تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده یک خبرنگار
 

عاقبت خاک گل کوزه گران خواهم شد ( خیام )

دوستان عزیز بی مناسبت ندیدم مطلبی رو که در یکی از فرومها دوستان ارسال کرده بودن رو در این پست قرار بدم . فکر می کنم قدری اموزنده باشه برای ما که در پیچ و خم مشکلات زندگی یا در مستی پول و ثروت و شهوت قدرت غرق شدیم و فراموش می کنیم که ما هم چند صباح دیگه باید روی این تختها بخوابیم . به قول معروف دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره . اما کشته باد انسان .... چقدر او کافر است ( قتل الانسان ما اکفره ... )

به هر حال دعا باید کنیم که هممون عاقبت به خیر بریم .

چندین جوان مه جبین خوابیده اند زیر زمین

باور نداری رو ببین رفتند و ما هم می رویم :

به عکسها نگاه کنید .... با تشکر از دوستان .....




بنز هاي الگانس جسد را به بهشت زهرا انتقال مي دهند . هرچند تمامي افرادي که فوت مي کنند شانس سوار شدن در اين خودرو گرانقيمت را ندارند .چون هزينه حمل جسد با اين نوع آمبولانسها گرانتر از آمبولانسهاي معموليست.



جسد پس از اينکه از آمبولانس خارج مي شود جهت شستشو به غسال خانه انتقال مي يابد.






محل تحويل برگه شستشوي متوفي




متوفي پس از شستشو و غسل براي کفن پيچ شدن به اين بخش انتقال داده مي شود.





حمل به سوي محل خاک سپاري






قبر هاي خانوادگي - اين نوع قبر ها قيمتي بالغ بر 40 الي 50 ميليون را دارد که از گران ترين قبور بهشت زهرا مي باشد.
بعد از اين دسته از قبرها ، نوع ديگري از قبر ها با قيمتي بالغ بر5 الي 6 ميليون تومان وجود دارد .قبور عادي ومعمولي نيز قيمتي حدود 100 الي 120 هزار تومان را دارند . با وجود اين قيمتها ، ظاهرا خريد و فروش قبر در بهشت زهرا از بازار بسيار خوبي برخوردار است



قبرهاي عادي که معمولا توسط کارگران افغاني آماده مي شود.




کارگران در عرض چند دقيقه کار خا کسپاري را به پايان مي رسانند!




پايان اين راه و آغاز سفري تازه ...

+ تحرير شده به قلم مهدی در یکشنبه 26 آذر1385 و ساعت 16:15 |

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد.

وصیت نامه امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحيم. هذا ما أوصي به الحسين بن علي إلي أخيه محمد بن الحنفية إن الحسين يشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتية لاريب فيها و أن الله يبعث من في القبور و أني لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح في امة جدي(صلي الله عليه و آله ) أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيرة جدي و أبي علي بن أبي طالب فمن قبلني يقبول الحق فالله أولي بالحق و من رد علي هذا أصبر حتي يقضي الله بيني و بين القوم و هو خيرالحاکمين، و هذه وصيتي إليک يا أخي! و ما توفيقي إلا بالله، عليه توکلت و إليه أنيب.
امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد:
\" بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.\"
امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
\" من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.\"

انگيزه هاي قيام حسين(ع)

امام(ع) در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدينه در وصيت نامه خود به انگيزه ديگر يا به علت اصلي قيام خود، يعني امر به معروف و نهي از منکر و مبارزه با مفاسد وسيع و مسائل ضداسلامي و ضدانساني حکومت يزيدي و اموي، اشاره مي کند و مي فرمايد:
اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست که با سکوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سکوت اختيار کنم؛ بلکه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ستم و گسترش فساد گشته است . و من براي امربه معروف و نهي از منکر و احياي قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علي(ع) و بسط عدل و داد به پاخيزم و ريشه اين نابه ساماني ها، يعني خاندان بني اميه را قلع و قمع نمايم و همه جهانيان بدانند که حسين جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسين(ع) متجلي و متبلور بود.
منبع : سخنان حسين بن علي عليه لسلام از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 18:28 |
+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 17:54 |
خبرگزاري انتخاب : دخترم .....
هيچ  کس و هيچ چيز ديگر در اين دنيا نمی توان يافت

که شايسته آن باشد

که دختری ، ناخن  پای خود را برای آن عريان کند

برهنگی بيماری عصر ماست

به گمان من تن تو بايد مال کسی باشد که

روحش را برای تو عريان نموده است

دخترم جرالدين .....

برای تو حرف بسيار دارم

ولی به موقعی ديگر می گذارم

و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم

انسان باش ......پاکدل و يکدل باش زيرا

گرسنه بودن .... صدقه گرفتن ... و در فقر مردن

بارها  قابل تحمل تر از

پست و بی عاطفه بودن است


چارلی چاپلين پدر تو


 

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 17:10 |
وصيت دكتر علي شريعتي به استاد محمدرضا حكيمي: نوشته هايم که ثمره عمر و عشق من است را با این وصیت شرعی به دست شما می سپارم



۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۵    ساعت : ۵۶ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب :
نیاز به گستردن نیست که یکی از برجسته ترین و مهمترین شخصیت های اسلامی در روزگار ما، دکتر علی شریعتی (1312- 1356) است.بدین رو کتاب ها و مقالات فزون از پنداری در رد و قبول و نقد و شرح افکار او نوشته و پراکنده شده است.

به گزارش خبرنگار سرویس دین و اندیشه خبرگزاری «انتخاب»، از این رو، «وصیت شرعی دکتر علی شریعتی به استاد محمد رضا حکیمی» در پی می آید که در آن دکتر شریعتی به وضوح تصریح کردند که نوشته های شان نیاز به تنقیح و تصحیح کسانی مثل استاد محمد رضا حکیمی دارد:

وصیت شرعی دکتر علی شریعتی به استاد محمد رضا حکیمی

برادرم، مرد آگاهی و ایمان و تقوی، آزادی و ادب، دانش و دین، محمد رضا حکیمی. در این فصل بد که هر خبری می رسد شوم است و هرچه روی میدهد فاجعه و «هردم از نو غمی آید به مبارک بادم»، نام شما بر این دو «یادنامه» برای یاد آورد آن آرزوی دیرینه و شیرینی بود که همچون صدها هزار آرزوی دیگری که طوقی کرده بودم و به گردن فردا بسته بودم، در این ترکتاز زمانه گسست و به یغما رفت و آن آرزو، در یک کلمه بازگشت شما به میدان بود، میدانی که اینچنین خالی مانده است و در پیرامون، نسلی عاشق و تشنه نگران ایستاده و چشم انتظار تا مگر در برابر این «غوغا» رویاروی این دن کیشوت ها و شومن های شبه هنری و شبه سیاسی و سبه مذهبی و این همه خیمه شب بازی ها که در مسجد و میخانه برپاست و کارگردان همه یکی است، سواری بیرون آید و شمشیر علی در دست و زبان علی در کام و دلی گدازان از عشق و سری بیدار از حکمت و سپر گرفته از تقوی و برگذشته از احد و خندق و صفین و صحرای تف (طف) و چمنزار سرخ عذرا و با ابوذر در ربذه به سربرده و با هزارها قربانی خلافت اموی و عباسی و سلطنت غز و مغول و سلجوقی و غزنوی و تیموری ایلخانی ... در سیاه چال های دارالاماره های وحشت شکنجه ها دیده و در آوردگاه های خون و خیانت صلیبی ها شمشیر زده و خط کبود شلاق استعمار تاتارهای مسیحی و آدم خوارهای متمدن را در این قرن های غارت و خواب برجان و تن خویش رتجربه کرده و پرچم رسالت خون خواهی هابیل بر سر دست و کوله بار آگاهی و رنج انسان بر پشت، راه سرخ شهادت را در طول این تاریخ طی کرده و داغ فلسطین و بیت المقدس سینا و لبنان بر جگرش صدها زخم تازه نهاده و اینک، بر سیمای وارث آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد و علی و حسن و حسین و... به مثابه یک «امت» - چون ابراهیم – قلم را تبر کند و بت های نمرودی این عصر، عصر جاهلیت جدید را بشکند و از عزیز ترین ارزش هایی که بی دفاع مانده اند و آن همه یادهای قدسی که دارد فراموش می شود و این میراث گران و گرامی که دست رنج نبوغ ها و جهادها و شهادت های تمامی تاریخ ماست، بر باد می رود، قهرمانانه دفاع کند، به یاد آورد و نگاه دارد.

علیرغم «این سموم که بر بوستان ما می گذرد» هنوز بوی گل و رنگ نسترن هست. هنوز نسل جوان – که همه این توطئه های استعمار فرهنگی برای پوچ و پلید و بیگانه کردن وی به کار می رود – تب و تاب حق پرستی را دارد و برای مقابله با این سموم – که از همه سو وزیدن گرفته و یادآور هم داستانی احزاب است و داستان خندق – در جستجوی پایگاه اسلام راستین خویش اند و ایستادن بر روی دوپای خویش و هنوز حوزه ما – که سیصد سال است از درون، بیمار خواب و خرافه اش کرده اند و پنجاه سال است که از بیرون محاصره اش کرده اند و در همش می کوبند – استعداد معجزه آسای خویش را در خلق انسان های بزرگ و نیرومند وخلاق و چهره های تابان و تابناک انسانی – حتی در عصر انحطاط و سقوط و رواج بی شخصیتی و تولید و تکثیر ماسک های مصخره و آدمک های مقوایی و تکراری و همه پوک و دروغ  و بی روح – نشان می دهد و نقش انقلابی و انسانی ویژه خویش را – که جذب روح های عاشق و نبوغ های پنهان، از اعماق محروم ترین توده های شهری و بیش تر روستایی است و سپس پیرایش و پرورش آن ها در چهره بزرگ ترین مراجع علمی و فکری مردم و والاترین رهبران و مسئولان جامعه و درخشان ترین حجت های زمان و آن گاه سپردن زمام سرنوشت عصر خویش به دست آنان – همچنان به دست دارد. در چنین یأس و با چنین مایه های امید، خاموش ماندن کسی چون شما پیداست که تا کجا یأس آور است؟ درست به همان اندازه که اکنون شکست سکوتتان و شنیدن سخنتان امید بخش است.

قدرت قلم، روشنی اندیشه، رقت روح، اخلاص نیت، آشنایی با رنج مردم و زبان زمان و جبهه بندی های جهان و داشتن فرهنگ انسانی اسلامی شیعی و زیستن با آن «روح» که ویژه «حوزه» بود و یادگار «صومعه خالی آن روزها» و سرچشمه زاینده آن همه نبوغ ها و جهادها و اجتهادها و میراث آن تمدنی که با علم و عشق و تقوی بنا شده بود، همگی در شما جمع است و می دانید که این صفات، بسیار کم با هم جمع می شود و این «ویژگی» آن چه را امروز «مسئولیت» می نامند، بر دوش شما سنگین تر می سازد و سکوت و انزوا را – به هر دلیل – بر شما نه خدا می بخشاید و نه خلق.

