «مهروبان»، «ارجان»، «اصفهان»، «کوه مسکيان»، «نايين»، «ده‏گرمه»، «رباط زبيده»، «چهارده طبس» به نيشابور منتهى مى‏شود.)) ورود امام(ع) به نيشابور، مورد اتفاق نظر همه تاريخ نگاران و محدثان است. امام رضا(ع) در ميان استقبال با شکوه و بى نظير مردم وارد نيشابور شدند و در ناحيه اى به نام بلاش ‏آباد يا پلاس آباد منزل گزيدند. و در منزل خانمى که به نام پسنده يا پسنديده (بحار الانوار، آثار باستانى خراسان) معروف گرديده است، اقامت گزيدند. حضرت رضا(ع) در کنار اين خانه يک دانه بادام کاشتند و هنوز يکسال نشده بود که درختى بزرگ شد و ميوه داد، مردم از اين درخت با خبر شدند، لذا مى‏آمدند و از بادامهاى آن براى شفاى دردهاى خود مى‏بردند، هر کس از بادام آن مى‏خورد بيماريش شفا مى‏يافت.حضرت چند روزى در نيشابور ماندند و در يکى از روزها به زيارت آرامگاه امامزاده محمد محروق که از نوادگان امام سجاد(ع)است، رفته‏ اند.حاکم نيشابورى مى نويسد: «حضرت رضا(ع) فرمودند يکى از خاندان ما اين جا مدفون است، به زيارت ايشان مى رويم و آنگاه حضرت به روضه سلطان محمد محروق در «تلاجرد» تشريف بردند و آن روضه مقدسه را زيارت کردند.» حضرت رضا(ع) در نيشابور حمامى مى‏رفتند که امروز آنرا «گرمابه رضا» مى نامند. آب اين حمام از چشمه اى تأمين مى‏شد، ولى مدتها بود آب آن چشمه کم شده بود. حضرت دستورى دادند، آب آن چشمه زياد شد، سپس ، حوضى به امر حضرت ساختند و حضرت در آن غسل کردند و در پشت حوض نماز گزارند و و مردم هم مى‏آمدند و براى برکت در آن حوض غسل مى‏کردند و سپس نماز مى‏خواندند و دعا مى‏کردند، خداوند هم دعاى آنها را مستجاب مى‏کرد . پس از چند روز اقامت در نيشابور، امام على بن موسى(ع) در ميان بدرقه بى سابقه مردم، نيشابور را به مقصد «مرو» ترک کرد. در ميان بدرقه کنندگان بسيارى از علما و دانشمندان حضور داشتند. امام(ع) در آن اجتماع عظيم مردم نيشابور به بيان حديثى از اجداد خود پرداخت که به حديث سلسلة الذهب موسوم گرديد. اين حديث از جمله احاديثى است که در کتابهاى حديثى نقل شده و از نظر سند تمام است. هر چند از نظر متن، نقل هاى مختلفى از آن در متون حديثى به چشم مى‏خورد، اما تعدد نقل ها به گونه‏اى است که از تواتر آن نمى‏کاهد. پس از آن که امام(ع) نيشابور را ترک گفت ، از موضعى به نام «عين کهلان» در قرية الحمراء عبور کرد که اکنون به نام «قدمگاه» شهرت يافته است. بعضى بر اين باورند که اثر قدم مبارک امام‏(ع) است، ولى احتمال مى‏رود که به عنوان يادواره سفر امام و قدوم حضرت به آن مکان، آن سنگ را تراشيده باشند. حضرت رضا (ع) پس از عبور از نيشابور و چند آبادى ديگر، وارد مرو پايتخت مأمون گرديد و از طرف او مورد استقبال و تکريم واقع شد. منبع
+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 28 آبان1387 و ساعت 12:32 |
مخاطب این پست شما دوست عزیز نیستید چون این پست رو انحصارا برای یک آقای عزیزی می نویسم که به رغم تمام علاقه به ایشون برخی رفتارهای حضرتشون رو نمی پسندیدم و به همین خاطر هم ایشون اصلا از من خوشش نمی اومد !!! :

