به نظر من که جالبه شما هم ببینید و نظر بدین .
این هم عکس این زوج ناکام : (متن کامل در ادامه )

ادامه از اينجا
به نظر من که جالبه شما هم ببینید و نظر بدین .
این هم عکس این زوج ناکام : (متن کامل در ادامه )

کنند و سرخوش و شاد باشند .

به هر حال خیلی از خواستهای ملت از این انقلاب بویژه در سالهای نخست محقق شد اما متاسفانه هر چه گذشت باز به سمت تولید طاغوتچه ها نزدیک شدیم تا این وضع کنونی که می بینید.
امیدوارم هرچه زودتر اوضاع اصلاح بشه .... فقط همین !!!!!!!!!!!!!!!!!
یه چند تا عکس از اون روزهای خوب و به یاد ماندنی رو در ادامه مطلب قرار دادم . دیدنش خالی از لطف نیست ضمنا از دوستان سایت انتخاب تشکر می کنم

این ست رو تا حالا چند بار در سایت قرار دادم و این بار تقدیم به همه عاشقان اباعبدالله در عصر عاشورا
متن اصلي اينه كه ميگه
نحن سوف نبقي هنا و سوف يبقي ندائنا و اعظ يجب ان يفهم الامريكيون. امريكيون لايعرفون ماذا يعني لبيك يا حسين...
لبيك يا حسين يعني: اَنك تكون حاضراً في المعركه و لو كنتَ وحدك، و لو تَركك الناس، و التَهمك الناس، و خَزلك الناس
لبيك يا حسين:اَن تكون انتَ و مالكَ و اهلكَ و اولادكَ في هذه المعركه
لبيك يا حسين يعني:اَن تدفع الامُ بولده هذه يُقاتل، و اذا الستُشهِد، وهتز رأسه و اُلقيَ به الي اُمه
وَضَعتهُ في حِجرها و مَسَحَتِ الدَمَ و ترابَ عن وجهه و قالت له:«راضيتاً محتسيباً، بَيَّض الله وجهك يا بُنَي! كما بَيَّضتَ وجهي عند فاطمة الزهراءِ يوم القيامة»
هذا يعني لبيك يا حسين...
لبيك يا حسين يعني:اَن تَعطي الام و الاخت و الزوجه لِتُلبِسَ زوجها او اخاها او ابنها قامت الحرب و تدفعه الي الجهاد
لبيك يا حسين يعني: اَن تُقَدم زينب لاخيه الحسين جَوازَ المنية و الشهادة
هذا يعني لبيك يا حسين ...
و به نختم، ليسمعه العالم: العمل اذا الحتاج الينا في ساحتة اُخري، لن نكون حَمَلَةَ الاكفان فقط؛ و اِنما سَنَكون حَمَلَةَ الاكفانِ و السِلاح والختام:
لبيك يا حسين
لبيك يا حسين
لبيك يا حسين
اين سخنان زيبا رو مي شه اينجور ترجمه كرد كه :
ما اين جا ايستاده ايم و نداي خود را به گوش آمريكايي ها مي رسانيم.
هر چند كه آمريكايي ها نمي فهمند كه معني لبيك يا حسين چيست.
لبيك يا حسين را بسيار از ما شنيده اند.
لبيك يا حسين يعني تو در معركه جنگ هستي، هر چند كه تنهايي و مردم تو را رها كرده باشند و تو را متهم و خوار شمرند.
لبيك يا حسين يعني تو و اموالت و زن و فرزندانت در اين معركه باشند.
لبيك يا حسين يعني مادري فرزندش را به ميدان دفاع مي فرستد و آن گاه كه فرزندش شهيد شد و سر بريده اش به مادر داده شد، مادر سر را به خانه برده و خاك و خون آن را پاك كرده و به سر بگويد: «از تو راضي هستم. پروردگار، چهرهات را روشن بدارد، همان طور كه نزد فاطمهي زهرا (سلام الله عليها) مرا روز قيامت رو سپيد كردي.»
لبيك يا حسين يعني مادري، همسري يا خواهري مي آيد تا پسر، همسر يا برادر خود را لباس رزم بپوشاند و به ميدان رزم روانه كند.
لبيك يا حسين يعني زينب عليها سلام به برادرش حسين عليه السلام جواز آرزو و شهادت را ببخشد.
لبيك يا حسين يعني اين.
و به اين كلام خاتمه مي دهيم تا همه بشنوند:
هر كجاي دنيا كه به ما نياز باشد، ما حاضريم.
و ما تنها كفن پوش نخواهيم بود. بلكه ما همراه كفن، اسلحه حمل خواهيم كرد.
و در نهايت مي گوييم: «لبيك يا حسين»
و اين است معناي هر يا حسين ما.
صداي سيد حسن نصرالله را از اينجا دريافت كنيد.