و اما ... برادر! من به اندازه ای که در توان داشتم و توانستم در این را رفتم و با این که هر چه داشتم فدا کردم، از حقارت خویش و کار خویش شرم دارم و در برابر خیلی از «بچه ها» احساس حقارت می کنم در عین حال، لطف خداوند به کار ناچیز من ارزش و انعکاسی بخشبده است که هرگز بدان نمی ارزم و میبینم که « کم من ثناء جمیل لست اهلاٌ له نشرته» و اکنون بدترین شرایطی را که یک انسان ممکن است بدان دچار شود، می گذرانم و سرنوشتی جز مرگ یا بدتر از مرگ ندارم. با این همه، تنها رنجم این است که چرا نتوانست کارم را تمام کنم و بهتر بگویم، ادامه دهم، این دریغی است که برایم خواهد ماند، اما رنج دیگرم این است که بسیاری از کارهای اصلی ام به همان علت همیشه، زنداغنی زمانه شده است و به نابودی تهدید می شود، آن چه از من نشر یافته، به دلیل نبودن امکانات و کم بودن فرصت، خام و عجولانه و پرغلط و بد چاپ شده است و تمامی آن را نه به عنوان کارهای علمی تحقیقی، که فریادهایی از سر درد، نشانه هایی از یک راه، نگاه هایی برای بیداری، ارایه طریق، طرح هایی کلی از یک مکتب، یک دعوت، جهات و ایده ها و بالاخره، نوعی بسیج فکری و روحی در جامعه باید تلقی کرد، آن هم در شرایطی تبعیدی، فشار، توطئه، فرصت گذرا و حالتی که هر لحظه اش انتظار فاجعه ای می رفت.

آن ها همه باید تجدید نظر شود، از نظر علمی غنی شود و خورشت بخورد، غلط گیری معنوی و لفظی و چاپی شود.

اینک، من همه این ها را که ثمره عمر من و عشق من است و تمام هستی ام و همه اندوخته ام و میراثم را با این وصیت شرعی یک جا به دست شما می سپارم و با آن ها هر کاری که می خواهی بکن.

فقط بپذیر تا سرنوشت سختی را که در پیش دارم بتوانم با فراقت دل بپذیرم و مطمئن باشم که خصومت ها و خباثت ها در محو یا مسخ ایمان و آثار من کاری از پیش نخواهد برد و ودیعه ام را به کسی می سپارم که از خودم شایسته تر است. لطف خدا و سوز علی، تو را در این سکوت سیاه، به سخن آورد که دارد همه چیز از دست می رود، ملت ما مسخ می شود و غدیر ما می خشکد و برج های بلند افتخار در هجوم این غوغا و غارت بی دفاع مانده است. بغض هزار ها درد، مجال سخنم نمی دهد و سرپرستی و تربیت همه این عزیز تر از کودکانم را به تو می سپارم و تو را به خدا و ... خود در انتظار هرچه خدا بخواهد.

مشهد – آذرماه 1355

علی سربداری (یکی از نام های مستعار دکتر شریعتی)

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 16:51 |

امام صادق( عليه السلام) فرمود : پدرم هنگام وفات آنچه دراطرافش (ازکتب وسلاح ونشانه هاي امامت) بود به من سپرد وفرمود : گواهاني نزد من بياور ، من چهار نفر ازقريش را که نافع غلام عبدالله بن عمر درميان آنها بود حاضر کردم پس فرمود :
بنويس : ( اين است آنچه ابراهيم ويعقوب (عليه السلام) به پسرانشان وصيت کردند )
يَا بَنِيَّ اِنَّ اللهَ اصطَفَي لَکُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ اِلاَّ وَاَنتُم مُسلِمُونَ .
فرزندان من ، خداوند اين آئين پاک را براي شما برگزيده وشما جز به آئين اسلام(تسليم دربرابر فرمان خدا) نميريد
ومحمد بن علي( عليه السلام) به جعفر بن محمد( عليه السلام) وصيت کرد : اورا در بُردي ( لباسي) که نماز جمعه با آن مي خواند وبا عمامه خودش اورا کفن کند ، عمامه را بر او بپوشاند وقبرش را چهار گوش سازد و به مقدار چهار انگشت اززمين بالا آورد وهنگام دفن بندهاي کفن را بگشايد»
سپس فرمود : گواهان بروند ، آنها رفتند . سپس به پدرم عرض کردم : اين وصيت چه احتياجي به گواه داشت؟ فرمود:« پسر جانم! نخواستم که تو ( درامرامامت) مغلوب باشي ومردم بگويند به او وصيت نکرده است ، خواستم حجت داشته باشي»

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 16:48 |

آنچـه‌ ميخوانيد وصيت‌ امام‌ علي‌ (ع)بـه‌ فرزندش‌ امام‌ حسن‌(ع)است‌ كـه‌ پـس‌ از بـازگشـت‌ از صفـيـن‌ در قـريـه‌ "حـاضـريـن‌" نـوشـت‌. وصيتي‌ و سفارشي‌ كـه‌ بـه‌ همـه‌ فرزندان‌ اسلام‌ وعموم‌ مومنـان‌ است‌.

" فرزندم‌ اين‌ نامـه‌از پدريست‌ كـه‌ گرمي‌ آفتـاب‌ زندگيش‌ بـه‌ سردي‌ و غروب‌ مينشيند.معترف‌ به‌ مصائب‌ توانسوز روزگار است‌ و سال‌ و ماه‌ و ساعات‌ از او روي‌ برتافته‌اند،و هر دم‌ بمرگ‌ نزديك‌ ميشود. پدري‌ كه‌ بـه‌ پيشامدهـاي‌ اين‌ اين‌ جهـان‌ نـاپـايدار و بي‌ مقدار ،سر فرود آورده‌ و در خـانـه‌ مردگـان‌ سكني‌ خـواهد گزيدو فردا بعزم‌ سفـري جاودانه‌ از اين‌ گيتي‌ كوچ‌ خواهد كرد. چنين‌ پدري‌ بـه‌ فـرزند جـوانش‌ ـ كـه‌ آرزومند چيزي‌ است‌ كه‌ آنـرا نميـابد ـ سخن‌ ميگـويد فـرزندي‌ كـه‌ ـ بهـر حـال‌ مـانند تمـام‌ موجودات‌ ـ هلاك‌ خواهد شد وآماج‌ تيرهاي‌ بلا و هدف‌ درد ها ورنجهـا و گروگان‌ مصائب‌ سخت‌ روزگـار غدار است‌.موجودي‌ كـه‌ خدنگهـاي‌ زهرآگين‌ و تلخ‌ را نشانـه‌ است‌ و بـه‌ اضط‌رار اسير چنين‌ ناگواريهـاي نـاپـايدار است‌.سـوداگر سراي‌ فريب‌ و فسـاد و وامدار مـرگهـا و نابودي‌ ها،هم‌ پيمان‌ و آميخته‌ با غمها و قرين‌ و جليس‌ با محنتها نـشــانــه‌ و هـدف‌ افـتهــا و شهـيـد هــوي‌ و هــوس‌ ديگـران‌ و سرانجام‌...جانشين‌ مردگان‌ است‌.  

اينك‌ پس‌ از ثنا و ستايش‌ پـاك‌ آفريدگـار و درود فراوان‌ بر رسول‌ خدا، پسرم‌ تو بدان‌: من‌ آن‌ هنگام‌ در چيزي‌ كه‌ برايم‌ اشكار گرديده مينگرم‌ .چـون‌ ميبينم‌ جهـان‌ از من‌ روي‌ ميگيرد و روزگـار بـا من‌ به سركشي‌ ميگرايد و آخرت‌ از من‌ استقبال‌ ميكند،احساس‌ ميكنم‌ كه‌ هر چيز ديگر از يادم‌ ميرود و جز بكار خويش‌ بچيزي‌ رغبت‌ ندارم‌. امّا لحظ‌ـه‌ اي‌ كـه‌ فـارغ‌ از ديگران‌ غم‌ خويش‌ ميخورم‌ و هوس‌ مرا آسوده‌ ميگذارد حقيقت‌ در برابرم‌ رخ‌ مينمـايد و جلـوه‌ گـر ميشـود. چنين‌ كيفيتي‌ است‌ كه‌ مرا بكوشش‌ و تلاش‌ واميدارد،كـه‌ بي‌ ترديد بازيچـه‌ نيست‌ و از آميختگي‌ بدروغ‌ و ريا، فرسنگها بدور است‌.  نيك‌ كه‌ مينگرم‌ تو را جزيي‌ از خود مـيابم‌ـ نـه‌ خط‌اگفتم‌ ـ بلكـه‌ تو همـه‌ وجود مني‌ و چنان‌ آميختـه‌ با مني‌ كـه‌ اگر چيزي‌ بتو روي‌ آورد،درست‌ مانند انست‌ كـه‌ بمن‌ روي‌ آورده‌ است‌.از اينرو اگر مرگ‌ تو را فراگيرد، چنان‌ است‌ كـه‌ مرا گرفتـه‌ . بدين‌ سبب‌ كار تو مرا در اندوه‌ افكنده‌،بدانگونـه‌ كـه‌ كـار خودم‌ مرا بـه‌ غم‌ و افسـوس‌ ميكشاند.بنابراين‌ وصيت‌ خويش‌ را بر تو نوشتم‌ در حـالي‌ كـه‌ خواه‌ براي‌ تو بمـانم‌ يـا بميرم‌ از اجراي‌ آن‌ بدست‌ تو دل‌ قـوي‌ دارم‌ و مط‌مئن‌ هستم‌.

پسـرم‌ تـو را بپـرهيـزگـاري‌ و تـرس‌ از عقـوبت‌ خدا و متـابعت‌ و فرمـانبرداري‌ از آفريدگـار وصيت‌ وسفـارش‌ ميكنم‌ . ويرانـه‌ دل‌ را بنور تابناكش‌ آباد گردان‌، در رشته‌ مهر با او ببندگي‌ و دلسپاري‌ چنگ‌ بـزن‌.زيـرا هيچ‌ رشتـه‌ و پيـوندي‌ استـوار تـر ازپيـوستگي‌ و همبستگي‌ با ذات‌ لايزال‌ كردگار متعال‌ نيست‌.
دل‌ بـه‌ حكمت‌ و مـوعظ‌ت‌ شـاد وپـاك‌ بگردان‌ وبـا يـاد مرگ‌ در زهد وپارسايي‌ بكوش‌و نرم‌ رفتار ونيك‌ گفتار باش‌ .پيوسته‌ بيقين‌ ايمان‌ خويش‌ را قوي‌ كن‌ و تقدير مرگ‌ را بخود بقبولان‌ و نفس‌ خـود را بـه‌ اعتراف‌ در ناپايداري‌ دنيا وادار سـاز.آلام‌ و آزار و مصـائب‌ سخت روزگار را بـه‌ او بنمـايـان‌ ،و زشتي‌ دهر و نـا ملايمـات‌ روزهـا را نكـتــه‌ بــه‌ نكـتــه‌ بـرايـش‌ بـرخـوان‌ و اورا بـتـرسـان‌ .
با دفتر زندگي‌ گذشتگان‌ اورا آشنـا سـاز و حوادث‌ و رويدادهـايي‌ را كـه‌ بر آنهـا گذشتـه‌ است‌ براي‌ او بـاز گو. نفس‌ خـويش‌ را در بارگاه‌ هاي‌ ويران‌ سفر ده‌ و بگذار آثـار آنهمـه‌ قدرت‌ و عظ‌مت‌ را نيك‌ بنگرد ودريابد كـه‌ از كجا تـا بكجـا رسيده‌اند و چگونـه‌ از دوستان‌ جدا شده‌ اند ودر سراهاي‌ تنگ‌ و تـاريك‌ مـانده‌اند.در اين‌ موقع‌ بخويش‌ فكر كن‌ كـه‌ دير يا زود تو نيز همچون‌ يكي‌ از تن‌ هاي‌ تنهاي‌ آنها خواهي‌ بود.