ظاهرا بعضی بزرگواران کم تحمل و کم طاقت که طاقت یک ریزه انتقاد رو ندارند ( و با این وجود ظاهرا خیلی به این وبلاگ سرک می کشند ) خیلی راضی نیستند از این که من در وبلاگم مثلا بنویسم قبلا خبرنگار کجا بوده ام و الان خبرنگار کجا هستم ... البته اگر من دنبال جلب رضایت اون بعضی بزرگواران  بودم که الان اینجا نبودم بابا جون ... کجای کاری ؟ اما بخاطر اینکه به قول معروف بهانه ای نداشته باشید / تمام ۶ دانگ سند اون بخش قبلی رو می زنم به اسم شما . ضمنا نام محل کار سابق و فعلی رو هم از بخش معرفی حذف می کنم . حتما دوستان می دونند که من در کجا خبرنگار بوده ام و شاید هم نیازی به معرفی نباشه .

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 28 آبان1387 و ساعت 0:45 |
گزارشگر هولوگرام آخرین دستاورد صنعت تلویزیون :(به نقل از همشهری آنلاین)


رسانه‌ها- همشهري آنلاين - يونس شكرخواه:سی‌ان‌ان يك فناوري جدید نمايش را در عرصه ژورناليسم تلويزيوني راه‌اندازی کرد اين شبکه خبری تلویزیونی در ساعت 7 و 15 دقيقه بعد از ظهر سه شنبه 4 نوامبر 2008 تصویر سه بعدی جسیکا یلین (Jessica Yellin) یکی از خبرنگارانش را از طريق هولوگرام به سبک جنگ ستارگان به استودیوی مرکزی پخش اخبار انتخابات منتقل کرد. در اين لحظه وولف بليتزر (Wolf Blitzer) گزارشگر مجري سي‌ان‌ان در نيويورك بود و جسیکا یلین از شيكاگو خبر مي‌داد ولي تصوير به گونه‌اي به نظر مي‌رسيد كه انگار جسیکا یلین در همان استوديوي منهتن (Manhattan) ايستاده و گزارش مي‌دهد.در اين تكنيك كه حالا به تكنولوژي هولوگرافيك (holographic technology) معروف شده است 44 دوربين و 20 كامپيوتر در استوديوها قرار داده مي‌شوند تا تصويري سه بعدي و 360 درجه‌اي را از فرد غايب در استوديو ظاهر كنند جسیکا یلین در ضمن گزارش خبري‌اش گفت: در يك چادر در حاشيه پارك گرانت در شيكاگو در محاصره دوربين‌هاي وضوح بالاي 35 ميليمتري قرار دارم كه با كامپيوترهاي استوديوي نيويورك سينك شده‌اند در همين حال خبرگزاری آلمان هم از واشنگتن گزارش داد كه تصویر جسیکا یلین سه‌شنبه شب از شیکاگو به صورت تصویری هولوگرام در نیویورک ظاهر شد. و بلیتزر، مجری این شبکه به صورت مستقیم با تصویر یلین صحبت کرد.این نوع انتقال تصویر كه براي نخستين بار رخ مي‌دهد؛ قرار است در برنامه‌های خبری سی‌ان‌ان مورد استفاده قرار گیرد.تصویر یلین در حالی در استودیوی نیویورک ظاهر شد که اطراف بدنش منحنی‌های درخشانی داشت و به گفته بلیتزر یادآور تصویر پرنس لیا در فیلم علمی تخیلی جنگ ستارگان 1997 بود.