و اين هم عكسي از سايت خواهر خوبم پريسا خانوم تقديم به همه عاشقان ابا عبدالله ع:
مراسم شب چهارم محرم 84 - مسجد ارک تهران
(حاج منصور ارضي)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
مراسم شب چهارم محرم 84 - هيئت رايت العباس
(حاج محمود کريمي)
براي دانلود، روي هر يک از لينکها کليک سمت راست نموده
و Save Target As را بزنيد
طفلان زينب (ع)
بنگريد آئينه اسرار را
طالبان لحظة ديدار را
راهيان قلههاي معرفت
فاتحان قامع الكفار را
شاهدان محفل پر شور عشق
اختران آسمان يار را
دو دلاور زادة عالي نسب
وارثان حيدر كرار را
گفت زينب بگذرم از هستيام
تا به حيرت آورم ادوار را
جمع كردم من توان خويش را
پهن كردم سفرة ايثار را
دو بسيجي بهر تو پروردهام
دو حسيني مذهب عيار را
نزد عباس هر دوشان آموختند
يا اخا زير و بم پيكار را
از گلاب خونشان رخصت بده
تا معطر سازم اين گلزار را
حال ميگيرم به دست رزمشان
انتقام سيلي اشرار را
سرخي خون دو طفلان ميبرد
از دلم آن خاطرات تار را
چون شكافد نيزهاي پهلويشان
ياد آرم سينه و مسمار را
ياد آرم از شرار داغشان
آتش بين در و ديوار را
بشكنم امروز با اين دستها
دست آن سيلي زن قهار را
فاصله انداخت دشمن بينشان
برد سويي هر يكي سردار را
خواند دشمن پيش روي هركدام
لشگر مردان نيزه دار را
نيزهها ازجسمشان خون ميمكيد
ديده حق اين صحنة غمبار را
از حرم بيرون نيامد خواهرش
تا نبيند خجلت دلدار را
حضرت رقيه سلام الله عليها (2)
بنما دوا يا حسين دردم
من دسته گل بهرت آوردم
اين دو گرفتار تو هستند
با جان خود يار تو هستند
***
بنگر كه اين دو كفن پوشند
بهر رضاي تو ميكوشند
اميد لطف تو را دارند
تا جان براي تو بسپارند
***
پروردة خواهرت هستند
قرباني اصغرت هستند
يا اذن خود از تو ميگيرند
يا بين اين خيمه ميميرند
مراسم شب سوم محرم 84 - مسجد ارک تهران
(حاج منصور ارضي)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
مراسم شب سوم محرم 84 - هيئت رايت العباس
(حاج محمود کريمي)
براي دانلود، روي هر يک از لينکها کليک سمت راست نموده
و Save Target As را بزنيد
حضرت رقيه سلام الله عليها (س)
به گيسوان پريشان نظاره جايز نيست
نظر به پيرهن پاره پاره جايز نيست
نگاه دختر شامي نگاه ترديد است
براي دوست شدن استخاره جايز نيست
به جان خسته سزاوار نيست خنده زدن
به جسم سوخته حتي اشاره جايز نيست
ز خار پاي غريبي چو بوسه باران بود
دواندنش به بيابان دوباره جايز نيست
هنوز دامن آتش گرفته ميسوزد
به جان سوخته دامن شراره جايز نيست
به سوي قافلة بانوان معصومه
نگاه خيره سر چشم پاره جايز نيست
براي بردن سوغات نزد دختر خويش
ز گوش پارة من گوشواره جايز نيست
به قصد سيلي و ترساندن و زدن دل شب
به نعره در پي دختر سواره جايز نيست
حضرت رقيه سلام الله عليها (2)
شمع هر جا كه انجمن دارد
پر پروانه سوختن دارد
بخدا نيست خارجي پدرم
دين به قلب پدر وطن دارد
گرچه در كربلاست پيكر او
دست اغيار پيرهن دارد
چوب تأديب خوب ميداند
كه چه بوسيدني دهن دارد
سوي اغيار، ليكن انظر گرفت
بهر احباب بانگ «لن» دارد
معجري هست بر سرم امروز
پدر من اگر كفن دارد
نيمه باز است كام خوني او
به گمانم پدر سخن دارد
گر بيايي ز جان بپردازم
ديدنت هر قدر ثمن دارد
«لن تراني» مگو كه از هوسم
«اَرِني» ميرسد ز هر نفسم
غير احياء نميكنم امشب
جز «خدايا» نميكنم امشب
منكه دل كندهام ز عقبي دوش
ميل دنيا نميكنم امشب
قرب دختر به بوسه پدر است
جز تمنا نميكنم امشب
من زبوني نميكشم از چرخ
من مدارا نميكنم امشب
بايد امشب كنار من باشي
بي تو «فردا» نميكنم امشب
چند بوسه به من بدهكاري
صبر از آنها نميكنم امشب
نوبتي هم بود زمان من است
پس تماشا نميكنم امشب
ناز طفل مريض بيشتر است
بي تو «لالا» نميكنم امشب
خواب، بي بوسة پدر تا كي؟