" پسر, خانـه‌ ايمان‌ و آرامگاه‌ خويش‌ سامان‌ ده‌ و جهان‌ جـاودان‌ را بسراي‌ نـا پـايدار مفروش‌. سخني‌ كـه‌ نيك‌ نميداني‌ مگو و پيرامون آنچـه‌ مـربـوط‌ بتـو نـيست‌ گفتگـو مكـن‌. در هـر راهـي‌ كـه‌ گـام‌ مـينهي‌ ، مبـادا به گمـراهي‌ بـرسي‌.زيـرا در گمـراهي‌ و سـرگـرداني‌ خويشتن‌ داري‌ بسي‌ بهتر از انجام‌ كاري‌ است‌ كه‌ سرانجامش‌ هراس‌ است‌ و نگونباري‌. مروج‌ نيكوكاري‌ باش‌ تـا خود از نيكو كـاران‌ گردي‌ . پيوستـه‌ با دست‌ و زبان‌ نيكان‌ رابـه‌ كـارهـاي‌ پسنديده‌ تشويق‌ كن‌ و از كردار نكوهيده‌ باز دار، وهر چند كـه‌ ميتواني‌، با بدكـاران‌ و پليد فكران‌ مياميز واز آنها دوري‌ گزين‌.  در راه‌ خدا جهاد كن‌ چنان‌ جنگ‌ وجهادي‌ كه‌ شايسته‌ قدر اوست‌.هر جا ودر هر موقعيتي‌ هر چند كه‌ سختي‌ كشي‌ و به رنج‌ افتي، براي‌ حق‌ و عدالت‌ قيـام‌ كن‌.در كـار دين‌ پيوستـه‌ دانشجو بـاش‌ و خـويشتن‌ را بناملايمات‌ عادت‌ ده‌. صبور بودن‌ در راه‌ حق‌،نيكخويي‌ است‌.  در همـه‌ كارهـا بكردگـار خويش‌ توكل‌ كن‌ زيرا تو بـه‌ پنـاهگـاهي‌ استوار و نيرومند روي‌ آورده‌اي‌. آنگاه‌ كـه‌ دست‌ نيـاز بسوي‌ خداي‌ آوري‌، با همـه‌ دل‌ و جان‌ نيازمند باش‌. زيرا وجود و كرم‌ تنها از خداست‌. در كارها بسيـار از او ط‌لب‌ خير و نيكي‌ كن‌، و در وصيت‌ و سفارش‌ من‌ انديشه‌ بكار بند وچيزي‌ را از ياد مبر. زيرا نيكوترين‌ گفتار سخني‌است‌ كـه‌ شنونده‌ را سودي‌ سرشار و بهره‌اي‌ بيشمار بخشد, سخن‌ پاك‌ و نيك‌ آن‌ نيست‌ كـه‌ بهره‌اي‌ نرسـاند و آموختن‌ دانشي‌ كـه‌ پسنديده‌ نيست‌ بي‌ تـرديد علم‌ و عملش‌ هم‌ سـودمند نخـواهـد بـود. فرزندم‌! به خود مينگرم‌ كه‌ خرد سالي‌ و جواني‌ بـه‌ پيري‌ و سالخوردگي‌ رسـانيده‌ام‌ و سستي‌ و نـاتواني‌ در وجودم‌ خـانـه‌ كرده‌، از اينرو در وصيت‌ بتو شتافتم‌. ديدم‌ در آن‌ حكمت‌ و عبرتي‌ است‌. بيم‌ داشتم‌ كه‌ مبادا مرگم‌ فرا رسد، و آنچه‌ در خاط‌رم‌ ميگذرد بتو نرسانده‌ باشم‌ و يا همانگونه‌ كه‌ تنم‌ را ضعف‌ و سستي‌ فرا ميگيرد، انديشـه‌ام‌ نيز سستي‌ پذيرد و سخنان‌ بسياري‌ ناگفتـه‌ ماند.ترسيدم‌ كـه‌ مبادا پيش‌ از آنكـه‌ وصـايـايم‌ را بشنوي‌ هـوس‌ بر تـو چيره‌ گردد و فتنـه‌ و آشوبهـاي‌ دنيـا همچـون‌ اشتري‌ مست‌ و سركش‌، تـو را بعصيـان‌ كشد.

دل‌ جوان‌ همچون‌ زمين‌ بكر و خاك‌ پاك‌ است‌. هر دانـه‌ اي‌ كـه‌ در آن‌ افتد نشو و نما يابد. از اينرو پيش‌ از آنكـه‌ خاك‌ دلت‌ ناپـاك‌ و سخت‌ شـود، و عقل‌ و خردت‌ اسيـر هـوس‌ گـردد در تـربيتت‌ كـوشيدم‌. من‌ با دانش‌ خويش‌ بسوي‌ تو شتافتم‌ تا اينكه‌ تو نيز در درك‌ حقايق‌ بشتابي‌ و درست‌ بدانسان‌ كـه‌ آزمودگان‌ و تجربـه‌ ديدگـان‌ ، كيفيت‌ كار خود را ميشناسند، تو نيز بكـار خويش‌ آگـاه‌ گردي‌. اگر چنين‌ كني‌ ، بي‌ نياز از رنج‌ و معاف‌ از آزمون‌ و تجربه‌ خواهي‌ شد. آنچه‌ ما از دانش‌ و معرفت‌ و ايمـان‌ كسب‌ نموده‌ايم‌ تو نيز همـانهـا را بدست‌ آر چـه‌ بسيار چيزهايي‌ كـه‌ بر مـا پوشيده‌ بود بر تو عيـان‌ گردد. " فـرزنـدم‌! اگـر چـه‌ عـمـر من‌ هـمچـون‌ كسـاني‌ كـه‌ پـيش‌ از مـن‌ بـودند درازنبود، اما با همـان‌ مهلت‌ كوتـاه‌، بديده‌ كـاوشگري‌ در كارشان‌ نگريستم‌ و در چندو چون‌ كار و اخبار و سرگذشت‌ زندگيشـان‌ انديشه‌ كردم‌ و در احوال‌ و اوضاع‌ بازماندگانشان‌، مط‌العـه‌ نمودم‌ و چنان‌ در اين‌ بحر مستغرق‌ بودم‌ كه‌ دريافتم‌ خودم‌ هم‌ يكي‌ از آنها هستم‌ بلكـه‌ ـ فراتر از اين‌ ـ در سير تاريخ‌ و چگونگي‌ زندگيشـان‌ چنان‌ با آنها اميختم‌ ، كـه‌ احسـاس‌ كردم‌ بـا اولين‌ و آخرينشـان‌ زندگي‌ كرده‌ام‌! آنگاه‌ پـاكي‌ دنيـا را از نـاپـاكيش‌ و سودش‌ را از خسرانش‌ باز شناختم‌. اينك‌ از هر كاري‌، نيك‌ و پسنديده‌ و گزيـده‌اش‌ را براي‌ تـو انتخـاب‌ نمـوده‌ و مجهـول‌ ونـاپسندش‌ را از تـو دور سـاختم‌. آنچـه‌ پدري‌ مشفق‌ و مهـربـان‌ در حق‌ فـرزندش‌ روا و سـزا ميداند ، در حق‌ تو كردم‌ و گفتم‌. و در اين‌ سخن‌ اراده‌ نمـودم‌ كـه‌ تو را حكمت‌ و ادب‌ آموزم‌، تا در اين‌ عنفوان‌ جواني‌ و روزگار شاد كامي‌،تربيت‌ يافته‌ و پند آموخته‌ شوي‌ و اراده‌ات‌ بهـر كاري‌، پاك‌ و كردارت‌ راست‌ باشد. بـراي‌ ادب‌ آمـوزي‌ و حكمت‌ اندوزي‌ ، از كتـاب‌ خداوند مهـربـان ، ابتداي‌ سخن‌ ميكنم‌. كتـابي‌ و شريعتي‌ كـه‌ فـرامين‌ و احكـام‌ حلال و حرام‌ را بما اموخته‌ و تجاوز و تخطي‌ از آنها را نكوهش‌ فرموده‌ و ناپسند دانسته‌ است‌. بيم‌ از آن‌ داشتم‌ كـه‌ مبادا همانگونـه‌ كـه‌ مردم‌ در عقايد و احكام‌ ، از هوسها و انديشـه‌ هاي‌ اشتباه‌ خويش‌ متابعت‌ نمودند، تو نيز مانند آنان‌ بلغزش‌ و خطا افتي‌. از اينرو آگاه‌ كردنت‌ بر آن‌ امور نزد من‌ سزاوارتر از آن‌ بود كه‌ تو را در كار خويش‌ رها كنم‌ و دل‌ از هلاك‌ تو آسوده‌ سـازم‌. بر اين‌ اميد كـه‌ آفريدگار منان‌ تو را در انجـام‌ اين‌ وظ‌ـايف‌ پـاك‌ و مقدس‌، توفيق‌ دهد و بسوي‌ مقصد نيك‌ هدايت‌ فرمايد.

اكنون‌ سفارش‌ و توصيه‌ من‌ با تو چنين‌ است‌:

فرزندم‌ نيكو ترين‌ چيزي‌ كـه‌ دوست‌ دارم‌ تو از وصيتم‌ بجـاي‌ آوري‌، پرهيز و ترس‌ از خداست‌. به‌ آنچه‌ آفريدگاربرتو لازم‌ و واجب‌ شمرده‌ اكتفا كن‌ و قدم‌ براهي‌ گذار كه‌ نيكان‌ و گذشتگان‌ و پدر و مادر و  خـانواده‌ات‌ در آن‌ ط‌ريق‌ گـام‌ نهـاده‌اند. زيرا آنـان‌ خويشتندار و پرهيزكار و دانـا بوده‌، و در اينراه ‌چيزي‌ را فروگذار ننموده‌اند.
همـانگونـه‌ كـه‌ تـو مي‌ انديشي‌ و مينگري‌ آنهـا نيز فكر كردند و ديدنـد،تـا اينكـه‌ سـرانجـام‌ اين‌ دو كـار اين‌ بـود كـه‌ بغـايت‌ خويشتنداري‌ و نهايت‌ انجام‌ تكليف‌ و وظ‌يفه‌ خود رسيدند. پس‌ اگر نفس‌ تو از ط‌ريق‌ آنان‌ سربـاز زد و نخواست‌ همـانسـان‌ كـه‌ آنـان‌ انديشيدند و ديدند، بنگـرد و بينـديشـد و در اين‌ دو يقين‌ كند، تو او را بـه‌ متـابعت‌ مجبور كن‌ وخواهـان‌ همين‌ روش‌ پسنديده‌ باش‌. البتـه‌ با تحصيل‌ و تعليم‌ و دانايي‌ ،آنرا بط‌لب‌ و در سخنان‌ در هم‌ و شبهـه‌ آميز خود را رهـا مسـاز،تـا نـاگزير بمشـاجره‌ و منازعه‌ شوي‌ و پيش‌ از انكـه‌ پا بر اين‌ راه‌ گذاري‌ ، از پروردگار ياري‌ بخواه‌ و براي‌ كسب‌ موفقيت‌ و اجتناب‌ از هر بدي‌ وياسخني‌ كـه‌ بـه‌ باط‌ل‌ آميختـه‌ باشدو يا بضلالت‌ گمراهيت‌ كشاند،تنهـا بخداوند مهربان‌ پناه‌ ببر و رو بسوي‌ او آور. آنگـاه‌ پس‌ از اينكـه‌ مط‌مئن‌ شدي‌ كـه‌ دلت‌ صـاف‌ و پـاك‌ گشتـه‌،و فروتن‌ و فـرمـانبـردار شده‌، و تمركز فكر وانديشـه‌ يـافتـه‌ اي‌ و مقصدت‌ تنهـا در اين‌ راهست‌ در آنچه‌ من‌ بتو
سفارش‌ و توصيه‌ ميكنم‌، بدقت‌ انديشـه‌ كن‌. اما اگر آنچـه‌ را كـه‌ خـواهـاني‌، از تمركز فكـر و پـاكي‌ دل‌ از پليدي‌ هـابدست‌ نيـاوردي‌، بـدان‌ كـه‌ در اين‌ حـال‌ بكـور اشتـري‌ ميمـاني‌ كـه‌ در ورط‌ـه‌ هاي‌ وهمناك‌ و دره‌ هاي‌ تنگ‌ و تـاريك‌ فروافتـاده‌ است‌. چنين‌ كسي‌ كه‌ براه‌ اشتباه‌ رود و خط‌ا كند،هرگزخواهان‌ دين‌ و آيين‌ نيست‌و شبهات‌ را با يقين‌ مياميزد. براي‌ چنين‌ كسي‌ دست‌ برداشتن‌ و درنگ‌ كردن‌ در راه‌ خود بصلاح‌ نزديك‌ تر است‌.