+ تحرير شده به قلم مهدی در شنبه 25 آبان1387 و ساعت 13:56 |
سرانجام باراک اوباما موفق شد با گذشتن از سدهای اپارتاید امریکاییها به عنوان نخستین سیاه پوست به کاخ سفید راه پیدا کنه . این امر متاسفانه در نزد کسانی که تصور می کنند دشمن اصلی ایران جمهوریخواهان هستند و با دموکراتها مشکل چندانی نداریم جور دیگه ای تعبیر شده . اصل این هست که دشمن اصلی انقلاب اسلامی به دلیل تضاد ایدئولوژیکی اسرائیلیها هستند. در تاریخ سی سال گذشته هم ما بیشترین تنش رو با دموکراتها که ملقب به جناح کبوترها هستند و در واقع (( کبوترانی در لباس باز )) داشتیم.

دلیل این امر هم این هست که دموکراتها بیشترین نزدیکی و سمپاتی رو با اسرائیلیها دارند و هر زمان دموکراتها قدرت رو در کاخ سفید به دست داشتند یهودیان طرفدار اسرائیل بیشترین قدرت رو در کاخ سفید کسب کردند و مهمترین پستهای دولتی رو تصاحب کردند تا جاییکه زمان آقای بیل کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا رو از میان یهودیان انتخاب کرد و خانم مادلین آلبرایت که یهودی معروف و خشنی بود به این سمت منصوب شد. همین آقای اوباما هم معاون اول خودش رو از میان یهودیان آمریکایی که طرفدار امنیت اسرائیل به هر قیمت هستند انتخاب کرده...

به تعبیر اساتید علوم سیاسی اما همه این امور ناشی از تلاش برای تامین امنیت اسرائیل هست و تامین امنیت اسرائیل جزو ارکان لایتغیر سیاست خارجی آمریکا به شمار می ره فارغ از اینکه چه کسی رئیس جمهور آمریکا باشه .

به هر حال به نظرم خیلی هم نباید خوشحال باشیم از اینکه اوباما رئیس جمهور آمریکا شده چون همین آقا هم امنیت اسرائیل رو مقدس خونده و برای جلب نظر اسرائیل یقینا از هر تلاشی فروگذار نخواهد بود.

+ تحرير شده به قلم مهدی در پنجشنبه 16 آبان1387 و ساعت 14:29 |

باش تا صبح دولتت بدمد آقاي کردان . ديروز جريان استيضاح شما رو از راديو شنيدم . قبلش خيليها معتقد بودند که فقط بيننده يا شنونده يک شوي سياسي باشند که سناريوش از پيش نوشته شده و نتيجه اون هم معلومه : راي اعتماد .

راستش برام خيلي جالب بود : ببينم آيا نمايندگاني که نام اصولگرا رو دارند و در اين وجه ، با شما مشترکند (فقط در نام البته ، مرام شما رو خيليها مي شناختند) با شما مثل روز اعتماد رفتار مي کنند يا خير ؟ خوشحال شدم که هنوز صداقتي باقي مانده و کساني فرياد عدالت خواهي و حق گويي سر مي دهند . هنوز آخه خدا رو شکر ... حکومت ما به نام و عدل علي (ع) معتقد هست و افتخارمان اين که عدل که به تعبير علي ع ، قامت آسمانها و زمين است ، هنوز حتي اگر لقلقه زبان برخي شده براي خيليها يک اصل اساسي و اجتناب ناپذير است.

يکي از فارغ التحصيلان رشته حقوق که دست بر قضا شاگرد شما هم بوده براي من نقل مي کرد که چقدر به او و امثال او سرکوفت مي زديد که شما دیگه چه دانشجوهای بی سوادي هستيد ؟ من زماني که آکسفورد ( به قول خودتون اکسفورد (با فتح الف) درس مي خوندم چه کارهايي مي کردم !!! و مي گفت چقدر آرزو داشته مثل شما دانشجوي خوب و با سوادي باشه !!!

ديروز فهميدم و بیژن نوباوه وطن عزيز گفت که دانشجو بوديد اما نه مقطع دکترا و البته يک سال هم مردود شده بوديد !!

ديروز فهميدم که حقوق از وزارت نفت نگرفتيد ... اما حقوق دکترا که از صدا و سيما مي گرفتيد حرامتان باد و چه زيبا گفت آن نماينده که حق داشتيد چون حقوق صدا و سيما بالاتر بوده !