دور از خانه، در بدر تا كي؟
اللّه اللّه عجب سحر دارم
سحري در بر پدر دارم
آنچه ديشب به طشت زر ديدم
حاليا در طبق به بر دارم
دست افكندهام به گردن او
عمه جان عمه جان پدر دارم
ليك چشمي نمانده بنگرمش
ليك دستي نمانده بر دارم
آمده همرهش مرا ببرد
بخدايش قسم خبر دارم
تو مپندار اي پدر كه كنون
سُرمه بر ديدگانتر دارم
لختة خون گرفته چشم مرا
لخته خوني كه از سفر دارم
گره در موي من چو ابرويتوست
تو ز سنگ و من از شرر دارم
تا نريزم به سيلي از لب خون
لب نميگيرم از لب تو كنون
مراسم شب دوم محرم 84 - مسجد ارک تهران
(حاج منصور ارضي)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
مراسم شب دوم محرم 84 - هيئت رايت العباس
(حاج محمود کريمي)
براي دانلود، روي هر يک از لينکها کليک سمت راست نموده
و Save Target As را بزنيد
ورود به كربلا
دشت غم دشت عطش دشت بلايي كربلا
سينه سوز و جانگذار و غم فزايي كربلا
جمعي از خوبان عالم را هدايت بر سر است
باز كن در دل براي عشق جايي كربلا
زود باشد كاروان در كوي تو منزل كند
ميزبان حضرت خون خدايي كربلا
خيمههاي عاشقان برپا شود در خاك تو
تو به حج عشق تصوير منايي كربلا
تو غريبه نيستي با آستان اهل بيت
آشناي زادة خيرالورايي كربلا
طور سينايي، كني موساي عمراني
طلب خضر امكاني پي آب بقايي كربلا
كعبة آل رسولي ثاني بيت الحرام
بعثت پاك حسيني را حرايي كربلا
آية عشقي ولي هرگز نميشد باورت
افكني بين دو عاشق را جدايي كربلا
آه از روزي كه زينب غرِ خون بيند تو را
كه هم آغوش تن اهل ولايي كربلا
روز عاشورا كه باغ فاطمه پرپر شود
همنوا با زينبش نغمه سرايي كربلا
آن زمان كه دست عباس از بدن گردد
جدا ميزبان مقدم خيرالنسايي كربلا
عصر عاشورا كه آيد قتلگاهت ديدني است
عشق با خون ميكند جلوه نمايي كربلا
كاش ميگفتي كه گلچين لاله را پرپر مكن
واي زين نامردمي و بي حيايي كربلا
ميهمان را با لب عطشان چه قومي ميكشد؟
واي از اين كوفه و اين بي وفايي كربلا
اي زمين اي ارض اقدس اي حريم كبريا
تا ابد با آل زهرا همنوايي كربلا
ورود به كربلا (2)
اشتر مران اي ساربان اينجا زمين كربلاست
آهسته ران آهسته ران اينجا زمين كربلاست
اينجا فضاي نينواست مهمان سراي كبرياست
ما ميهمان حق ميزبان اينجا زمين كربلاست
اينجا شهادتگاه ماست اينجا زيارتگاه ماست
زهرا كند اينجا فغان اينجا زمين كربلاست
اينجا حريم انبياست ميعادگاه كبرياست
اي عاشقان اي عاشقان اينجا زمين كربلاست
اينجا شود اكبر فدا آن سو سرم از تن جدا
اي كاروان اي كاروان اينجا زمين كربلاست
بار گران از كف نهيد اينجا شود قاسم شهيد
اشتر مران اي ساربان اينجا زمين كربلاست
اينجا شود زينب اسير در خاك و خون غلطد غدير
جبريل گردد نوحه خوان اينجا زمين كربلاست
اينجا شود صبر امتحان با كودكان و نوجوان
اسلام گردد جاودان اينجا زمين كربلاست
اينجا شود خون ريخته حلقم به ني آويخته اي
اكبرم قرآن بخوان اينجا زمين كربلاست
اينجا به زير بوتهها گل ميكند بيتوتهها
گردند حيران دختران اينجا زمين كربلاست
غربت ثمر اينجا دهد مظلوم سر اينجا دهد
آتش رود بر آسمان اينجا زمين كربلاست
بر كودكان در بدر بر بانوان خونجگر
خورشيد گردد سايبان اينجا زمين كربلاست
با تشکر از حسینیه مجازی
مراسم شب اول محرم 84 - مسجد ارک تهران
(حاج منصور ارضي)
قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
مراسم شب اول محرم 84 - هيئت رايت العباس
(حاج محمود کريمي)
براي دانلود، روي هر يک از لينکها کليک سمت راست نموده
و Save Target As را بزنيد
غربت سفير حسيني
طوعه ميگويد: مدام ميديدم كه حضرت مسلم (ع) نماز ميخواند و زمزمه ميكند و ذكر ميگويد (شايد با خود زمزمه ميكند كه) اي كاش! براي پسرعمويم نامه نمينوشتم و ... اين كوفيان كه وفا ندارند.
