تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار
این مطلب رو یکی از دوستان نوشته و من فقط زحمت کپی پیست رو می کشم شما هم اگر زحمت نیست زحمت بکشید بخونید جالبه :

پرویز خان فتاح! سال ۷۷ نفت بشکه ای ۷ دلار بود. نه برق می رفت، نه مسکن این قیمت بود، نه برنج و گوجه و سکه و هزار درد بی درمان دیگر گران بود. امثال شما دولت وقت را به دزدی و فروش برق و گاز به کشورهای دیگر هم متهم می کردند. امروز نفت بشکه ای ۱۲۱ دلار است. روزی چند بشکه نفت می فروشید؟ ۷ را از ۱۲۱ کم کنید و ضرب در تعداد بشکه های نفتی کنید که امسال وزارت نفت فروخته و خواهدفروخت. اگر یک هزارم این مبلغ را هزینه کنید یقینا می توانید با باتری قلمی آلکلاین انرژایزر ۸۰۰۰ مگاوات برق تأمین کنید. پس چرا مردم باید چنین خساراتی را متحمل شوند؟ چون دولت شما بهترین دولت تاریخ ایران است؟ نترسید. شوخی کردم. پول نفت را نخواستیم. رگ غیرتتان قلمبه نشود. فقط لطف کنید، مرحمت کنید، منت سر ما بگذارید، ساعات خاموشی را در روزنامه ها و اینترنت اعلام کنید

بعدالتحریر :

باور کنید من هم کم کم دارم به این نتیجه می رسم که یه اتفاقاتی در شرف وقوعه . یادم می اد زمان جنگ هم همین جوری بود . سه ساعت صبح و سه ساعت شب برق نداشتیم . راستی چرا تو این چند سال گذشته این قدر از فضای جنگ دور شده بودیم ؟ درود بر احمدی نژاد و تیم قدرتمندش که ما رو می برن تو همون حال و هوای اون سالها. حالابا ترویج معنویت نشد با ترویج خاموشی . چه ایرادی داره بابا جون ؟ 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 29 خرداد1387 و ساعت 1:7 |

ديروز مصاحبه مطبوعاتي فدراسيون دو و ميداني با حضور مصطفي کريمي رئيس فدراسيون ، کيم بوخونوسوف مربي اختصاصي احسان حدادي و البته خود احسان بود. محور مصاحبه هم تمرينات قهرمان و رکورددار آسيا و مدعي قهرماني المپيک بود.

قبلا از احسان تعريفهاي زيادي شنيده بودم . نام احسان حدادي قبلا با نام مبارک نقش بسته بر سينه اش يعني ياحسين (ع) تو ذهنم نقش بسته بود اما فرصتي نشده بود که از نزديک باهاش گفتگو کنم . ديروز اما فرصت شد با اين جوان 23 ساله و به قول خودش 125 کيلويي مصاحبه کنم و البته گزارشي هم از اين مصاحبه با احسان و مربي اختصاصي اش که فرد با تجربه و المپيکي رفته ( 10 بار حضور در المپيک شايد خودش رکورد جالبي باشه !! ) براي شبکه جهاني جام جم زدم. اما چند نکته جالب در صحبتهاي احسان بود که حيفم مي ياد اينجا ننويسم :

احسان مي گفت : شرکت BMW که اسپانسر پرتابگرهاي معروف دنياست سالانه حاضره يک خودروي سال در اختيار احسان قرار بده تا احسان براش تبليغ کنه . اما نکته جالب اينکه احسان بايد براي ورود اين ماشين ، معادل 100 درصد قيمت ماشين بايد گمرکي بپردازه که ميشه حدود 200 ميليون تومان . اون مي گفت البته اين پول رو نداره. نکته مهم اينکه ظاهرا فوتباليستها (هرچند غير معروف و گمنام باشن) از پرداخت اين ماليات معاف شدن اما اين قهرمان جهان بايد .....

احسان مي گفت : از فردا ( امروز ) موبايلم رو خاموش مي کنم تا روي تمرينات تمرکز کنم . ساعت 6 صبح بيداره و 10 شب مي خوابه و اين وسطها هم ظاهرا فقط تمرين داره و باز هم تمرين.

احسان مي گفت : در جامعه خيلي ناشناسه : هر جا ميرم همه بهم مي گن بوکسوري يا کشتي گير ؟ چي کار کردي گوشت نشکسته ؟

احسان می گفت : من هیچ ترس و واهمه ای از حریفانم ندارم . اونها هستن که باید از من بترسن .

راستي احسان زبان روسي رو خيلي خوب صحبت مي کرد . نپرسيدم کجا ياد گرفته اما معلومه غير ورزش استعداد هاي زيادي داره . خودش زحمت ترجمه مصاحبه مربي اش رو با همه رسانه ها کشيد و با خوبرويي با همه مصاحبه کرد . براش آرزوي موفقيت دارم هم در المپيک و هم در ساير عرصه هاي ورزش و زندگي .

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 29 خرداد1387 و ساعت 0:30 |
ساعت چنده ؟ ساعت نه و خورده ايه
ساعت چنده ؟ چند دقيقه به دوازده
ساعت چنده ؟ حدودا يه ربع به ده ( بقول بعضيها 10 ربع کم !!)
اين ساعت گفتن و وضع زندگي ما هم تقريبا خيلي به هم شبيه هستن. ساعت رو که نگاه مي کني چي مي بيني ؟ سه تا عقربه که همش دنبال هم مي کنن . بيشتر از همه عقربه ثانيه شمار مي دوه اما کارش تقريبا هيچ نمودي نداره . بعدش دقيقه شمار از همه بيشتر زحمت مي کشه اما بازهم براي ما خيلي اهميت نداره . اما اون آقاي عقربه ساعت که اتفاقا قدش هم از همه کوتاه تر و از بقيه فربه تر هست بيشتر از بقيه تو چشمه . اصلا همه تحولات رو انگار اون رقم مي زنه.
شده حکايت ما ...اونايي که بيشتر از بقيه ميدوند و زحمت مي کشن کمتر از بقيه کارشون نمود و حاصل داره . در عوض يه عده روي رانتهايي که دارن خيلي راحت و ساده همه کار مي کنند و با کمترين زحمت بيشترين درآمد رو کسب مي کنند. راستي ما مثل کدوم عقربه تو ساعت زندگي هستيم ؟
خدا عاقبت ما رو ختم به خير کنه .

بعدالتحرير :
فردا سالگرد عروج بزرگمردي است از تبار نيکان و صالحان. ياد اون عزيز سفر کرده و همه شهيداني که با او اسلام و عاشورا رو شناختند و درک کردند و مردانه ، ماندن رو به رفتن و فنا في الله و بقاي حقيقي ترجيح ندادند و ماديات و جهان مادي رو با تکبيري مردانه خوار و زبون اراده خود کردند گرامي مي دارم
+ تحرير شده به قلم مهدی در دوشنبه 13 خرداد1387 و ساعت 23:19 |