ديروز فهميدم که قدرت چقدر شيرين است ! آن قدر که بخاطرش حاضر شديد ترحم نمايندگان را با طرح مسايل خانوادگي و شخصي ترين مسايل بر انگيزيد . حتي حاضر شديد بگيد که جانباز شيميايي در سردشت بوديد . اميدوارم اين مورد واقعيت داشته باشه و جعل صورت نگرفته باشه اما آيا طرح اين مساله که به قول شما ذخيره آخرتتان بود بخاطر چند ماه وزارت و نه حکومت ( که آن هم در چشمان امام ما علي ع از عطسه بزي پيسي گرفته بي ارزشتر بود ) ارزش آن را داشت که ذخيره آخرت خود را رو کرديد ؟

ديروز فهميدم و از شما آموختيم که بخاطر قدرت مي توان دروغ گفت ! ماکياول را مقتداي خويش ساخت ! خود را با بهشتي آن سيد مظلوم امت و آن امت مظلوم ملت قياس کرد ! چه قياس مع الفارقي !!!

کاش شما هم ذره اي از هوش و آي کيوي رئيس جمهور را داشتيد و مي فهميديد که وقتي براي دفاع از شما به مجلس نيامد چه خبر است ؟ مجلس به قول معروف : جايي است که عقاب پر بريزد پس از انساني چون شما با آن همه نقطه ضعف که جز خود براي خودتان نساخته قرار است چه چيزي خيزد؟ مگر نه اينکه امام ما ان را عصاره فضايل ملت خواند؟

کاش شما که ديروز مدعي شديد در دوران حکومت و اقتدارتان در صدا و سيما ، پشتوانه بچه هاي حزب اللهي صدا و سيما بوديد مي گفتيد که از کدام بسيجي و حزب اللهي دفاع کرديد ؟ پاي درد دل کدامشان نشستيد ؟

مگر نه اينکه روز راي اعتمادتان ، علي مطهري گفت که به عنوان مدير سازمان نمي توانسته شما را ببيند ؟ به نظرتان از فرزند شهيد مطهري که تئوري پرداز اين انقلاب بود کسي حزب اللهي تر هم بود ؟

حکومت خودکامه شما که حتي عده اي مي گفتند خط آقاي لاريجاني را هم نمي خوانيد شما را در منجلاب و ظلمتي فرو برد تا ديروز ببينيد آنچه نبايد رخ مي داد رخ داده .

شما فرزند انقلاب نبوديد. انقلابي هم نبوديد. موج سوار خوبي اما بوديد. ديروز قايق شما به طوفان خشم فرزندان انقلاب و عصاره هاي فضايل اين ملت برخورد و در هم شکست. خدا را شکر. باشد که متنبه شويد و به خود آييد. مگر نه اينکه خداوند توبه پذير و بخشنده است؟ من جاي شما بودم همين امروز چند کارشناس استخدام مي کردم تا محاسبه کنند به چند نفر ستم کرده ايد و نامه اي مي نوشتم و از همه آنها حلاليت مي خواستم. بعد مالم را که با حقوق 30 ساله جمع کرده بودم و البته با مدرک جعلي و قلابي ، با رد آن بخشي که بخاطر مدرک قلابي گرفته ام به بيت المال حلال مي کردم . حال از خدا چگونه حلاليت خواهيد خواست ؟ خود مي دانيد و خدايتان که ارحم الراحمين است.

اين روزها هرجا که مي رويم بحث شماست و از شما زياد مي شنويم . چه شوخي و چه جدي . خيلي ها نام و نامه شما رو دست آويز پيامکهاي طنز ساخته اند اما فراموش نکنيد که به زودي فراموش مي شويد . در اين جهان جز نام نيک افراد هيچ باقي نمي ماند . سعي کنيد نام نيک از خود برجاي گذاريد.....

                                                                             

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 15 آبان1387 و ساعت 7:4 |