هيچ ياري ندارم و جايي هم ندارم، حتّي مثل عموي غريبم (امام علي (ع) كه بتوانم از شهر بيرون بروم و دردهايم را به چاه بگويم.
چنان مضطر شد و ... سمت قبله نشسته (و ذكر ميگويد)
(شايد يكي از ذكرهايش اين بود كه) اي كبوتر حرم خدا! نيا كوفه، نيا كوفه، نيا كوفه.
عجيب است، چرا كه حضرت مُسلم، عاشقي است كه به خاطر عشقش يابد غريبانه كشته شود (و شايد به همين جهت) تنهايي به كوفه رفته است (به دستور امام)
در روايت آمده كه:
در مسير راهش به كوفه، قاصد و همراهي كه با او بود از شدّت تشنگي وفات نمود (از ادامهي مسير بازماند)
حضرت اين پيش آمد را به فال بد گرفت، از همين رو نامهاي براي امام نوشت و فرستاد كه: آقا جان! اگر اجازه ميدهي من برگردم.
(به دلش افتاد كه ديگر امام را نميبيند)
(شايد) امام جواب داد كه: وعدهي ما كوفه (يا شام) باشد. (امّا امام به كوفه كه نيامد)
اين چه وعده بود؟
وقتي سرِ ابيعبدالله (ع) همراه كاروان اسيران در مسير ورود به دروازه كوفه (يا شام) رسيد روبهروي سرِ مسلم (ع) قرار گرفت و ...

مسلم بن عقيل (ع)
گر سر ما بقدوم تو دوان خواهد شد
دوش ما راحت از اين بار گران خواهد شد
به بلنداي قدت بر سر تو سلامي دادم
زين بلندي ادب مسلم عيان خواهد شد
از خدا خواستهام ذبح مناي تو شدم
زدهام فالي و امروز همان خواهد شد
قسمتم نيست كه نوشتم قدحي آب روان
عيد قربان من اكنون رمضان خواهد شد
به دو ابروي تو سوگند كه در مكه بمان
ورنه هر قبلهنما رقص كنان خواهد شد
بر سر دار الاماره جگرم ميسوزد
كه جگر گوشة زهرا به سنان خواهد شد
سنگ بر روي هلال تو نمايد حلال
سر تو بر سر دروازه نشان خواهد شد
چون سر ني سر گيسوي تو بي تاب شود
«نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد»
زينب خسته هراسان سكينه بشود
«چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد»
روزي آيد كه كشي تير برون از دل خويش
قامت زينب ازاين غصه كمان خواهد شد
طفلان مسلم (ع)
اگرچه قسمت ما جز بلا نيست
يتيميم و به ما سيلي روا نيست
چرا تو قصد جان ما نمودي
مگر در كوفه رسمي جز جفا نيست
مدينه مادري چشم انتظارست
كه بر درد نهان او دوا نيست
براي ديدن ما بيقرار است
اگر چه رزِ او ديدار ما نيست
سر ما از بدن افتد جدا به
كه راه ما از آن دلبر جدا نيست
همان دلبر كه زير سم و مركب
نشاني از تنش بر خاكها نيست
شبيه يار زينب جان سپاريم
كه گفته مقتل ما كربلا نيست
دو يوسف را چرا ارزان فروشي
خدا داند سر ما بي بها نيست
خدا از تو تقاص ما بگيرد
كه عادل تر ز حق در دو سرا نيست
بدان ما مستجاب الدعوة هستيم
شبيه ما در اين ارض و سما نيست
این مطلب رو هم از وبلاگ سمانه خانوم عزیز کش رفتم با اجازه

سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجيبش
به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم به كربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش
سلام من به محرم به حال خسته زينب
به بينهايت داغ دل شكسته زينب
سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل
به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اكبر
به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گيسوی قاسم
سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سكينه
به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه
سلام من به محرم به عاشقی زهيرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خيرش
سلام من به محرم به مسلم و به حبيبش
به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش
سلام من به محرم به زنگ محمل زينب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقيه
به پای آبله بسته به چشم تار رقيه
سلام من به محرم به شور و حال عيانش
سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش
سلام من به محرم به حزن نغمه هايش
به پرچم و به سياهی به خيمه های عزايش
با تشکر از دوست عزیزم اقا پویا :