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 16:45 |

قولا بالحق، و اعملا للاجر!
کونا للظالم خصما، و للمظلوم عونا!
اوصيکما، و جميع ولدی و اهلی و من بلغه کتابی،
بتقوی الله، و نظم امرکم، و صلاح ذات بينکم.
الله، الله، فی الايتام، فلا تغبوا افواههم، و لا يضيعوا بحضرتکم.
الله، الله، فی جيرانکم، فانهم وصية نبيکم.
الله، الله، فی القرآن، لايسبقکم بالعمل به غيرکم.
الله، الله، فی الصلوة، فانها عمود دينکم.
الله، الله، فی بيت ربکم، لا تخلوه ما بقيتم ...
الله، الله، فی الجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبيل الله.
و عليکم بالتواصل و التبادل، و اياکم و التدابر و التقاطع ، لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، فيولی عليکم شرارکم، ثم تدعون فلا يستجاب لکم ...

* حق را بگوييد و کار را برای خدا انجام دهيد .
خصم ظالم و پشتيبان مظلوم باشيد.
شما دو تن ( حسن و حسين عليه السلام ) را و همه فرزندان و خاندانم را و هر کس را که اين وصيت به او برسد ( تا پايان روزگار ) ، سفارش می کنم به رعايت تقوی و نظم دادن به کارها و برطرف ساختن اختلافها.
خدا ، خدا ، درباره يتيمان! مبادا يک وعده گرسنه بمانند و يک لحظه مورد توجه نباشند.
خدا ، خدا ، درباره همسايگان! اين سفارش پيغمبرتان است که حق همسايگان را رعايت کنيد.
خدا ، خدا ، درباره قرآن! مبادا ديگران به قرآن عمل کنند و شما نکنيد.
خدا ، خدا ، در نماز! نماز ستون دين است.
خدا ، خدا ، درباره خانه کعبه! تا هستيد ، خانه خدا را از خود خالی نگذاريد .
خدا ، خدا ، درباره جهاد! با مال ، با جان و با زبان در راه خدا جهاد کنيد .
به هم بپيونديد و به حال يکديگر برسيد.
به هم پشت نکنيد و از يکديگر نبريد .
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنيد .
که اگر آن را ترک گوييد بدترينان بر شما حکومت کنند و در زمانی که بدترين کسان حکومت کنند هر چه دعا کنيد خداوند مستجاب نخواهد کرد ... *

سپس لحظه ای بيهوش شد. آنگاه به هوش آمد ...روی به خاندان خود کرد و فرمود:
"
شما را به خدا می سپارم ... خدا همه شما را و آيندگان شما را به راه حق و راه راست هدايت فرمايد ...

ای که گفتی فمن یمت یرنی

جان فدای کلام دلجویت

ای کاش روزی هزار بار من

مردمی تا بدیدمی رویت

 

نظر بدید خوشحال می شم

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 16:43 |

 

يك دانشمند مشهور اهل سنت سوداني، وصيت كرد پس از مرگش، وي را در كفني كربلايي بپيچند و در قبرش، تربت حضرت سيد الشهدا (ع) قرار دهند.

وصيت هايي كه "شريف زين العابدين الهندي" دانشمند اهل سنت سودان درباره نحوه كفن و دفن خود نموده است بهت و اعجاب بستگان، نزديكان و حتي خبرنگاران رسانه ها و ناظران سياسي را برانگيخته است. شريف زين العابدين كه رهبر طريقه ختمية سودان بود وصيت كرد كه وي را در كفني كه شخصا از كربلا خريداري كرده است كفن كنند و زير سرش نيز مقداري از تربت حضرت سيد الشهدا (ع) قرار دهند. به گزارش روزنامه سوداني "الوان" مراحل تغسيل و تكفين دقيقا همينگونه انجام شد. اين روزنامه افزوده است: شريف زين العابدين همچنين توصيه اكيد كرده است كه در روند تقسيم ارثش، نبايد هيچ ضرري به كارگران مزرعه اش برسد و حتي زندگي روزمره آنان نبايد تحت تأثير واقع شود.

منبع خبر را اینجا ببینید

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 16:15 |
امروز جمعه روز زیارت مخصوص حضرت علی ابن موسی الرضا است. به مفاتیح الجنان مراجعه کنید و در اعمال روز ۲۳ ذی القعده در خصوص فضیلتهای این روز مطالعه کنید : 

روز بيست و سوم ماه ذيقعده. مفاتيح الجنان:

قال سيدبن طاووس في الاقبال و رايت في بعض تصانيف اصحابنا العجم رضوان الله عليهم، انه يستحب ان يزار مولانا الرضا عليه السلام يوم ثالث وعشيرين من ذي القعده، من قرب او بعيد. ببعض زيارته المعروفه او بما يکون کالزياره من الروايه بذلک. 
 

با هم می خونیم :

یا اباالحسن / یا علی ابن موسی ایهاالرضا یاابن رسول الله / یا حجت الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا

انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا

یا وجیها عندالله    اشفع لنا عندالله

با تشکر از انا مجنون الحسین بابت یاداوری این روز مهم

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 15:29 |

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم وأهلك اعدائهم
حال كه پيكر اينجانب بر دستان شماست ويا در قبر آرميده است، بر دستان شاگردان عزيزم كه سالها براى موفقيت آنان تلاش كردم و هيچگاه تعطيلى را احساس نكردم، اين ناقابل نصيحتى دارم كه در طول حياتم سعى كرده ام قبل از آنكه نصيحتى متوجه كسى كنم خود بدان عمل كرده باشم، بر تمام مؤمنين است با دل و جان از مسلمات مذهب حق دفاع كنند و هيچگاه اجازه ندهند بعضى با القاء شبهه عوام از مؤمنين را فريب دهند، خصوصا در مسائل شعائر حسينيه كه تشيع به واسطه آن زنده است، حفظ شعائر اهل بيت (عليهم السلام) حفظ مذهب بر حق تشيع است در آن كوتاهى نكنيد كه مسئول هستيد، به طلاب عزيز نصيحت مى‌كنم كه با جديت و تلاش تقواى الهى را پيشه كار خود كنند و در امر تحصيل تلاش كنند و همواره رضاى خدا را مد نظر داشته باشند، اينجانب در طول دوران عمرم طلبه اى بيش نبودم و مثل يك طلبه جوان شب و روز در امر تحصيل تلاش مى‌كردم تا بتوانم خدمتى ناچيز داشته باشم و اثرى از خود بر جاى بگذارم كه طلاب عزيز از آن استفاده كنند، عزيزانم سكان هدايت مردم به دست شماست كارى نكنيد كه دل امام زمان (عج) به درد آيد او ناظر بر اعمال ما به اذن خداست و در همين جا از پيشگاه مباركشان مى‌خواهم كه اگر كوتاهى از طرف اينجانب سر زده بر من ببخشند، عزيزانم به دعاى خير شما نياز دارم من چه در ميان شما باشم يا نباشم دلى به دنيا نبسته ام كه در اداى وظيفه خود ترديد كرده باشم، هنگامى كه در ميان شما بودم خود را يك خادم كوچك حساب مى‌كردم كه اميدوارم اين خدمت ناچيز مورد رضايت اهل بيت (عليهم السلام) واقع شده باشد كه رضاى آنان رضاى خداست حال كه در ميان شما نيستم به دعاى خير شما عزيزان محتاجم در پايان بر حفظ شعائر تأكيد مى‌‎كنم و ضمن طلب دعاى خير، شما عزيزان را به خداى بزرگ مى‌سپارم والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 12:22 |

بسم‌ الله‌ القاصم‌ الجبارين‌
«رب‌ اشرح‌ لي‌ صدري‌ و يسرلي‌ امري‌ و احلل‌ عقده من‌ لساني‌ يفقهواقولي‌» صدق‌ الله‌ العظيم‌
شهادت‌ مي‌دهم‌ كه‌ هيچ‌ خدايي‌ جز «الله‌» نيست‌ و او، واحد است‌ وشريكي‌ ندارد و شهادت‌ مي‌دهم‌ كه‌ گذر زمان‌ حق‌ است‌ و در ساعات‌ آينده‌ نيزهيچ‌ شك‌ و ترديدي‌ نيست‌.
درود و سلام‌ بر اشرف‌ مخلوقات‌ خدا، محمد و خاندان‌ مطهرش‌. سلام‌ برتمامي‌ انبياء و فرستادگان‌ و راستگويان‌ و اوصياء خدا.
سلام‌ بر بانوي‌ بزرگوارم‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا.
سلام‌ بر آقا و سرورم‌ اباعبدالله‌ و بر روح‌ مطهر فرزندان‌ و يارانش‌.
سلام‌ بر حضرت‌ قائم‌، حجت‌ منتظر (عج‌).
سلام‌ بر روح‌ مقدس‌ امام‌ خميني‌.
سلام‌ بر امام‌ و رهبر بزرگ‌، سيد علي‌ خامنه‌اي‌.
سلام‌ بر رهبر امت‌ حزب‌ الله‌.
سلام‌ بر سيد شهيدان‌ مقاومت‌ اسلامي‌، سيد عباس‌ موسوي‌ و شيخ‌شهيدان‌ مقاومت‌، شيخ‌ راغب‌ حرب‌.
سلام‌ بر شهداي‌ اسلام‌ و شهيدان‌ مقاومت‌ اسلامي‌.
سلام‌ بر مجاهدين‌ و رزمندگان‌ دلير.
سلام‌ بر اهالي‌ پايدار و مقاوم‌ جنوب‌ و بقاع‌ غربي‌ لبنان‌.
سلام‌ و رحمت‌ خداوند و بركات‌ او بر همه‌ شما.

حمد و ستايش‌ خداوند كه‌ ما را بر دينش‌ هدايت‌ كرد و از شيعيان‌اميرالمؤمنين‌ علي‌ بن‌ابيطالب‌(ع‌)، و از دوستداران‌ بانوي‌ كوثر، فاطمه‌ زهرا ـكه‌ برترين‌ درودها و سلامها بر او باد ـ و از پيروان‌ و دوستداران‌ قلبي‌ رسول‌خدا(ص‌) و امام‌ حسن‌ و امام‌ حسين‌(ع‌)، جوانان‌ اهل‌ بهشت‌ قرار داد. ازخداوند مسئلت‌ دارم‌ كه‌ آنان‌ را شفيع‌ ما و همه‌ مسلمانان‌ در روز قيامت‌ قراردهد.
پس‌ از سلام‌ و درود، وصيت‌ نامه‌ خويش‌ را براي‌ شما مي‌نويسم‌:
به‌ لطف‌ و ياري‌ پروردگار، اكنون‌ يكي‌ از مجاهدين‌ مقاومت‌ اسلامي‌هستم‌ و با هدف‌ آزادي‌ و دفاع‌ از دين‌ خداوند متعال‌ و حفظ‌ حرمت‌ دين‌، به‌اين‌ جمع‌ پيوسته‌ام‌. از خداوند طلب‌ مي‌كنم‌ كه‌ شهادت‌ در راهش‌ را روزِي‌ من‌گرداند.
ستايش‌ خدايي‌ كه‌ مرا موفق‌ گردانيد تا پس‌ از كسب‌ رضايت‌ پدرم‌ مبني‌بر ترك‌ درس‌ و تحصيل‌، براي‌ پيوستن‌ به‌ واحدهاي‌ مجاهدين‌ مقاومت‌اسلامي‌ به‌ اين‌ سعادت‌ دست‌ پيدا كنم‌ و يكي‌ از رزمندگان‌ و جهاد كنندگان‌امت‌ حزب‌ الله‌ باشم‌. خدا را شاكرم‌ كه‌ مرا پذيرفت‌ تا به‌ اين‌ سعادت‌ نائل‌ شوم‌كه‌ در ارتفاعات‌ و كوههاي‌ عظيم‌ «مليتا»، «صافي‌»، «عقماته‌» و «لويزه‌» از پرچم‌دين‌ و ولايت‌ و امت‌ مسلمان‌ و از كودكان‌ و پيران‌ و همه‌ مردم‌ مظلوم‌ دفاع‌ كنم‌و بتوانم‌ در برابر دشمنان‌ خدا و مردم‌، اين‌ جرثومه‌ فساد ـ رژيم‌ صهيونيستي‌ ـبه‌ قيام‌ واجب‌ برخيزم‌ و از دو راه‌ پيروزي‌ِ با عزت‌ و شهادت‌ در راه‌ خدا، به‌ يكي‌نائل‌ شوم‌.
پدر عزيزم‌!
آقا و سرورم‌، مولا و امينم‌، رهبر، استاد و مرشدم‌!
سلام‌ بر تو كه‌ هم‌ پدرم‌ بودي‌، هم‌ سرورم‌، هم‌ رهبرم‌ و هم‌ امينم‌. سلامي‌از صميم‌ قلب‌ بر شما مي‌فرستم‌.
سلام‌ بر تو از آن‌ هنگام‌ كه‌ زاده‌ شدي‌، رشد كردي‌، قيام‌ كردي‌ و آن‌هنگام‌ كه‌ مي‌نشيني‌ و آن‌ هنگام‌ كه‌ قرائت‌ مي‌كني‌، هنگامي‌ كه‌ سخن‌مي‌گويي‌ و خطبه‌ مي‌خواني‌، هنگامي‌ كه‌ مي‌خوابي‌ و هنگامي‌ كه‌ برمي‌خيزي‌.
سلامي‌ از اعماق‌ وجودم‌ بر تو باد. سلام‌ و اشتياق‌ قلبي‌ ام‌ بر تو كه‌ عطرپيامبر از وجودت‌ به‌ مشام‌ مي‌رسد.
پدرم‌!
همانا تو مرا تربيت‌ كردي‌، آموختي‌ و ارشادم‌ كردي‌؛ و ان‌ شاء الله‌ باحسن‌ ظن‌ تو، در آينده‌ نيز همين‌ گونه‌ خواهم‌ بود.
پدرم‌!
شما را فقط‌ به‌ دعا سفارش‌ مي‌كنم‌ و از شما درخواست‌ دارم‌ كه‌ روزقيامت‌ شفيع‌ من‌ باشي‌؛ روزي‌ كه‌ انسان‌ از پدرش‌، صاحب‌ و فرزندش‌ فرارمي‌كند.
ملتمسانه‌ و خاضعانه‌ از شما خواهش‌ دارم‌ و برايتان‌ دعا مي‌كنم‌. دعابراي‌ حفظ‌ رهبري‌ مقاومت‌ اسلامي‌ و امت‌ حزب‌ الله‌. اين‌ دعاي‌ خاص‌ براي‌مجاهدين‌ مقاومت‌ اسلامي‌، بر پا دارندگان‌ مجد و عظمت‌ و پيروزي‌، براي‌ اين‌است‌ كه‌ خداوند جهاد در راهش‌ را توفيقشان‌ داده‌. همه‌ آنان‌ را سفارش‌مي‌كنم‌ و خواهش‌ دارم‌ و التماس‌ دعا دارم‌؛ دعايي‌ خالصانه‌ براي‌ ولي‌ امرمسلمين‌ حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌، و سفارش‌ مي‌كنم‌ كه‌ همچنان‌ از اوحمايت‌ و پشتيباني‌ معنوي‌، روحي‌ و جاني‌ داشته‌ باشيد كه‌ اين‌ حمايت‌، نه‌نياز او، كه‌ براي‌ خودتان‌ است‌.
پدر عزيزم‌!
از تو خواهش‌ مي‌كنم‌ كه‌ مرا ببخشي‌ و حلالم‌ كني‌. همچنان‌ التماس‌مي‌كنم‌ كه‌ حلالم‌ كن‌، حلالم‌ كن‌، حلالم‌ كن‌! اي‌ مولا و سرورم‌.
مادر عزيزم‌! سلام‌ و درود خداوند باريتعالي‌ بر تو باد.
اي‌ كسي‌ كه‌ سرپرستم‌ هستي‌ و هر روز صبح‌ براي‌ توفيقم‌ دعا مي‌كني‌! ومرا ثبات‌ قدم‌ و ادب‌ آموختي‌. از تو خواهش‌ مي‌كنم‌ كه‌ مرا حلال‌ كني‌ و به‌ هيچ‌وجه‌ در سوگم‌ لباس‌ سياه‌ بر تن‌ نكني‌ و محزون‌ و غمناك‌ نشوي‌، بلكه‌ براي‌تمامي‌ شهداي‌ اسلام‌ سياه‌ بپوشي‌. به‌ شما وصيت‌ مي‌كنم‌ كه‌ صبور باشيد ومهر و شكيبايي‌ خويش‌ را از ياد نبريد همان‌ گونه‌ كه‌ شما را به‌ صله‌ رحم‌وصيت‌ مي‌كنم‌.
خواهر و برادران‌ عزيزم‌!
جواد، زينب‌ و محمد علي‌. سلام‌ و رحمت‌ و بركات‌ خداوند بر شماعزيزان‌.
شما را به‌ تقواي‌ الهي‌ در كارهايتان‌ سفارش‌ مي‌كنم‌ و اينكه‌ سعي‌ كنيدكه‌ بيش‌ از پيش‌ به‌ خداوند نزديك‌ شويد و به‌ اولياء خدا و ائمه‌ اطهارش‌ ـ كه‌برترين‌ و بالاترين‌ درودها بر آنان‌ باد ـ توسل‌ جوئيد.
از شما عزيزان‌ مي‌خواهم‌ كه‌ خالصانه‌ براي‌ خدا دعا كنيد كه‌ معاصي‌،گناهان‌ و اعمال‌ غير صالحتان‌ را ببخشد و قلوبتان‌ را مطهر گرداند و در قلبتان‌عشق‌ خدا و تقوا را بكارد. همگي‌ شما را هم‌ به‌ مداومت‌ بر تلاوت‌ قرآن‌ مجيد، وزياد خواندن‌ زيارت‌ نامه انبياء و پرهيزكاران‌ و همچنين‌ خواندن‌ زيارت‌ وارث‌وصيت‌ مي‌كنم‌. بخصوص‌ زيارت‌ عاشورا را هر روز بخوانيد كه‌ در آن‌ منافع‌بسياري‌ نهفته‌ است‌. زيارت‌ عاشورا را بخوانيد و ثواب‌ آن‌ را به‌ ارواح‌ شهداي‌اسلام‌ و مقاومت‌ اسلامي‌ هديه‌ كنيد.
براي‌ آزادي‌ اسراي‌ اسلام‌ و پيروزي‌ و رستگاري‌ مستضعفين‌ روي‌ زمين‌،و اعتلاي‌ كلمه‌ حق‌ كه‌ «لا اله‌ الاالله‌، محمد رسول‌ الله‌، علي‌ ولي‌ الله‌» است‌، دعاكنيد.
از خداوند مسئلت‌ دارم‌ كه‌ پدر همواره‌ از شما راضي‌ باشد و اعمال‌ شمانيز در جهت‌ كسب‌ رضايت‌ او باشد، خدايي‌ نا كرده‌ او را ناراحت‌ و عصباني‌نكنيد كه‌ پدرمان‌ نزد امام‌ قائد سيد علي‌ خامنه‌اي‌ و امام‌ منتظر حضرت‌ قائم‌(عج‌)، جايگاهي‌ عظيم‌، شأني‌ برجسته‌ و درجه‌اي‌ بسيار عالي‌ دارد.
در آخر همگي‌ تان‌ را به‌ عمل‌ صالح‌ با نيّتي‌ خالص‌ براي‌ پروردگار توصيه‌مي‌كنم‌.
آشنايان‌ عزيزم‌!
سلام‌ و رحمت‌ و بركات‌ الهي‌ بر شما باد.
اين‌ وصيت‌ نامه‌ را با هدف‌ حلاليت‌طلبي‌ و عذر خواهي‌ از شما مي‌نويسم‌.
شما را به‌ صبر و پرهيز از محرّمات‌ الهي‌ وصيت‌ مي‌كنم‌ و اينكه‌ در تمامي‌مراحل‌ و زمينه‌هاي‌ زندگي‌، به‌ فقط‌ خدا متكي‌ باشيد.
همگي‌ را به‌ دعا براي‌ مجاهدين‌ مقاومت‌ اسلامي‌ و پشتيباني‌ از آنان‌سفارش‌ مي‌كنم‌؛ چرا كه‌ آنان‌ در برابر استكبار متجاوز جهاني‌ قد علم‌ كرده‌، وسينه‌ سپر ساخته‌ و ايستاده‌اند.
به‌ همه‌تان‌ سفارش‌ مي‌كنم‌ كه‌ هر روز زيارت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع‌) رابخوانيد و همچنين‌ سفارش‌ مي‌كنم‌ كه‌ مجالس‌ عزا را براي‌ روح‌ اباعبدالله‌الحسين‌ در خانه‌ هايتان‌ برگزار كنيد، و اينكه‌ لباس‌ سياه‌ بر تن‌ نكنيد وغمگين‌ نشويد و به‌ هيچ‌ وجه‌ در سوگ‌ من‌ اشك‌ نريزيد و اگر گريستيد،اشكهايتان‌ فقط‌ براي‌ مصائب‌ اهل‌ بيت‌ (ع‌) و مصائب‌ حضرت‌ زهرا(س‌) باشدو بس‌. بسيار ذكر خداوند را بجاي‌ آوريد و بر اولياء و ائمه‌اش‌ توسل‌ جوئيد وكلام‌ مقدس‌ آنان‌ را قرائت‌ كنيد. براي‌ مجاهدان‌ مقاومت‌ اسلامي‌، اين‌ مردان‌عظيم‌ عصر، اين‌ حاملان‌ پرچم‌ قمر بني‌ هاشم‌ حضرت‌ اباالفضل‌ العباس‌(ع‌)،اينان‌ كه‌ وارثان‌ شجاعت‌ اميرالمؤمنين‌ علي‌(ع‌) و مشتهاي‌ حسيني‌،پيشاني‌هاي‌ بلند و چشمهاي‌ پاك‌ با كلمات‌ حق‌ و روحيات‌ عالي‌ همچون‌ اهل‌بيت‌(ع‌) هستند.
در آخر دستهاي‌ مطهرتان‌ را مي‌بوسم‌ و از شما خواهش‌ دارم‌ كه‌ مراحلال‌ كنيد و هر آنچه‌ را كه‌ از جانب‌ من‌ بر شما بدي‌ رفته‌ است‌ ببخشيد و ازمن‌ با خوبي‌، عمل‌ صالح‌ و نيكي‌ ياد كنيد.
برادران‌ مجاهدم‌ در مقاومت‌ اسلامي‌:
برادران‌ مجاهد؛ بسيار زياد از خداوند تمنا و خواهش‌ كردم‌ كه‌ بتوانم‌ دركنار شما و در خدمتتان‌ باشم‌. در خدمت‌ شما مردان‌ الهي‌.
سلام‌ بر شما دلير مردان‌، روزي‌ كه‌ زاده‌ شديد و روزي‌ كه‌ شهيد مي‌شويد.
سلام‌ بر خاك‌ مقدسي‌ كه‌ قدمهاي‌ مبارك‌ شما بر آنجا نهاده‌ شد و ازخونتان‌ سيراب‌ گشت‌؛ همچون‌ خاك‌ تشنه‌ كربلا كه‌ از خون‌ اباعبدالله‌الحسين‌(ع‌) سيراب‌ شد و دائماً ندا مي‌دهد: «اين‌ زمين‌ از خون‌ حسين‌ ويارانش‌ بود كه‌ مقدس‌ و رستگار شد.»
اي‌ مردان‌، مردان‌ سازنده مجد، عزت‌ و كرامت‌ امت‌، امت‌ محمد بن‌عبدالله‌، امت‌ علي‌ و زهرا. و اي‌ برپا دارندگان‌ پرچم‌ عزت‌ و پيروزي‌ و پرچم‌ حق‌و عَلَم‌ِ اسلام‌ ناب‌ محمدي‌. فجر با صوت‌ گلوله‌هاي‌ شما، و صبح‌ با نداي‌ خون‌حسيني‌ِ شما طلوع‌ مي‌كند، و زمين‌ از خون‌ شما سيراب‌ خواهد شد.
نورانيت‌ خورشيد، تلالوي‌ شماست‌ و زيبايي‌ طبيعت‌ از جمال‌ وزيبايي‌تان‌.
سلام‌ بر ارواح‌ مطهرتان‌ كه‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ و ملكوت‌ اعلي‌ عروج‌ مي‌كند.
سلام‌ بر ارواح‌ مطهرتان‌ كه‌ همچون‌ اهلبيت‌ پيامبر، عاشق‌ شهادتيد.
اي‌ برپا دارندگان‌ مجد و پيروزي‌ امت‌ محمد و علي‌. اي‌ حاملان‌ پرچم‌اسلام‌، بيرق‌ اباالفضل‌ العباس‌. اي‌ پيروان‌ حيدر، و اي‌ فرزندان‌ علي‌ و حاملان‌ذوالفقار.
اي‌ دلير مردان‌!
به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ راه‌ ما طريق‌ پر خطر و خار و خاشاكي‌ است‌. پر است‌ ازسختي‌ و مشكلات‌. هيچ‌ ناراحت‌ و نگران‌ نشويد و كم‌ نياوريد كه‌ شما برترين‌هستيد. از شما خواهش‌ مي‌كنم‌ بر آنچه‌ خداوند متعال‌ به‌ امت‌ ارزاني‌ داشته‌ وآن‌ عمل‌ صالح‌ است‌، پايدار بمانيد و دين‌ امت‌ را زنده‌ گردانيد، كه‌ اين‌ امت‌،دشمن‌ اسرائيل‌ و برپا دارندگان‌ پرچم‌ حق‌ و درهم‌ كوبندگان‌ و خوار كنندگان‌پرچم‌ ذلت‌، ننگ‌ و ظلم‌ و استكبار هستند.
همچنان‌ با روحيه‌اي‌ عالي‌ پيش‌ برويد و همواره‌ صالحانه‌ راه‌ را ادامه‌بدهيد و دشمنان‌ غاصب‌ و متجاوز را خوار گردانيد؛ دشمني‌ كه‌ به‌ كوچك‌ وبزرگ‌ رحم‌ نمي‌كند. بر عمل‌ جهادي‌ و مبارزه‌ خويش‌ پايدار بمانيد كه‌ با اين‌اعمال‌، روحيات‌ شما بالا مي‌رود و معنويت‌ و اخلاق‌ را براي‌ مردم‌، و صبر واستقامت‌ را همچون‌ كوهها برايشان‌ به‌ ارمغان‌ مي‌آورد.
برزميد و استوار باشيد و در قله‌هاي‌ افتخار بر مواضع‌ دشمن‌صهيونيستي‌ هجوم‌ ببريد. نكند قدرت‌ سلاحشان‌ شما را بترساند و مرعوبتان‌سازد؛ چرا كه‌ شما سلاح‌ «الله‌ اكبر» داريد و قدرت‌ ذوالفقار در كفتان‌ است‌.
از شما عزيزان‌ مي‌خواهم‌ كه‌ با وجود تمامي‌ مشكلات‌ و سختي‌ها، اين‌طريق‌ الهي‌ را ترك‌ نكنيد و خدايي‌ ناكرده‌ با ديدن‌ مصائب‌ و مشكلات‌، از اين‌كار حسيني‌ دوري‌ بجوئيد.
همگي‌ شما برادران‌ مجاهد را به‌ صبر و بردباري‌ سفارش‌ مي‌كنم‌. شماخوب‌ مي‌دانيد كه‌ اگر شما سختي‌ مي‌كشيد، همه‌ برادرانتان‌ اين‌ درد رامي‌كشند، پس‌ دستهايتان‌ را ملتمسانه‌ رو به‌ آسمان‌ بالا بريد و فرياد زنيد:«يافاطمهالزهرا».
اي‌ برادران‌!
با وجودي‌ كه‌ اين‌ راه‌ بسيار صعب‌ و پر خطر است‌، ابداً آن‌ را ترك‌ نكنيد وهمواره‌ از كودكان‌، پيران‌ و همه‌ مظلومان‌ دفاع‌ كنيد. به‌ شما توصيه‌ مي‌كنم‌،كه‌ سخنان‌ و كلام‌ رهبر حزب‌ الله‌ را به‌ خوبي‌ گوش‌ كرده‌ و به‌ آن‌ عمل‌ كنيد، واز تكليفي‌ كه‌ حضرت‌ امام‌ خامنه‌اي‌ و دبير كل‌ حزب‌ الله‌ لبنان‌ جناب‌ سيدحسن‌ نصرالله‌ بر دوشتان‌ گذاشته‌اند، به‌ خوبي‌ مراقبت‌ و حمايت‌ كنيد، كه‌اطاعت‌ شما از آنان‌، اطاعت‌ از امام‌ حجت‌ مهدي‌ منتظر است‌.
شما را به‌ مداومت‌ در عمل‌ صالح‌ و خالصانه‌ براي‌ خداوند سفارش‌ مي‌كنم‌و اينكه‌ با توسل‌ به‌ او يا ائمه‌ اطهار مخصوصاً حضرت‌ زهرا(س‌) به‌ آن‌ نزديك‌شويد.
به‌ شما سفارش‌ مي‌كنم‌ كه‌ زيارت‌ عاشورا، زيارت‌ وارث‌ و بعضي‌ آيات‌خاص‌ قرآن‌ را هر روز و يا در حد توان‌ خود بخوانيد و ثواب‌ آن‌ را به‌ روح‌ شهدابفرستيد، آناني‌ كه‌ دوستشان‌ داشتيد و ياران‌ اين‌ راه‌ بودند. آناني‌ كه‌ هيچگاه‌قلبهايمان‌ فراموششان‌ نخواهد كرد؛ حتي‌ با گذر ايام‌ و حتي‌ اگر سختي‌ها ودوران‌ سياه‌ بر شما فائق‌ آيد.
از شما خواهش‌ دارم‌ كه‌ مرا حلال‌ كنيد و عذر مي‌خواهم‌ و التماس‌ دارم‌كه‌ در دعاهاي‌ خويش‌، مرا فراموش‌ نكنيد.
ابوحسن‌
سيد هادي‌ نصرالله

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 9:55 |

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

منبع: اطلاع رسانی آریانا

بعد التحریر : وصیت هر انسانی / نشان دهنده کمال فکری و حد بلوغ انسانها و چکیده ای از خلاصه زندگانی اوست. این وصیت نشان دهنده اوج غرور و اقتدار ایرانیهاست و انچه باید به ان افتخار کنیم. اما مهمتر از ان / این است که اجداد ما بسیار دادگستر بوده اند و گرچه عده ای تلاش کرده اند انها را از صدر تا ذیل و از کوروش کبیر که عده ای چون ابن سینا قائلند وی همان ذوالقرنین است که قران کریم بارها از وی به نیکی یاد کرده تا شاهان فاسق و فاجر متاخر مانند صفویان و قاجارو دودمان پهلوی سر و ته یک کرباسند اما باید گفت : اینگونه نیست  و میان ماه من تا ماه گردون .......

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 9:39 |

 

بررسی رفتار فرهنگی – رسانه ای حزب الله لبنان در جهان

نویسنده: محمد صادق افراسیابی

منبع: روزنامه جام جم، شماره 1840


حزب الله لبنان امروزه نه فقط به خاطر مقاومت نظامی در برابر اسرائیل بلکه به کمک برنامه های رسانه ای - فرهنگیش در تمام دنیا ، چهره ای شناخته شده است. در حقیقت آنچه حزب الله لبنان را از سایر گروه های اسلامی و عربی متمایز ساخته ، قدرت رسانه ای آن بر پایه فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی است. آنچه پیش رو دارید به بررسی ابعاد مختلف قدرت رسانه ای حزب الله لبنان می پردازد.

 سایبر دیپلماسی

از سال 1992 میلادی مصادف با حضور سید حسن نصر الله ، دبیرکل حزب الله ، تا کنون رفتار سازمانی مقاومت لبنان ، با رویکردهای رسانه ای ، به ویژه ساختارهای سایبرنتیکی و رایانه ای همراه بوده است. استفاده از سایبر دیپلماسی و اطلاع رسانی مبتنی بر آن ، نقشه هدفمند و نوینی است که امروزه مراکز سیاسی ، نظامی و حتی مذهبی جهان ، برای ارتقای ضریب نفوذ اثر بخشی برنامه های خود ، از آن بهره می جویند. استراتژی برنامه ریزی و سازماندهی دیجیتالی ، یک نوع آزادی فرا مرزی را در اختیار کارگزاران این فرآیند به ارمغان می اورد که حزب الله ، به خوبی از این پتانسیل سود جسته است. به طوری که به جرات می توان گفت رسانه های حزب الله در کنار رسانه های دولتی ایران تنها قدرت های رسانه ای منطقه هستند که رفتاری موثر علیه امریکا و اسرائیل از خود بروز می دهند. موارد ذیل شواهدی بر این مدعاست.

 

از سحر تا المنار

چند سال پیش را خاطرمان هست که پخش شبکه تلویزیونی ماهواره ای سحر ایران ، توسط یک شرکت فرانسوی که پوشش اروپایی این شبکه را بر عهده داشت ، بر اساس حکم دادگاهی در فرانسه ، در سال 2004 میلادی به طور کامل قطع شد .

علت قطع برنامه های سحر ، لابی صهیونیسم فعال در دولت فرانسه بود که از این کشور خواسته بودند تا پخش برنامه های ضد صهیونیستی شبکه ماهواره ای سحر ایران را در ماهواره و کانال های تلویزیونی فرانسه قطع کند.

همچنین شبکه ماهواره ای خبری عرب زبان العالم نیز که توسط ایران برای کشورهای عرب زبان منطقه برنامه های ضد صهیونیزم پخش می کند ، بارها مورد خشم محافل غربی قرار گرفته است به گونه ای که قطع برنامه های این شبکه نیز چندین بار در دستور کار این مقامات قرار گرفته است . مخالفت شبکه های جهانی ایران با ممنوعیت حجاب دختران و زنان مسلمان در اروپا و ارائه تصویر خشونت طلب و تروریستی رژیم اشغال گر قدس در برنامه های خبری ، از جمله مهم ترین دلایل مخالفت آشکار رسانه های غربی ، از پخش برنامه های خبری شبکه های ماهواره ای ایران در اروپا به شمار می آید. موج گسترده مخالفت ستیزی با پخش برنامه های شبکه های تلویزیونی اسلامی موثر در اروپا و آمریکا ، هم چنان ادامه دارد .

اما شبکه تلویزیونی المنار لبنان www.almanar.com.lb، بیش از همه شبکه ها به دلیل صهیونیست ستیزی آن و پخش برنامه به زبان های مختلف علیه سیاست های اسرائیل و آمریکا در منطقه و جهان ، مورد انزجار رسانه ای اروپا قرار گرفته است . به گونه ای که هم اینک فقط روی ماهواره های عرب ست و آسیا ست قرار دارد . المنار در برنامه های 24 ساعته خود ، مبارزات نیروهای نظامی حزب الله و فلسطین را علیه مواضع اشغال گران قدس نشان می دهد و رفتار سازمانی - رسانه ای کاملا ضد صهیونیستی دارد . المنار در آغاز برنامه های روزانه خود ، سرودی را پخش می کند که در آن به انتفاضه و مبارزه علیه صهیونیسم و استکبار جهانی ، اشاره دارد . شبکه رادیویی النور www.al-nour.net نیز به عنوان رسانه حزب الله ، نقش زیادی در اطلاع رسانی سازمان دیجیتالی این مجموعه در جهان داشته است . الغالبون دات نت ، نشانی اینترنتی رسمی ساختار رسانه ای حزب الله در سرزمین دیجیتال است . این پایگاه چند زبانه که در روز بارها به روز رسانی می شود ، از طریق نشانی اینترنتی http://www.ghaliboun.net/eindex.php قابل مشاهده است. پایگاه www.moqawama.net نیز به عنوان پورتال دیگر مورد علاقه حزب الله مشهور است که طرفداران زیادی دارد. قابلیت ها و توانمندی های پایگاه های اطلاع رسانی مذکور ، به طور کلی در زمان نبرد حزب الله با صهیونیست ها ، مورد تهدید جدی قرار نگرفت و همواره مخاطبان این پایگاه ها ، با عوامل اطلاع رسانی حزب الله در ارتباط بودند. حتی تلویزیون المنار حزب الله ، با وجود حمله شدید و خارج از عرف جهانی ارتش اسرائیل به مراکز رسانه ای مستقر در لبنان مثل mbc ، هم چنان به کار خود ادامه داد. برنامه ریزی و سازماندهی سیستماتیک مبتنی بر رفتار سازمانی حزب الله لبنان در پشتیبانی از این شبکه به حدی بود ، که در طول جنگ 33 روزه ، حتی 1 ثانیه برنامه های این شبکه با اختلال رو به رو نشد و حتی این شبکه ، مناظره مستقیم دبیرکل خود را با خبرنگار شبکه الجزیره قطر www.aljazeera.net برقرار کرد. این مسئله را خبرگان مسائل نظامی و رسانه ای ، یک رفتار بسیار ارزنده سازمان رسانه ای حزب الله تلقی کردند. ضربه هایی که تلویزیون المنار با پخش برنامه ها و تصاویر متعدد خود در جهان عرب ،منطقه و حتی اروپا به اسرائیل زد ، به اعتقاد کارشناسان مسائل نظامی و سیاسی ، کم تر از شلیک موشک های کاتیوشا به شمال اراضی اشغالی نبود. چرا که اکنون ، سازمان های نظامی جهان مثل پنتاگون ، خیلی علاقمندند تا از طریق کانال های رسانه ای مثل www.foxnews.com و شبکه تلویزیونی تازه تاسیس پنتاگون http://www.pentagonchannel.mil اهداف خود را تشریح کنند.

 

بررسی رفتار رسانه ای حزب الله

شبکه ماهواره ای المنار حزب الله لبنان ، یکی از ابزارها و بازوهای اطلاع رسانی و رسانه ای این حزب به شمار می آید . حزب الله در قیاس با سایر احزاب منطقه ای در خاورمیانه و کشورهایی مانند سوریه ، عراق و حتی کشورهای حوزه خلیج ، رفتار سازمانی رسانه ای و اطلاع رسانی بسیار عالی دارد. این حزب در دکترین اطلاع رسانی خود ، بر مدل صهیونیزم ستیزی ، توجه آشکار دارد . در این مدل ، هر مولفه ای که زمینه مبارزه با عقاید صهیونیزم را ترویج و آشکار کند ، پشتیبانی می شود. این پشتیبانی با صورت های مختلفی انجام می گیرد. به نظر نگارنده حزب الله لبنان تا کنون در سه جبهه ، ساختار رفتار سازمانی - رسانه ای خود را شکل داده است :

1- راه اندازی شبکه تلویزیونی المنار : شبکه تلویزیونی المنار که سایت اینترنتی 2 زبانه آن به نشانی

http://www.manartv.com.lb/news.aspx فعال می باشد ، همان طور که در ابتدای مطلب گفتيم ، به زبان های مختلف به صورت بیست و چهار ساعته اخبار ، گزارشات و پیام های مختلف حزب الله را در زمینه مسائل سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی منطقه و جهان عرب ، به خصوص در عراق و فلسطین منتشر می سازد. علاوه بر این شبکه المنار تصاویری از فعالیت های حزب الله لبنان در منطقه و هم چنین نشست های این حزب را با پوشش جهانی ، مخابره می کند. انتظار می رود بیش از 30 میلیون نفر مخاطب شبکه مذکور باشند و با وجود قطع متعدد برنامه های این شبکه در اروپا ، هم چنان مخاطبان این شبکه از طریق سایت اینترنتی المنار به مشاهده برنامه های آن می پردازند.

2- راه اندازی سایت اینترنتی : علاوه بر سایت المنار حزب الله لبنان دارای سایت های متعدد دیگری نیز می باشد که پیشتر از برخی آن ها یاد شد. نکته ای که در مورد رسانه های آنلاین حزب الله در اینترنت قابل توجه است ، نوع رویکرد خبری و اطلاع رسانی خاصی است که مسئولان اطلاع رسانی حزب الله در انتقال دیتاهای خبری سیاسی و نظامی منطقه به مخاطب ارائه می دهند. اکثر تصاویر به کار گرفته شده در سایت های حزب الله ، تصویر برداری اختصاصی است و کم تر از سایت های دیگر اقتباس شده است . از سویی دیگر ، نویسندگان و مفسران این پایگاه های اینترنتی ، با ادبیات و نگارش خوبی به تحلیل مطالب می پردازند به گونه ای که بعضا مطالب این پایگاه ها در رسانه های عربی انعکاس پیدا می کند. بیش از ده ها هزار بازدید روزانه از سایت های حزب الله ، نشان از توجه قابل ملاحظه رسانه ها و علاقمندان ، به مسائل منعکس شده توسط دستگاه های تبلیغاتی حزب الله دارد . اکنون ، سایت های مشهور خبری و تحلیلی اینترنت ، لینک های زیادی به پایگاه هایی که مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به این مجموعه هستند ، برقرار می کنند و موتور گوگل ، برای واژه Hizbollah ، میلیون ها وب پیج عرضه می کند.

3- طراحی و ساخت بازی های 3 بعدی : یکی دیگر از ابزارهای اطلاع رسانی و رسانه ای حزب الله در دنیای دیجیتال ، توجه این نهاد به استفاده از قابلیت های دنیای دیجیتال در ساخت بازی های 3 بعدی با گرافیک و طراحی ممتاز است . بازی های رایانه ای ، یکی دیگز از ابزارهای دیجیتالی جالبی است که حزب الله برای گسترش و معرفی برنامه های خود طراحی و راه اندازی کرده است . ارزش اثر بخشی اطلاع رسانی و ارتباطاتی باز ی های رایانه ای به حدی است که این بازی ها سالانه میلیاردها دلار به گردش تجارت الکترونیک و حتی گردش سالانه تجارت جهان می افزایند.

بازی « به سوی پیروزی » که توسط گروه طراحی حزب الله چند سال پیش در تیراژ قابل ملاحظه ای به بازار های منطقه و به ویژه ایران وارد شد و توسط یکی از مراکز اسلامی دولتی کشور نیز به بازار کامپیوتر کشور عرضه شد(فرهنگسرای پایداری) ، نمونه ای از این مسائل است . در این بازی ، حزب الله یکی از عملیات موفق خود را که بر ضد مواضع اسرائیلی ها در اخرین دهه های قرن بیستم انجام داده است ، در قالب یک بازی به مخاطبان ارائه می کند. در این بازی ، ابزارهای جنگی اسرائیل به کمک جوانان فلسطینی مبارز ، مورد حمله قرار می گیرد و شعارها و افکار عقدیتی حزب الله به صورت بازی و در محیطی گرافیکی و مالتی مدیا ، به مخاطب منتقل می شود . اکنون بسیاری از مراکز دکترین سازی غرب ، برای ترویج افکار و عقاید خود بر مبنای هدف سازی صوت گرفته ، برنامه های خود را در قالب بازی های کامپیوتری تحت وب یا تحت ویندوز ، طراحی و عرضه می کنند. با این ابزارها که معمولا جذابیت بالایی دارند ، سنین 8 تا 25 سال ، در کشورهای مختلف مورد تهاجم و همراهی فرهنگی و اطلاع رسانی این مراکز قرار می گیرد و مجبورند برای ان که از بازی لذت بیش تری ببرند ، اصطلاحات ، رفتار های حرکتی ، تبلیغات اطراف منوهای بازی را مشاهده کنند و به نوعی ، در تیر رس مستقیم بسته های عقیدتی این مراکز قرار بگیرند . بنابراین توجه به بازی های ویندوزی ، یکی از ابزارهای رسانه ای نوین غرب در جلب افکار عمومی جهان به شمار آمده است که حزب الله نیز تا حدودی از این ابزار استفاده کرده است .

صفي الدين ، مسئول سابق تبليغات دفتر حزب الله لبنان در ايران در همین رابطه به ساخت دو بازي نيروي ويژه (Special Force) و فتح القدس اشاره مي کند که به جنگ ميان مسلمانان و رژيم اشغالگر قدس مي پردازد. جریان بازی نیروی ویژه بدین صورت است که در طي بازي هدف شما بايد نابود كردن دشمنانتان يعني صهيونيستها باشد، و در اين راه چنانچه تمامي مراحل را با موفقيت كامل بگذرانيد نهايتا مدال افتخاری از سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان دريافت کرده، و چنانچه در طي مراحل عملیات توسط دشمنان دنياي اسلام كشته شويد باز هم شكست نخورده ايد چرا كه شما به مقام والاي شهادت نائل شده ايد و به جاي اينكه روي صفحه مونيتور عبارت game over ظاهر شود عبارت شهيد ظاهر مي شود. يكي از امكاناتي كه حزب الله لبنان براي جهاني شدن اين بازي به آن افزوده است قابليت چند زباني آن است به اين معنا كه اين بازي علاوه بر زبان عربي به زبان های انگليسي ،فرانسوي و فارسي ارائه می شود.

اهميت اين بازی وقتي بیشتر مشخص مي شود که به عکس العمل خارجي آن دقت کنيم. «اين بازي هيچ شانسي براي صلح باقي نمي گذارد»؛ اين جمله ايست که «ران پراسر» سخنگوي سابق وزارت خارجه اسرائيل درباره ي این اقدام فرهنگي حزب الله لبنان عنوان کرد. همچنين دولت اسراييل كشورهايي را كه مجوز ورود و پخش اين محصولات فرهنگي را به كشورشان مي‌دهند، تهديد به قطع رابطه كرد.

 

اهداف رسانه ای حزب الله

اهداف رسانه ای حزب الله لبنان ، رویکردهای مختلفی را دنبال می کند که عبارتند از :

1- ترویج آرمان ها : ترویج آرمان های مختلف حزب الله با استفاده از توان مندی های رسانه ای و دنیای دیجیتال ، مهم ترین بنیان رفتار سازمانی اطلاع رسانی حزب الله را تشکیل می دهد که همان طور که گفتیم ، از ضریب اثر بخشی بسیار بالایی در چند سال اخیر برخوردار بوده است .

2- صهیونیزم ستیزی : تقریبا در مبحث مقابله رسانه ای با صهیونیزم ، هیچ نهاد غیر دولتی موفقی جز حزب الله در دنیای اسلام وجود نداشته است . توان مندی های رسانه ای آنلاین این حزب در مبارزه علنی با عقاید و عملکردهای رژیم اشغال گر قدس در سراسر جهان ، نمونه بارز اهمیت رسانه های امروزی در تقابل با دکترین های عقیدتی در مناطق خاصی از جهان است .

3- اطلاع رسانی آی تی مدار : استفاده از آی تی برای نفوذ بر ساختار دفاعی و حتی هجومی هر موجودی که به عنوان دشمن تلقی شود ، اصل غیر قابل انکارنبردهای امروزی را تشکیل می دهد. جنگ رسانه ها و جنگ الکترونیک ، چنین اهدافی را جست و جو می کند و بی شک ، ارزش سرمایه گذاری و کار هدفمند در این عرصه ، کار عبثی به شمار نمی رود.استفاده از اینترنت ،ماهواره ، وبلاگ ، رادیو ، نشریات سنتی و همه این مسائل ، وقتی در قالب بین المللی و حرفه ای عرضه شوند ، چیزی کم تر از یک موشک دوربرد نیستند. ارزش رسانه ها و تلفیق رسانه های سنتی با رسانه های نسل جدید ، مرتبه غیر قابل انکار رسانه ها را در پیش برد جنگ های آینده ، تبیین می کند. بر همین اساس ، حزب الله ، صنعت آی تی را یک رویکرد مهم در دکترین رسانه ای خود می داند که در یک دهه اخیر ، برای آن بسیار مثمر ثمرتر بوده است . برای کسب اطلاعات بیش تر در مورد سازمان اطلاع رسانی آی تی مدار حزب الله می توانید به نشانی http://en.wikipedia.org/wiki/Hezbollah مراجعه کنید.

 

کلام آخر

رفتار سازمانی رسانه ای حزب الله لبنان نشان می دهد که موفقیت های یک جریان سیاسی و مذهبی و حتی نظامی در دنیای نا برابر کنونی ، با اتکا به ساز و کارهای اطلاع رسانی دیجیتالی ، تا چه اندازه اثر بخش و مثمر ثمر است. درک این واقعیت غیر قابل انکار ، باید در دستور کار کمیته های اطلاع رسانی و ارتباطات کلیه مراکز حزبی ، مذهبی کشور قرار بگیرد. نمی توان دور از انتظار دانست که ارسال یک پیام یا ارتباط با صدها هزار مخاطب یک جریان ، فقط با ارسال یک email یا انتشار یک مطلب در وبلاگ یا تارگاه ، بسیار آسان تر و موثر تر از جریان های سنتی موجود است. امیدواریم این فرآیند در کشور ما بهینه و نهادینه تر شود و اطلاع رسانی رسمی دیجیتالی ، به عنوان بخشی از فرهنگ اطلاع رسانی جریان های مذهبی و سیاسی و حتی نظامی کشور ، به شمار رود. 

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در جمعه 24 آذر1385 و ساعت 9:16 |
بسیاری از کسانیکه در طول سالهای اخیر و بویژه پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری تلاش کردند احمدی نژاد رو انتی سمیتیزم و یهود ستیز معرفی کنند با دیدن عکسهای دیدار رئیس جمهور با خاخامهای یهودی شوکه شدند .

حالا باید آقایان بیش از گذشته به تفاوت یهودیت که آئین توحیدی بوده با صهیونیزم که ساخته و پرداخته انگلیس است فکر کنند . البته این تفاوت اظهر من الشمس است و اگر کسی این دو رو با هم اشتباها یکی بدونه مثل اینه که مثلا وهابیت علمای سلفی عربستان رو با اسلام ناب یا حتی بهائیت رو با اسلام یکی تصور کنه اما آنچه نگذاشته این تفکیک و خط کشی رعایت بشه رسانه های غربی هستند که در اختیار صهیونیستها هستند و با هیاهوهای تبلیغاتی اجازه نمی دن مردم خودشون فکر کنند . در واقع با نمایش جذابیت هایی مثل سکس و اکشن و مد و فیلمهای هالیوودی کم کم انسانها رو الینه و مسخ می کنند و به اونها می باورونند که انچه ما می گیم دقیقا فکر شماست . ( در این مورد دوست دارم بعدا بیشتر بنویسم تا خدا چی بخواد )

فعلا این عکس رو نگاه کنید :

president

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 22 آذر1385 و ساعت 17:0 |
سلام دوستان . به عنوان اولین هدیه خدمت شما دوستان فیلم کم حجمی از یک تعقیب و گریز یک متهم در لوس انجلس امریکا رو در سایت ویکی اپلود / لود کردم که از اینجا می تونید دریافت کنید.

حجم فایل ۴۹۶ کیلوبایت و فرمت اون wmv. هست.

امیدوارم نظر یادتون نره.

 

+ تحرير شده به قلم مهدی در چهارشنبه 22 آذر1385 و ساعت 15:23 |
پس از 9 سال، تحليل‌هاي متناقض از راز مرگ دايانا

گزارش آزمايش DNA راننده ماشين بنز مدل S كه هفته پيش منتشر شده، حاكي از آن است كه راننده از الكل استفاده كرده و سرعت خودرو هم با توجه به شدت جراحات وارده، بالا بوده است. شب گذشته، سرويس جاسوسي آمريكا اعلام كرد: همه مكالمات تلفني دايانا را از شب قبل تا روزي كه او فوت كرده، ضبط نموده است.

در آستانه برگزاري دادگاه و 9 سال پس از مرگ جنجالي پرنسس دايانا، همسر پيشين پرنس چارلز (وليعهد انگلستان)، ارايه تحليل‌هايي گوناگون در مورد علت مرگ او و طرح احتمال دست داشتن سرويس امنيتي MI6 انگلستان در اين مرگ، دادگاه عالي انگليس را در شرايط خاصي قرار داده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از لندن، «محمد الفاهد»، پدر «دودي فاهد»، دوست پسر دايانا كه او هم به همراه دايانا در حادثه تصادف در تونل شهري پاريس، پايتخت فرانسه، در سال 1997 جان سپرد، از آن سال تاكنون، از طريق سيستم قضائي انگليس به دنبال علت واقعي مرگ پسرش است. «محمد الفاهد»، سرمايه‌دار مصري كه چندين سال است مركز تجاري «هارولدز»، يكي از سمبل‌هاي انگليسي شهر لندن را به تملك خود درآورده، سال‌ها براي گرفتن پاسپورت انگليسي، مورد بي‌مهري وزارت كشور انگلستان بوده است.

گزارش آزمايش DNA راننده ماشين بنز مدل S كه هفته پيش منتشر شده، حاكي از آن است كه سرعت خودرو به شدت بالا بوده و راننده از الكل استفاده كرده است.

همچنين گزارش لرد استيونس، فرمانده پليس مترو پليتن لندن در مورد مرگ دايانا، حاكي از آن است كه راننده دايانا، مست بوده و در سرعت 110 كيلومتري، كنترل ماشين را از دست داده و اين باعث تصادف و مرگ دايانا و دوست پسرش، «دودي فاهد» شده است.

همچنين شب گذشته، سرويس جاسوسي آمريكا اعلام كرد: همه مكالمات تلفني دايانا را از شب قبل تا روزي كه او فوت كرده، ضبط نموده است، با اين وصف، دولت آمريكا اعتراف مي‌كند، به مكالمات دايانا گوش داده و لرد استيونس مطمئن است در 39 سند موجود در مورد استراق سمع اين مكالمات تلفني، هيچ‌گونه اشاره‌اي به راز مرگ او نشده و حتي شامل سرنخي در مورد مرگ او نيست.

«نورمن بيكر»، از اعضاي حزب ليبرال دمكرات، سومين حزب بزرگ انگليس، مي‌گويد: آنان مي‌دانستند آمريكايي‌ها مكالمات دايانا را مي‌شوند، اما سؤال از دولت بلر اين است كه چگونه اين مجوز خلاف قانون اساسي انگليس را به آمريكا داده تا از شهروندان انگليس استراق سمع كنند.

اما گزارش پانزده صفحه‌اي كه به «عمليات پگت» معروف است، مي‌گويد: «پل هنري»، راننده ماشين بنزي كه دايانا و دوستش سوار آن بوده‌اند، در شرايط معمولي مصرف الكل بوده و اين با اين موضوع كه بيان مي‌شود او در شرايط مستي،‌كنترل ماشين را از دست داده، كاملا متناقض است.

البته در نمونه‌هاي خوني كه از دو راننده ـ كه در جريان تصادف دخالت داشته‌اند ـ گرفته شده بود و طي آن پيشتر خطاهايي به دست آمده و يكي از آن نمونه‌ها، نشان مي‌داد يكي از رانندگان، الكل زيادي همراه با با دارو مصرف كرده و با اين نظريه جديد كه توسط «بي.بي.سي» انتشار يافته و نمونه DNA را متعلق به «پل هنري» دانسته، برآورد قبلي را كه نشان مي‌داد مأموران MI6 نمونه‌ها را تغيير داده‌اند، از بين مي‌برد.

اما پس از اين ماجرا، «محمد الفاهد» گفت: «بي.بي.سي» هم خود را در دام انداخته، زيرا نمونه‌هايي كه تست الكل آنها مثبت بوده،‌ براي آزمايش DNA ارسال نشده‌اند.

همچنين گزارش لرد استيونس، با توجه به تست‌هاي انجام شده، اين فرضيه كه دايانا، باردار بوده را رد مي‌كند، اما گزارشي كه توسط دوازده نفر از كارآگاهان بين‌المللي و با هزينه سه ميليون پوندي به نام عمليات پگت، انتشار يافته، مي‌گويد: «دودي فاهد» و دايانا قصد ازدواج داشتند.

يك سخنگوي فاهد مي‌گويد: اين‌كه پل با سرعت 160 كيلومتر بر ساعت حركت مي‌كرده،‌ دروغ است، زيرا اسكاتلنديارد، پليس آگاهي انگليس اعلام كرده است: سرعت راننده ماشين دايانا 95 كيلومتر بر ساعت بوده است.

همچنين در اين گزارش، سيزده نفر از شاهدان مورد سؤال و جواب قرار نگرفته‌اند و هيچ كس نمي‌توانسته مشخص كند براي دو ماشين و يك موتورسيكلت كه هم‌زمان با ماشين دايانا، وارد تونل شده‌اند، چه اتفاقي افتاده است!

اكنون برخلاف گذشته كه تقاضاي خانواده فاهد براي علني شدن دادگاه رد شده بود، ممكن است دادگاه اوليه در روزهاي 8 و 9 ژانويه به صورت علني برگزار شود.

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 21 آذر1385 و ساعت 11:0 |
سلام دوستان.

امیدوارم که حال شما خوب باشد. از این پس در این کلبه مجازی در خدمت شما خواهم بود . لطفا از نظرات خوب خودتان منو محروم نکنید.

سعی می کنم در این وبلاگ مطالب مفید و به درد بخوری تقدیم حضورتون کنم.

تا سلامی و ثنایی دیگر بدرود.

+ تحرير شده به قلم مهدی در سه شنبه 21 آذر1385 و ساعت 10:58 |